خویشتن­ شناسی در روان­شناسی انسان گرایانه

خویشتن­شناسی در روان­شناسی انسان گرایانه

در روان­شناسی انسان گرایانه در زمینه خویشتن شناسی می توان عناصر مورد توافق اکثر روان­شناسان را به قرار زیر بیان کرد:

– خویشتن­شناسی نوعی مسئولیت­پذیری و پاسخگویی نسبت به خود است.

–  خویشتن­شناسی نوعی دستورالعمل برای مدیریت خویش است. با شناخت خود می توان به نحو کارآمدتری فعالیت های خود را تنظیم کرده و در مواجهه با محرک ها رفتاری مناسب تر از خود نشان داد.

– خویشتن­شناسی در ارتباط نزدیک با ارزش ها، باور ها و گرایش ها، عواطف و تمایلات فرد است. به عبارت دیگر برای دست­یابی به خویشتن­شناسی در وهله اول باید به ارزش ها و عواطف و تمایلات خود شناخت پیدا کرد.

– ارتباطات بین­فردی با دیگران، در خویشتن­شناسی تعیین کننده است. خویشتن­شناسی در این بعد، می تواند به ارتباطات موثر منجر شود.

– خویشتن­شناسی در تسهیل رفتار با “خود” و دیگران عاملی حیاتی است(جاپلینگ[1]، 2000)

از نظریه­پردازان مشهور در روان­شناسی انسان گرایانه که بخشی از نظریات وی در ارتباط با خویشتن­شناسی می­باشد، آبراهام مازلو[2] است. نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو از یافته­های شناخته شده در روان­شناسی می باشد که در زیر به طور مختصر به آن می­پردازیم:

به عقیده مازلو، هر فرد دارای تعدادی نیازهای ذاتی است که فعال کننده و هدایت کننده رفتارهای اوست. این نیازها غریزی‌اند یعنی ما با آن‌ها به دنیا می‌آییم. اما رفتارهایی که ما برای ارضای آن‌ها به کار می‌بریم، اکتسابی هستند.

این نیازها بر اساس اهمیت، به ترتیب زیر قرار می‌گیرند:

1 ـ نیازهای فیزیولوژیکی[3]

2 ـ نیاز به ایمنی[4]

3 ـ نیازهای عشق و تعلق داشتن[5]

4 ـ نیاز به احترام[6]

5 ـ نیاز به خودشکوفایی[7]

نیازهای فیزیولوژیکی شامل؛ نیاز به غذا، آب، هوا، خواب و رابطه جنسی است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مهارت های مدیریتی

نیازهای ایمنی شامل؛ امنیت، ثبات، نظم و رهایی از ترس و اضطراب می‌باشد. این نیازها در نوزادان و بزرگسالان روان رنجور، بیشترین اهمیت را داراست.

نیازهای تعلق داشتن و عشق، از طریق روابط عاطفی با شخص یا اشخاص دیگر بر آورده می‌شود.

نیازهای احترام شامل؛ عزت نفس و احترام از سوی دیگران است.

نیاز خودشکوفایی شامل؛ تحقق توانایی‌های بالقوه و قابلیت‌های شخص بوده و مستلزم دانش واقع‌بینانه نسبت به نقاط ضعف و قوت خود می‌باشد.

هر نیازی که در پایین‌ترین مرتبه سلسه مراتب قرار گیرد قوت، توانایی و اولویت آن بیشتر است. به طور مثال، نیازهای فیزیولوژیکی جزء بنیادی‌ترین و قوی‌ترین نیازها هستند و قادر به بازداری کامل همه نیازهای دیگرند.

ناتوانی در برآورده کردن نیازهای سطح پایین‌تر، نوعی نارسایی در فرد ایجاد می‌کند. به همین جهت آن‌ها را نیازهای کمبود یا نارسایی نیز می‌نامند.

اگر چه نیازهای سطوح بالاتر برای بقا، کمتر ضرورت دارند با این وجود می‌توانند به بقا و ترقی شخصی کمک کنند. همچنین سلامت بهتر، عمر طولانی‌تر و به طور کلی کارایی زیست شناختی بیشتری را ایجاد می‌کنند. از همین‌رو آن‌ها را نیازهای رشد یا بودن نیز نامیده‌اند. در ضمن ارضای این نیازها مستلزم پیش‌شرط‌های بیشتر، پیچیدگی زیادتر و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بهتر هستند (کریمی،  1384)

با توجه به نظریه مازلو، می توان برآوردن نیازهای عشق و تعلق داشتن، احترام و خودشکوفایی را از پیش شرط­های اساسی نیل به خویشتن­شناسی دانست(مورارو و کریستی[8]، 2013).

[1] . Joplng

[2] .Maslo

[3] . Physiological needs

[4] . Safety needs

[5] . Belongingness and love needs

[6] . Esteem needs

[7] . self-actualization need

[8] . Moraru & Cristea

Author: 92