دانلود تحقیق با موضوع معاونت در جرم

فریادکشیدن یا انفجار صوتی موجب رعب و وحشت دیگری شده و در اثر این ترس ایست قلبی کرده و بمیرد در اینجا او مسبب قتل است و نه مباشر.

بنابراین اختلاف دیگر علّت و سبب در این است که علّت باید لزوماً یک فعل مادی صرف باشد در حالی که در خصوص سبب این الزام وجود ندارد و سبب هم میتواند فعلی مادی باشد همچون دادن سم به دیگری و هم غیرمادی چون شهادت دروغ. اختلاف دیگر اینکه همانگونه که پیشتر گفته شد رابطهی میان علّت و جرم یک رابطهی مستقیم است و بهوجودآمدن واسطهای در این میان علّت را از علّت تامه به علّت ناقصه مبدل میکند در حالی که رابطهی میان سبب و جرم رابطهای غیرمستقیم است.
مبحث سوم: انواع سبب
با دقت در متون فقهی و حقوقی در باب انواع سبب، فقها برای سبب چهار صورت مختلف متصور هستند، اما بعضی از حقوقدانان اسلامی سبب را به سه نوع متمایز تقسیم کردهاند.
با توجه به نقش سبب در پیدایش جرم فقها چهار صورت برای سبب متذکر شدهاند. آیتالله سید محمدحسن مرعشی این چهار صورت را اینگونه شرح میدهد.
امر: سبب گاهی از طرف آمر محقق میشود؛ مانند امر به کشتن دیگری که در اینجا مأمور قصاص میشود و آمر حبس ابد میگردد.
اکراه: گاهی سبب از طریق اکراه حاصل میشود؛ مانند اکراه دیگری به کشتن فردی که در این صورت چون اکراه در قتل مجوز قتل نیست، اکراهشونده قصاص میشود و اکراهکننده به حبس ابد محکوم میگردد.
شهادت دروغ: اگر کسی نزد قاضی شهادت دروغ دهد و قاضی در اثر شهادت دروغ شاهد، مشهودٌعلیه را محکوم به قصاص کرده و به قتل برساند، در این صورت شاهد محکوم به قصاص میشود. در این مورد شاهد که نقش سبب را دارد از مباشر که قاضی میباشد اقوی است.
هرگاه سبب موجب گردد که شخصی، مباشر قتل و یا جنایت بر خود شود: اگر فرد غذای مهمان را مسموم نماید و آن را نزد وی گذارده، مهمان از آن بخورد و بمیرد و یا آنکه کسی سر راه مهمان چاهی حفر کند و آن را بپوشاند، سپس مهمان را از همان راه عبور داده، مهمان در چاه بیفتد و بمیرد در این صورت سبب مسئول است و محکوم به قصاص میشود.
در مقابل حقوقدانان این مصدایق را در قالب سه عنوان سبب قانونی، سبب حسی و سبب عرفی تقسیم کردهاند. دکتر هادی صادقی انواع سبب را اینگونه شرح میدهد.
سبب قانونی: در سبب قانونی مسبب ایجادکنندهی سببی است که با وجود آن بنابر احکام قانونی و شرعی، مجنیٌعلیه نسبت به مرگ یا صدمات کمتر استحقاق مییابد؛ مانند شهادت دروغ بر قتلی که موجب قصاص است. در این مورد قاضی بر اساس بیّنهی شاهد حکم به قتل مشهودٌعلیه میدهد. در این صورت هرچند جنایت واقع شده مبتنی بر حکم قاضی است، اما درواقع شهادت دروغ موجبات قصاص را فراهم کرده است. اگرچه ادای شهادت هیچگونه تأثیر مادی در اعمال مجازات ندارد، اما بنابر موازین شرعی و قانونی اینگونه شهادتها باعث ثبوت مجازات قصاص میشود.
سبب حسی: ایجاد سبب روانی و با اقدامات غیرمادی جنایت تسبیبی و از نوع سبب حسی بهشمار میآید. در سبب حسی علّت جنایت فعل مباشر است، اما جانی ارادهی مباشر را به خدمت میگیرد؛ مانند موردی که فردی با اکراه، تهدید و یا تشویق و تحریک، دیگری را ترغیب به ارتکاب جنایت کند. در این موارد ترغیبکننده سبب روانی را در مباشر ایجاد کرده است.
سبب عرفی: اگر جانی با انجام کاری سبب مرگ مجنیٌعلیه شود هرچند که علت جنایت امر دیگری باشد، اما عرف جانی را سبب جنایت میداند. به این ترتیب بنابر سبب عرفی جانی مسئول مرگ وی میباشد؛ مانند موردی که جانی غذای مجنیٌعلیه را مسموم کند در این صورت اگرچه مقتول با مباشرت در خوردن عذای آلوده به سم اقدام به قتل خود نموده است، اما با توجه به جهل وی به موضوع، عرفاً سبب قتل را مسومکنندهی غذا میشناسند.
همانگونه که ملاحظه میشود مصدایق چهارگانهای که فقها برای نقش سبب در پیدایش جرم متصور بودند را حقوقدانان در قالب سه عنوان سبب قانونی، حسی و عرفی تقسیم نمودند به گونهای که مصادیق امر و اکراه تحت عنوان سبب حسی، مصداق شهادت دروغ تحت عنوان سبب قانونی و مصداق مباشرت بر قتل خود، تحت عنوان سبب عرفی جایگزین شدند.
مبحث چهارم: تفسیر دوگانهی سبب
«در نوشتههای فقهی دو گونه تفسیر و برداشت از سبب وجود دارد؛ یک تفسیر عام است که شامل شرط نیز میشود و در تفسیر دیگر، سبب معنای ویژهای دارد و شامل شرط نمیشود. تفسیر نخست در مباحث غصب و دیات مطرح شده است و تفسیر دیگر در کتاب قصاص آمده است. بر اساس تفسیری که فقها از سبب در کتاب غصب و دیات کردهاند، سبب امری است که فراهمکنندهی آن، قصد دارد به واسطهی آن، علّت تلف وجود پیدا کند؛ خواه برای تحقق علّت تلف، انضمام امور دیگر نیز به سبب ضروری باشد یا نباشد.
برای توضیح بیشتر شایان ذکر است امری که در هلاکت دخالت دارد یا به گونهای است که تلف حقیقتاً به آن نسبت داده میشود که اصطلاحاً به آن علّت میگویند؛ مانند افتادن در چاه که علّت مصدومشدن است و یا به گونهای است که تلف، حقیقتاً به آن نسبت داده نمیشود، ولی زمینهی تأثیرکردن علّت تلف را که همان افتادن در چاه است، فراهم میکند.
چیزی که زمینهی تأثیرنمودن را فراهم میکند نیز دو قسم است: گاهی به محض اینکه وجود پیدا کرد باعث میشود که علّت تأثیر نماید؛ مانند شهادت دروغ، اکراه به قتل، تقدیمکردن غذای مسموم به دیگری و مثالهایی از این قبیل، ولی گاهی نیز به مجرد وجودش باعث تأثیر علّت نمیشود، بلکه امور دیگری که حصول آنها ممکن است بعید باشد، بایستی به آن ضمیمه شود تا علّت تلف، تأثیر نماید؛ مانند حفر چاه که به تنهایی در تلف تأثیر ندارد، بلکه برای تحقق تلف امور دیگری نیز بایستی به آن ضمیمه شود تا موجب هلاکت یا مصدومیت دیگری شود. در کتاب غصب و دیات به دو قسم اخیر، سبب اطلاق شده است، ولی در کتاب قصاص دو قسم را از یکدیگر تفکیک نمودهاند و به قسم اول که به محض وجود پیداکردن، باعث تأثیر علّت میشود سبب گفتهاند و قسم دوم را شرط نامیدهاند».
بنابراین بر اساس این تفسیر دوگانه از سبب مصادیقی که برای مفهوم سبب و شرط میآورند گاهی مشترک است؛ برای مثال کندن چاه آنگاه که در بحث قصاص مطرح شود شرط جنایت است چرا که به تنهایی باعث وقوع جنایت نمیشود و باید برای تحقق جرم امور دیگری به آن منضم شود و اگر در بحث دیات و غصب مطرح شود بر اساس تفسیر عام سبب در این مباحث (دیات و غصب) که شامل شرط هم میشود، کندن چاه سبب جنایت است. به نظر میرسد «علّت تفکیک دو اصطلاح سبب و شرط در کتاب قصاص این است که چون در کتاب قصاص بحث نفس و جان مطرح است و مسئله از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است، ضرروری است عواملی که موجب جنایت شدهاند به طور دقیق شناخته شده و از یکدیگر تفکیک شوند؛ زیرا مجازات بهوجودآورندهی شرط با فراهمکنندهی سبب متفاوت است، ولی در بحث غصب مسألهی اموال مطرح است و اهمیت اموال به اندازهی نفوس نیست. بنابراین، این دقت و تفکیک مطرح نشده است».
بنابراین هر شرطی قابلیت سببشدن را داراست. به همین دلیل است مصادیقی که برای این دو مفهوم میآورند گاهی مشترک است. اما عدهای دیگر از فقها این دو مفهوم را شبیه هم میدانند «صاحب جواهر و صاحب مفتاحالکرامه و فقهای دیگر سبب و شرط را با یکدیگر شبیه میدانند؛ زیرا هر دو مانند هم تأثیر در تحقق جنایت مانند مرگ ندارند، بلکه مؤثر در تأثیر علّت جنایت میباشند. بسیاری از فقها، بین سبب و مباشرت خلط کرده و مثالهایی را که احیاناً ارتباط با مباشرت پیدا میکند، به سبب ارتباط دادهاند»؛ مثلاً علامه در ارشادالذهان در تعریف تسبیب مثالهایی را بیان میکند که عنوان مباشرت بر آن صادق است؛ ایشان پرتاب نیزه و سنگ و خفهکردن با طناب را در زمرهی قتل بالتسبیب میداند گویی که ایشان فعلی که با استفاده از ابزار انجام گرفته است را از عنوان مباشرت در قتل خارج کرده و ابزار را واسطهی میان تلف و علّت دانستهاند؛ به طوری که وسیلهی جرم، فعل را از علّت تامه به علّت ناقصهی جرم مبدّل میکند، بنابراین آن را تسبیب در قتل میدانند.
در مواردی که ابزاری واسطه نیست، اما با این وجود در تعیین مصداق برای مباشرت و تسبیب در جرم میان فقها اختلاف است میتوان به مواردی اشاره کرد؛ همچون «تقدیم طعام مسموم و انداختن کسی در آب زیاد و عمیق یا محبوسکردن او و منع نان و آب کردن یا ایراد جرحی که موجب سرایت و مرگ شود یا حفر چاه و پوشانیدن آن و افتادن مدعو جاهل به وجود چاه در آنجا و چند مورد دیگر که عدهای از فقها آن را از اقسام قتل بالتسبیب دانستهاند و حال آنکه عدهای دیگر به اعتبار اینکه علّت اعم است از مباشرت بلاواسطهی خود علّت و مباشرت فعلی که مولد آن علّت باشد، مثالهای فوق را قتل بالمباشره دانستهاند». همانگونه که علامه در تعریف مباشرت در ارشادالذهان دادن سم را تحت عنوان مباشرت در قتل میدانند، اما در کتاب تحریرالاحکام نظرشان متفاوت از کتاب ارشاد است و دادن غذای مسموم به میهمان را از جمله موارد تسبیب میداند.
این دست اختلافها در تعیین مصادیق در کلام فقها فراوان است و این به دلیل اختلاف نظرشان در تعریف و برداشتی است که از این مفاهیم دارند.
مبحث پنجم: تفکیک مفهوم تسبیب از معاونت
در این مبحث مفهوم معاونت، وجه اشتراک و تمایز میان معاونت و تسبیب در جرم را ببرسی نموده تا این دو مفهوم از یکدیگر بازشناخته شود.
گفتار اول: مفهوم معاونت
«معاونت در جرم یعنی ترغیب یا تهدید یا تطمیع و یا تحریک به ارتکاب جرم و یا ساختن یا تهیهی وسایل و یا ارائهی طرق و یا تسهیل وقوع آن به هر نحو خصوصاً با دسیسه یا فریب یا سوءاستفاده از قدرت. بنابراین، معاون جرم کسی است که بدون آنکه شخصاً به اجرای جرمِ منتسب به مباشر بپردازد با رفتار خود عامداً وقوع جرم را تسهیل کند و یا مباشر را به ارتکاب آن برانگیزد». قانون مجازات اسلامی مصوب 92 در مادهی 126 معاونت در جرم را بدینگونه شرح میدهد: «اشخاص زیر معاون جرم محسوب می‌شوند:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   فایل پایان نامه حقوق نوسانات نرخ ارز

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- هرکس دیگری را ترغیب، تهدید، تطمیع یا تحریک به ارتکاب جرم کند یا با دسیسه یا فریب یا سوء‌استفاده از قدرت موجب وقوع جرم گردد؛
ب- هرکس وسایل ارتکاب جرم را بسازد یا تهیه کند یا طریق ارتکاب جرم را به مرتکب ارائه دهد؛
پ- هرکس وقوع جرم را تسهیل کند.

تبصره- برای تحقق معاونت در جرم، وحدت قصد و تقدم یا اقتران زمانی بین رفتار معاون و مرتکب جرم شرط است. چنانچه فاعل اصلی جرم، جرمی ‌شدیدتر از آنچه مقصود معاون بوده است مرتکب شود، معاون به مجازات معاونت در جرم خفیف‌تر محکوم می‌شود».
«بنابراین، معاونت در جرم درصورتی قابل مجازات است که جرم دیگری وجود داشته و معاون طبق مصادیق تعیین شده توسط قانون ((مرتکب اصلی)) را یاری و مساعدت نماید». عنصر مادی معاونت در جرم در بندهای مادهی 126 ق.م.ا تعیین شده و عنصر روانی معاونت نیز علم و عمد در انجام فعل مجرمانه میباشد.
گفتار دوم: وجه اشتراک معاونت و تسبیب
«در ارتکاب جرایمی که یک یا چند نفر، مباشر اصلی جرم را کمک و مساعدت میکنند، امکان اجتماع و انطباق مفهوم معاونت و تسبیب در جرم در پارهای از اوقات، قابل تصور و تحقق است و آن ناظر به اعمالی است که قانوناً از مصادیق معاونت و از نظر فقهی با مفهوم ((سبب فاعلی)) قابل انطباق باشد؛ زیرا مفهوم سبب فاعلی در فقه زمانی تحقق پیدا میکند که شخص، دیگری را که قصد ارتکاب جرمی دارد، با انجام کاری مساعدت کند و با تهیهی مقدمات زمینهی حصول وقوع جرم را فراهم آورد».
گفتار سوم: وجه تمایز معاونت و تسبیب
از نظر مفهوم و مصداق
معاونت و تسبیب از لحاظ مفهوم و مصداق با هم تفاوت دارند. تسبیب در فقه گاهی به معنی مصدری و ناظر به انجامدادن کاری است که در حاصلشدن نتیجهی مجرمانه مؤثر است. در این مورد مفهوم سبب به اعتبار حصول مستقیم نتیجهی جرم از نتیجهی مسبب، به معنی سبب مصدری محسوب میشود؛ مانند اینکه کسی در راه عبور مردم چاهی بکند و دیگری ثالثی را در آن چاه بیندازد و باعث مرگ مجنیعلیه گردد، اما گاهی سبب در نقش واسطه و با اطلاع از قصد مجرمانهی دیگری، با انجامدادن کاری به طور غیرمستقیم زمینهی ارتکاب جرمی را فراهم میکند. بدین ترتیب مسبب فعلی را که دیگری مباشر آن است، ((سبب

Author: 92

دیدگاهتان را بنویسید