عملکرد سازمانی، اطلاعات بازار، نتایج حاصل از

دانلود پایان نامه

 

در اینجا شرکت این سوالات را مطرح میکند:
آیا اطلاعات زیادی درباره رقبای خاص داریم؟ آیا این اطلاعات به طور سیستماتیک، تجزیه و تحلیل و در کل سازمان توزیع شده است؟
آیا شرکت میداند چه زمانی باید به فعالیت رقبا واکنش نشان دهد و چگونه میتواند خود را از رقبایش متمایز کند؟
مزایای رقابتی محسوس در بازار چیست؟
2-15-3- هماهنگی درون کارکردی (تصمیمگیری جامع)
درک این نکته مهم است که آیا اطلاعات تسهیم شده در شرکت، استراتژیهایی برای حوزههای کارکردی یکپارچه میباشد؟
آیا تصمیمات مرتبط اتخاذ شده است؟
آیا کل سازمان به مشتریان خود علاقمند است؟
قرین و همکاران (2006) ادعا کردهاند که جهتگیری بازار میتواند عملکرد شرکت را از طریق تأثیر بر مدیریت زنجیره تأمین آن، تحت تأثیر قرار دهد. به طور مشابه، مین و همکاران (2007) عنوان کرده است که جهتگیری بازار مبنایی برای مدیریت زنجیره تأمین است و تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت دارد. در حالت مشابه، بررسی اثر جهتگیری بازار به شناسایی سازوکاری که در آن SCI عملکرد شرکت را تحت تأثیر قرار میدهد، کمک میکند. علاوه بر این، زهؤ و همکاران (2009) بیان داشتهاند که برخلاف هماهنگی درون کارکردی، که برای پاسخ به اطلاعات بازار به صورت مؤثر مهم و حیاتی است، مشتریمداری و جهتگیری رقابتی دو ابزاری هستند که شرکتها برای تعامل با محیط بکار میگیرند، همچنین این دو کاربرد مهمی در کارآیی استراتژیهای بازار محور دارند.
2-16- پیشینه تحقیق
2-16-1- مطالعات خارجی
داؤد و همکاران (2013)، در مطالعهای تجربی با عنوان «جهتگیری بازار و عملکرد: مطالعهای در خصوص عملکرد شرکت تاکافول مالزی» اقدام به بررسی اثر جهتگیری بازار بر عملکرد سازمانی کردهاند. قالب نمونه این مطالعه متشکل از 162 مدیر ارشد، میانی و نیز مدیران اجرایی در بخش بازاریابی در شش دفتر مرکزی شرکت تاکافول مالزی بوده است.
شکل 4-2 مدل مفهومی
شکل 4-2 مدل مفهومی
(منبع: داؤد و همکاران (2013))
نتایج حاصل از آزمون فرضیهها هر سه فرضیه ادعایی را تأیید کرده است. همچنین تحلیل رگرسیون بر روی جهتگیری بازار و عملکرد نشان داده است که واریانس عملکرد میتواند توسط متغیرهای مشتری مداری، جهتگیری رقبا و هماهنگی درون کارکردی توضیح داده شود. همچنین تنها مشتریمداری و هماهنگی درون کارکردی اثر مثبت و معناداری بر عملکرد میگذارند. هر چند جهتگیری رقبا معنادار نیست ولی رابطه مثبتی با عملکرد دارد. بر اساس ارزشهای به دست آمده برای بتا، هماهنگی درون کارکردی بالاترین تأثیر را بعد از مشتریمداری بر روی عملکرد داشته است.
هی و لای (2012)، در مطالعهای با عنوان «یکپارچهسازی زنجیره تأمین و تحول خدماتگرا: شواهدی از تولیدکنندگان تجهیزات در چین»، اقدام به ترسیم یک مدل مفهومی به منظور تشریح روابط میان یکپارچهسازی عملیاتی و یکپارچهسازی استراتژیک زنجیره تأمین، خدمات محصول محور و عملگرای مشتری ارائه شده از طرف تولیدکنندگان صنعتی و عملکرد شرکت، کردهاند. آنها با بررسی بر روی دادههای حاصل از 500 تولیدکننده تجهیزات در چین، دریافتهاند که یکپارچهسازی عملیاتی زنجیره تأمین اثر مستقیم مثبتی بر خدمات محصول محور دارد، در حالی که یکپارچهسازی استراتژیک اثر مستقیم مثبتی بر خدمات عملگرای مشتری دارد. علاوه بر این، خدمات محصول محور استراتژی تحول اصلی برای شرکتهای تولیدکننده صنعتی به حساب میآید و علاوه بر این اثر مستقیم مثبت، اثر غیرمستقیمی نیز از طریق خدمات عملگرای مشتری بر عملکرد شرکت دارد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیهها نشان دهنده آن است که: خدمات محصول محور، اثر مثبت معناداری بر عملکرد شرکت و بر خدمات عملگرای مشتری دارد، خدمات عملگرای مشتری، اثر مثبت معناداری بر عملکرد شرکت دارد، یکپارچهسازی عملیاتی، اثر مثبت معناداری بر خدمات محصول محور دارد و همچنین یکپارچهسازی استراتژیک، اثر مثبت معناداری بر خدمات عملگرای مشتری دارد.
شکل 5-2 مدل مفهومی

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.