محدودیت سیستم‌های سنتی ارزیابی عملکرد

محدودیت سیستم‌های سنتی ارزیابی عملکرد

از همان زمانی که سازمانهای تجاری به وجود آمده‌اند، روش سنتی ارزیابی به صورت مالی بوده است. سوابق حسابداری مورد استفاده برای تسهیل معاملات مالی در واقع سابقه هزاران ساله دارد. در آغاز قرن بیستم، نوآوری‌های ارزیابی مالی برای موفقیت غولهای صنعتی آن زمان مانند جنرال موتورز ضرورت اساسی یافت. رقابت برحسب حوزه و اقتصادهای معیار سنجیده میباشد و ارزیابی‌های مالی معیارهای موفقیت محسوب می‌شدند.(منصوری ،1386)

شاخصهای مالی عملکرد، مسیری تکاملی را طی کرده‌اند و امروزه مفهوم ارزش افزوده اقتصادی[1] متداول است. این مفهوم نشان می‌دهد که اگر یک شرکت از هزینه سرمایه‌ای آن فراتر نرود، در واقع ارزشی برای سهامداران خود ایجاد نمی‌کند. با استفاده از معیار نگرش ارزش افزوده اقتصادی می‌توان تعیین کرد که با وجود افزایش در درآمدها، یک شرکت چنانچه هزینه سرمایه‌ای مربوط به سرمایه‌گذاری‌های جدید آن خیلی بالا باشد، ممکن است ارزش سرمایه سهامداران را از بین ببرد.

ولی در آستانه‌ی قرن بیست و یکم، اتکای شرکتها به سنجه‌های مالی برای ارزیابی عملکرد و نشان دادن نقاط قوت و ضعف آنها، کمرنگ شد و نارسایی سنجش‌های مالی صرف بیش از پیش نمایان گردید:

– در عصر اقتصاد مبتنی بر دانش، فعالیتهای ارزش‌آفرین سازمانها فقط متکی به دارائی‌های مشهود آنها نیست. امروزه دانش و قابلیت کارکنان، روابط با مشتریان و تأمین‌کنندگان، کیفیت محصولات و خدمات، فناوری اطلاعات و فرهنگ سازمانی، دارئی‌هایی به مراتب ارزشمندتر از دارایی‌های فیزیکی‌اند و توانمندی سازمانها در به کارگیری این دارائی‌های نامشهود قدرت اصلی ارزش‌آفرینی آنها را رقم می‌زند و سنجشهای مبتنی بر سنجه‌های مالی توانایی ارزیابی این دارایی‌های نامشهود و انعکاس تأثیر آنها بر موفقیت سازمانها را ندارند.

– سنجه‌های مالی، در زمینه‌هایی که قادر به ارزیابی آنها هستند، نشان‌دهنده رویدادهای تاریخی و گذشته‌اند. آنها خلاصه‌ای از فعالیتهای سازمان را در دوره‌های گذشته ارائه می‌دهند. صورتهای مالی و ارقام مندرج در آنها تلاش می‌کنند تا نتایج عملکرد گذشته شرکت را نشان دهند ولی همه ما می‌دانیم که بهترین نتایج عملکرد ماهانه، شش ماهه و یا حتی سالانه به هیچ وجه دلیلی بر تداوم این نتایج در آینده نیست.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   خطرات مطرح در بیمه های اشخاص

– ارزیابی‌های عملکرد مبتنی بر سنجه‌های مالی،وزن بیش از حدی به سود و زیان کوتاه‌مدت شرکت داده و عوامل مؤثر بر ارقام سود را عمده می‌کنند. دراین راستا همه اقدامات مربوط به کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمدها مثبت ارزیابی می‌شوند در حالیکه در بسیاری از این کاهش هزینه‌ها مانند کاهش برنامه‌های آموزشی کارکنان و توقف فعالیتهای تحقیق و توسعه اگرچه سود شرکت را افزایش می‌دهند ولی موجب از دست دادن موقعیت رقابتی شرکت شده و سود بلندمدت آن را به مخاطره می‌اندازند. همانطور که افزایش بعضی از اقلام درآمد ممکن است به قیمت از دست دادن وفاداری مشتریان در درازمدت تمام شود.

– گزارش‌های مالی اصولاَ در طبیعت خود نشان‌‌دهنده خلاصه و سرجمع عملیات و فعالیتهای یک سازمان‌اند. حد تجمیع در بسیاری از موارد به اندازه‌ای است که اطلاعات مندرج دراین گزارشها برای تصمیم‌گیری سطوح خاصی از مدیران و کارکنان، غیرقابل استفاده است. کارکنان در همه سطوح سازمان نیازمند اطلاعات عملکرد خود هستند به نحوی که این اطلاعات با فعالیتهای روزمره آنها ارتباط پیدا کند.

– صورتهای مالی سنتی حتی در سطوح بسیار پیشرفته خود فقط قادر به انعکاس عملکرد واحدها و بخشهای مختلف یک سازمان‌اند که از تجمیع آنها عملکرد کل سازمان به دست می‌آید. این صورتهای مالی معمولاَ قادر به انعکاس اثرات ناشی از همکاری‌ها بین واحدهای مختلف وظیفه‌ای نیستند. امروزه بیشتر فعالیتهای ارزش‌آفرین سازمانها حاصل همکاریهای بین وظیفه‌ای [2]و ارائه راه‌حل‌های یکپارچه به مشتریان و ذینفعان است. سیستمهای سنجش مالی سنتی قادر به محاسبه ارزش واقعی و یا بهای تمام‌شده این همکاریها و روابط نیستند. با توجه به محدودیت‌هایی که به برخی از آنها اشاره شد، روشهای سنتی ارزیابی عملکرد که عمدتاَ بر سنجه‌های مالی استوار بودند، نه‌تنها در انعکاس کامل دلایل توفیق و یا عدم توفیق شرکتها کفایت لازم را نداشتند، بلکه ارتباط منطقی و علت و معلولی بین عوامل محرکه توفیق و دستاوردهای حاصله نیز برقرار نمی‌کردند و از این رو در حمایت از برنامه‌های مدیریت بالاخص برنامه‌های  استراتژیک یک سازمان ناتوان بودند.(منصوری ،1386)

 

[1] – Economic Value Added(EVA)

[2] – Cross Functional

Author: 92