منبع پایان نامه ارشد با موضوع جنبش نوگرا، جنبش سقاخانه، معماری ایران، معماری ایرانی

میدهند.»(آغداشلو، ۱۳۸۵: ۱۹۳)
۲-۱۳-۱- خاستگاه خط-نقاشی معاصر ایران
«جنبش نوگرایی در ایران جهت کوششهای هنری را به کلی تغییر داد. هنرمند امروز نه فقط در سبک بلکه در روش کار از پیشینیان خود هم بسیار فاصله گرفته است. او مواد، ابزار و اسلوبهای مختلف قدیم و جدید را با کنجکاوی میآزماید و غالباً نیز به نتایج تازه و مناسب برای کار خود دست می‌یابد. در کندوکاو برای شناخت ویژگیها و امکانات هر رسانه، بیشتر به تأثیر بانی آن توجه دارد تا کسب مهارت فنی. اگر طراح است یا نقاش، خط و رنگ را عناصر مکمل هم میداند و از این رو سنت مرزبندی میان طراحی و نقاشی را منسوخ می‌شمرد.» (پاکباز،۱۳۸۵: ۲۸۱) (تصویر ۲-۸۲) در همین راستا «خط به نقاشی مدد می‌رساند و نقاشی به خط، و از ترکیب این دو، هم راهی به مدرنیسم گشوده میشود و هم راهی به آفاق هنرهای سنتی.» (گودرزی، ۱۳۸۴: ۲۸۷) خاستگاه خط-نقاشی امروزی را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد: “روند تحولات در نقاشی معاصر ایران” و “تحولات در هنر خوشنویسی” و هنرمندان در روند خلاقیتهای نوآورانه در هر دو بخش به چنان ابداعاتی در خط دست یافتند که می‌توان آن را مجموعه‌ای از سنت‌شکنی‌ها نام نهاد؛ شاید بتوان گفت مهم‌ترین سنت شکنی در رابطه، فرم، محتوا، ترکیببندی و تکنیک صورت گرفت. در دنیای سنتی، خط وظیفه داشت که مفهوم را به آسانترین، سادهترین، سریعترین و خواناترین وجهی بیان نماید تا در نگاه اول، فرم موضوع، ترکیب و مفهوم یک‌جا به بیننده و خواننده القاء شود. اما اینک وظیفه مهم خط، زیبایی و تبلیغ است. به همین دلیل بدیع‌بودن تکنیک و شگفتی به همراه زیبایی از اهداف مهم بصری خط-نقاشی شد و با سه اقدام مهم عرصه نوآوری، یعنی تغییر شکل در حروف۷۳، اغراق در حروف۷۴ با تکنیک‌های مختلف و ساده‌سازی۷۵ آن تحولاتی ایجاد شد تا بتواند زیبایی و قدرت ارائه و روح تبلیغگرای آن را بالا ببرد. در نقاشی، هنرمندان پا را فراتر نهاده و رابطهی مفهوم و شکل از هم گسیخته شد و خط در کنار رنگ و سایر اشکال به جزئی از ترکیببندی، تبدیل و تغییر شکل و تکرار حروف فقط به قصد زیبایی از اهداف مهم هنر خط تلقی گردید.» (تن، ۱۳۹۰: بروشور) (تصویر ۲-۸۳)
۲-۱۳-۲- نقش هنرمندان معاصر در پیشبرد و تثبیت خط-نقاشـی
حبیب‌الله آیت‌اللهی۷۶‌ خط-نقاشی را فاقد ارزش خوانده است. این اظهار نظرها به دلیل روند تکامل جنبش سقاخانه بود که به سمت‌ وسوی شکل‌گرایی پیش‌ می‌رفت و تقریباً تابلوها از نظر معنایی تهی و خالی می‌شد و هنرمند به نوعی به غرب‌گرایی دامن می‌زد که غرب تمایل داشت در هنر و جامعه ما ببیند و از آن بدتر هنرمندان ما خود را از نگاه بیرونی دیده و درک می‌کردند. (حبیب اللهی، ۱۳۷۳: ش ۵-۶) «هنرمندان معاصر با حفظ شیوه‌های پیشین و در عین حال همراهی با نیاز معاصر سعی در برقراری نوعی تعادل بودند که گاه تأثیرگزار هم بوده است. از جمله در آثار رضا مافی که با «دنبال‌کردن حروف و حرکت‌دادن این دنباله‌ها، علاوه بر استفاده از خط ریشه‌دار طغرا که از شاخص‌های بصری فرمان‌های قاجاری است و توسط منشیان ممتاز به عنوان آرم همیشگی در فرمان قید می‌شد، برای نخستین‌بار این شگرد در دهه پنجاه به کار رفت.» (تیموری، ۱۳۹۱: ۱۸۱) (تصویر ۲-۸۴) جلیل رسولی هم با توسعه بخشیدن این شگرد به دنبال حفظ زبان شخصی خود است. «او در شیوه خود با این کار به ایجاد فضاهای دلنشین و موزون در بین حروف و کلمات می اندیشد. او همچنین با این کار به شکل‌دادن ترکیب‌بندی محکمی از آنها اقدام می‌کند که در عین حال پیام و محتوا نیز با کمی‌ کندوکاو و کنجکاوی مخاطب فراهم می‌شود.» (همان). نصرالله افجه‌ای، چهره ماندگار نقاشی-خط ایران در این باب بیان می‌کند‌‌ که: «برخی نقاشی-خط‌ها آگاهانه طوری نوشته می‌شوند که نمی‌توان آنها را خواند زیرا در آنها نوشته ملاک نیست، هدف، اندیشه‌ای است که آن فرم می‌آفریند؛ نقاشی-خط وابسته به فرد و جهان‌بینی اوست. من نقاشی-خط را همان پیش‌درآمد آوازهای ایرانی می‌دانم که کلمه‌ای یا بیتی نمی‌خوانند اما در آغاز آوازها، زمزمه‌هایی را بازتاب می‌دهند.» افجه‌ای افزود: «معضل بزرگ نقاشی-خط و همین طور خوشنویسی، عدم وجود رشته‌های آکادمیک و دانشگاهی است تا زمینه‌ساز رشد علمی و مدون‌شدن علوم شفاهی اثر شود.» (نراقی،۱۳۹۰). علی شیرازی، خوشنویس معاصر درباره خط-نقاشی می‌گوید: «من هم قبول دارم جنبه‌های کاربردی خوشنویسی در روزگار ما از بین رفته است،‌ نرم‌افزارهای کامپیوتری خوشنویسی به همه نیازهای مردم پاسخ می‌دهد، لذا آنچه امروز محوریت یافته، جنبه‌های هنری خوشنویسی است. اما خوشنویسی هنری ایران آنقدر جایگاه و آوازه جهانی دارد که می‌تواند در این مسیر نیز به زایش‌های نو برسد.» (همان) علی شیرازی خاطرنشان می‌کند که: «من عبارت نقاشی-خط را صحیح می‌دانم و یکی از ریشه‌های آن را در سیاه‌مشق جست‌وجو می‌کنم و از این منظر معتقدم آنقدر گاهی به علوم و هنر گسترش یافته که با ادارک درست از خوشنویسی می‌توان به کمپوزسیون‌های نقاشانه هم رسید. اما این بدین معنا نیست که هرکس که خط خوشی دارد، می‌تواند به نقاشی خط برسد، نقاشی-خط یک هنر مستقل و جدا از خط و نقاشی است.»(همان)
شاید از دیگر نقش‌های خط-نقاشی و هنرمندان این رشته هنری راه یافتن آن به خانه‌ها واستفاده از آثار خطی در تزئین داخل ساختمان‌ها دانست.» (زعیمی، ۱۳۷۰: ۶) هر حرف یک نشانه دیداری است که مابه‌ازائی صوتی دارد. هنگامی که حروف در یک چیدمان فرمالیستی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و از قید خوانده‌شدن با منطق زبانی، آزاد هستند. تنها چیزی که به خصوص برای صاحبان آن زبان باقی می‌ماند، مجموعه‌ای از صداهاست که به طرزی مبهم در میان رنگ و شکل و ترکیب‌بندی کلی اثر گم شده است. بدین ترتیب نقاشی-خط، یک اثر تجسمی صدا دار است که اصوات آن تنها در ضمیر بیننده یا خواننده اثر می‌پیچد. (موزه معاصر ایران، ۱۳۹۰: گزارش) صداقت جباری، وارث یک جریان تاریخی است که قریب نیم‌قرن پیش به ظهور رسانه‌ای ترکیبی موسوم به خط-نقاشی انجامید. تجربه‌گری‌های او عمدتاً برپایه تصرفاتی است که در فرم سنتی سیاه‌مشق صورت می‌دهد. در آثار او گاهی شاهد تصویرسازی‌های مبهمی از درختان مینیاتوری، سیمرغ و دیگر عناصر نقاشی ایرانی هستیم که خط درون شان گم شده و تنها از نزدیک قابل تشخیص است. این شکل از مصورسازی با کمک خط، البته تاریخی طولانی دارد که با عنوان نقاشی خط در تاریخ خوشنویسی ایرانی ثبت شده است. با این همه مصورسازی‌های جباری، شکل تجریدی‌تری دارد و به نقاشی‌های مدرن نزدیک‌ترند. آثار او به گونه‌ای بنیادین ماهیتی دینی دارند و ترکیب التقاطی سنت و مدرنیسم در آنها، نوعی از عقلانیت را نمایش می‌دهد که مشابه آن را در برخورد روشنفکران دینی با مدرنیته می‌توان دید. تظاهرات هنری این تفکر التقاطی طیف وسیعی از تجربه‌گری‌های معاصر را در بر‌ می‌گیرد. (تصویر ۲-۸۵) (همان) در آثار او تکرارها، به منش ذکرگونه و ریاضت وار سیاه‌مشق های سنتی نزدیک می‌شوند که باردیگر رجعتی است به سنت. در هرحال، دل مشغولی جباری آفرینش فرم‌هایی جذاب و گاه بسیار دکوراتیو است که به رغم جهش‌های مدرن، از مشی نیاکان خود منحرف نمی‌شوند و در آنها ردّی از زیباشناسی سنتی برجای مانده است. او خود برآن است که در این راه، تمامی امکانات و تجربیاتی که تاریخ هنر در اختیارش قرار داده را بیازماید و اعتقاد دارد که هنر، بیش و پیش از هرچیز حاصل حظّ هنرمند و خلوت ذی‌قیمت اوست تا داوری‌های پیرامون‌اش (همان).
گُلـگشت
اجلی در سال ۱۳۴۳ با تلفیق خط و نقش، سبکی ابداع کرد که به سبک گلگشت معروف شد. در این روش به وسیله خطاطی، انواع تصاویر طراحی می‌شود. «مجموعه حروف شکلی از اشکال طبیعت هستند یا شاید طبیعت به شکل حروف. در این سبک تازه، خط و طبیعت به همراه یکدیگر ارائه می شود به طوری که انتخاب کلمات و حروف و نحوه قرارگرفتن آنها در یکدیگر از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است. به بیان دیگر باید گفت که در این سبک، خط و نقش، مکمل یکدیگرند و رابطه خط با طبیعت و طبیعت با خط زمینه و هماهنگی کلی کار از نظر رنگ و فرم، ملموس بودن عناصری که به خدمت گرفته می‌شوند، مورد توجه خاص سازنده اثر است. اهمیت دیگر این سبک داشتن بعد معنوی آن است که مطالب آموزه ومفید، در تهیه آن انتخاب می شود و تعهد و مسئولیت سازنده آن را نسبت به جامعه نشان می‌دهد. سبک گلگشت، فرم و فضاهای تازه‌ای را برابر بیننده قرار می‌دهد که تجسس و حس کنجکاوی اورا برانگیزد.» (فصلنامه هنر، ۱۳۶۲: ش ۵) «اجلی حروف و کلمات را با حجم بسیار زیاد، که گاه تعداد آنها به صدها و هزارها می‌رسد، با نسبت‌های مختلف و رنگ‌مایه‌های آرام کنار هم مینشاند و نقش‌هایی میآفریند، و در عین آنکه یادآور سیاه‌مشقهای خوشنویسان قدیم ایرانی هم هست، ترکیب کلی آنها طبیعت را تجسم می‌سازد. ترکیبات کلمات و حروف، گاه در آثار اجلی درختی، کوهی، یا آب و پرندهای را نشان میدهد.» (گودرزی، ۱۳۸۰: ۸۰) (تصویر ‏۲-۸۶)
کرشــمه
«هنر مدرن، خود گذشته خود است و خوشنویسی امروز ما نیز اگر بخواهد با دنیای امروز همگام و همراه باشد باید هنرمندانش آن را دوباره آغاز کنند. آغازی مبتنی بر نگاه فردی به خط، نه تقلیدی ماهرانه از صورت و شکل آثار. با این آغاز خوشنویسی به تعداد نفوس، تعبیرشدنی است. همچنان که در زیبایی نیز.» (آریامنش، ۱۳۷۹: ۱۶)
در این پژوهش احمدآریامنش۷۷ در مصاحبه‌ای در مورد خلق این خط بیان کرد: «اولین خط خود ساخته و پردازش‌شده ابداعی من “کرشمه” نام داشت و حدود سال‌های ۷۰ تا ۷۱ شکل گرفت.
(تصویر ۲-۸۷)
رسم‌الخط تازه‌ای از خط ایرانی بود که شکل تازه‌ای از خط میخی برگرفته از کتیبه مشهور گنج‌نامه همدان بود. خط میخی از موتیف‌های خشک ساخته شده بود و به همین سبب برای تلطیف این خط از معماری ایرانی، طنازی و انرژی‌های نهفته در هنر ایران بهره گرفته‌ام. در این خط ترکیبی بین خطوط منحنی و خشک ایجاد کردم و به دلیل ویژگی‌های خاص صوری که در این نوشتار بود، نام کرشمه را بر آن نهادم. این نام حاصل تفأل به دیوان حافظ است.» او درباره ویژگی‌های این خط گفت: «خط کرشمه یک خط فیگوراتیو و پرهیجان است. (مصاحبه، ۱۳۹۰) «هدف از ابداع کرشمه بیان احساس و آزادی هنرمند در عمل بوده است . اما از آنجا که در قطعه‌سازی، کمی پیچیده و انتزاعی به نظر می‌رسد، برای سهولت در امر خواندن و کاربردی‌کردن آن، به دو صورت “کرشمه” و “کرشمه مهر” تنظیم شده است. (تصویر ۲-۸۸) کرشمه نوع پیچیده این خط است که بیشتر در قطعه‌سازی به کار می‌رود و کرشمه مهر برای کتابت مناسب‌تر است. قلم‌گذاری در هر دوی این خط بیشتر از زاویه قائمه می‌باشد.»

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه ارشد با موضوعجنبش سقاخانه، دوران پهلوی، ارتباط بصری، حروف فارسی

Author: admin2

دیدگاهتان را بنویسید