منبع پایان نامه ارشد با موضوع سیر و سلوک، آثار هنری، تصویرسازی، هنر ایران

(آریامنش، ۱۳۷۹: ۹) در بیان قابلیت‌های بصری کرشمه، آریامنش از «فن بصری تضاد به عنوان پرانرژی‌ترین شگرد بصری بهره تام می‌بَرد و نیاز زیباشناختی خود را با این حس رهایی پاسخ می‌دهد. پاسخی که اهل هنر و سایر علاقه‌مندان نیز در آن شریکند. از نظر جلوه‌های بصری کرشمه تداعی‌کننده “حرکت موج در آب”، “پریشانی گیسو در باد” و “حرکت آهنگین علفزار در نسیم” است به طوری که تصویرسازی او با خط کرشمه می‌تواند رابطه‌ای با اجزا و عناصر طبیعی داشته باشد. با این حال باید اذعان کنیم که به‌رغم این همنشینی یا حتی دلنشینی، خط کرشمه، خطی ناخواناست که مخاطب خود را ناگزیر از رمز گشایی آن می‌بیند و شاید هم بهتر آن باشد که به خاطر بار گرافیکی و صفحه آرایی و پرکردن صفحه، قبل از آن که خط نگرنده خط کرشمه را بخواند آن را به عنوان یک خط-نقاشی شده تماشا کند.» (تیموری، ۱۳۹۱) (تصویر ۲-۸۹)
مُعلّـی
در دنیای معاصر خط معلی از سوی حمید عجمی ابداع و در سال ۱۳۷۸ ثبت ملی گردید. از خط معلی به دلیل خاصیت ذاتی بیش‌تر در سطرنویسی و قطعه ‌نویسی استفاده می‌شود تا کتابت، بنابراین در بسیاری از تبلیغات و طراحی‌ها با موضوعات بیشتر دینی و مذهبی به‌صورت عنوان و قطعه استفاده می‌شود. «خوشنویسی معلی در تفسیر ذهنی و تخیلی خود خطاط از سبک‌های مختلف خوشنویسی که تحت تأثیر سبک جدید به طور غیرمستقیم به عنوان مدل‌های بصری است. با این حال، سبک خوشنویسی به عنوان مثل زمانی که آن را زیر خوشنویسی سنتی و اصول قبلی حاکم بر فرم و حرف و کلمه فرمت در نظر گرفته شده است. سبک معلی نیز مبتنی بر همان اصول خوشنویسی و قواعد حاکم خوشنویسی سنتی احترام می‌گذارد. معلی به دلیل دارا بودن جنبه گرافیکی، برای هنرهای دیگر به استفاده از سبک‌های جدید، راه‌های بهتری می‌سازد و از دوره‌های سنتی خوشنویسی منحرف نیست (سایت معلی، ۱۳۸۲)
«حمید عجمی۷۸ نه تنها در حوزه خط-نقاشی، بلکه در عرصه دیجیتال آرت۷۹ هم ورود دارد و آن را شعبه‌ای از شعبات هنر خوشنویسیِ خود می‌داند. لذا در کارگاه خلاقیت و آفرینش خود، به خلق آثار هنری با استفاده از کامپیوتر می‌پردازد. این نشانی است از درک صحیح هنرمند از روند حرکت تکنولوژی و استفاده صحیح ازمدرنیته.» (اسلامی، ۱۳۹۰) (تصویر ۲-۹۰)
سفیـر
«سفیر برگرفته از کرشمه است اما با نگاهی به خط نسخ، ثلث و طنازی‌های خاص هنر ایرانی. غیر از اجرای متون عربی، در اجرای متون فارسی نیز همچون کرشمه توانا و منحصربه‌فرد است. سفیر خطی است به قاعده‌مندی اکثر خطوط متداول. راست‌قامت و همراه با چندین حرکات منحنی‌شکل در چهار جهت که تیزی و تندی بعضی از حرکات را پاسخگو می‌باشد و مجموعه‌ای متعادل را ارائه می‌دهد. وجه نوشتاری، دقت و حوصله در اجرا، از ویژگی‌های بارز این خط است و استدلال منطقی آن بیشتر در ترکیب‌بندی نمود پیدا می‌کند. تنها وجه اشتراک کرشمه و سفیر، وحدت در مبدأ هر دو است، وگرنه تفاوت بسیار با هم دارند.» (آریامنش، ۱۳۸۹: ۲۵)
در این پژوهش آریامنش در مصاحبه‌ای خط سفیر را دارای ویژگی‌های دو خط نسخ و ثلث عنوان کرد و گفت: دو خط نسخ و ثلث هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند،‌ خط نسخ مناسب کتابت است و موتیف‌های آن جذابیت بصری را ندارد اما در کتابت، هیچ خطی به پای آن نمی‌رسد.
در خط ثلث هم که در پیام‌رسانی بسیار ضعیف است اما از نظر گرافیک و فیگوراتیو، ‌طنازی و فضای مثبت و منفی خوبی را ایجاد می‌کند که خط سفیر هر دو این ویژگی‌ها در دو خط نسخ و ثلث را داراست. (مصاحبه،۱۳۹۰)
بنابراین «فعلاً با تبعیت از نیای ساختاری خود با متن عربی، بیشترین هماهنگی را دارد و شاید مفردات وکلمات آن نتوانند بار معنای زیادی را به دوش بکشند، لذا در عبارات و کلمات و ترکیبات کوچک و نمادین، بیشترین خودنمایی و جلوه‌گری را دارد و از این حیث به نظر می‌رسد که آریامنش در ساخت نظام هنری برای آثاری از نوع “مینیمال” گامی موفق برداشته است. به همین سان در ایجاد فرم‌های تازه، سفیر دارای عرصه و ظرفیت قابل‌توجهی است.» (تیموری، ۱۳۹۱) (تصویر ۲-۹۱)
آریامنش درباره خط سفیر در بستر خط-نقاشی بیان می‌کند که: «آثار خط-نقاشی بیشتر دکوراتیو،‌ تزئینی و انتزاعی هستند اما خط-نقاشی های مشتق از سفیر دارای مفهوم خاص خود و پیام‌رسان هستند، زیرا سفیر آکادمیک و حساب‌شده است.» تیموری، منتقد وپژوهشگر، در مورد نزدیک‌شدن وی به مرزهای خط-نقاشی بیان می‌کند که: «در این تجربه‌آزمایی‌ها او با ایجاد سرعت، جلوه‌های ناشناخته بداهه را در حسی مملو از شوروشوق درونی با خود همراه می‌کند و این نکته را دریافته که با توجه به خاصیت پیش‌بینی‌ناپذیریِ حرکات و اتصالات خط، می‌توان اِلمان‌ها و عناصری تازه را کشف کرد، پس در این سیر و سلوک همواره به دنبال شکار لحظه‌های مجسم روی کاغذ و بوم بوده است. خوشبختانه حسی که از دیدن آثار تازه و زنده او در بیننده شکل می‌گیرد، نشان می‌دهد که آریامنش فعلاً تجربه‌های نقاشی-خط خود را در روی بوم و در تکنیک نقاشی-خط واقعی و دستی، به پیش می‌بَرد و به جز یکی‌دو مورد نقاشی-خط ماشینی یا دیجیتالی، موردی از وی دیده نشده است.» (تیموری، ۱۳۹۱)
بنا به جلسه نقد و بررسی آثار این خوشنویس در اردیبهشت ۱۳۹۱ پیرامون خط سفیر و کرشمه در خط-نقاشی، بهمن نامور مطلق۸۰، نشانه‌شناس، در رابطه خط-نقاشی و تحلیل روایی این هنر در آثار آریامنش گفته است: «اصالت خط در این آثار خط-نقاشی به شکلی درست‌تر حفظ می‌گردد. در دوگانگی نظام نشانه و تصویر، تقدم هر یک از این عناصر باید به عنوان وجه غالب مشخص گردد. حتی معتقدم باید خط پیشگام خط-نقاشی می‌شد و نقاشی از آن پیروی می‌کرد. در غالب آثار آریامنش روایت خطی مرسوم در خوشنویسی دیده نمی‌شود. برخی از آثاری که در غالب روایت می‌گنجند، آثار دگرساخت هستند به عبارتی دیگر، پیش از این وجود داشته‌اند، و برخی از روایت‌ها خودساخته‌اند، به طوری که کلامی که حامل روایت است، مخاطب را از تابلو جدا می‌کند و به داستان‌ها و ذهنیات مربوط به خود سوق می‌دهد.» این منتقد افزود: « در خوانش هر اثر هنری دو رویکرد وجود دارد: یکی آنکه مخاطب، اثر را مورد مطالعه قرار می‌دهد و دیگر اینکه از نشانه‌ها و رمزگان تصویری به حاصل آن پی می‌برد.» او ادامه داد: «نشانه‌ها و عناصر بصری در نظام خوشنویسی سنتی با صراحت به معنا منتهی می‌شوند اما در آثاری که خط در قالب فرم قرار می‌گیرد، چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و با تعلیق معنا مواجهیم. (گزارش پژوهشگر، ۱۳۹۱)
اسماعیل رشوند۸۱ نیز در بخشی از جلسه به این نکته اشاره کرد که مخاطب یک اثر خط-نقاشی، بیننده آن اثر است نه خواننده اثر و به نوعی در جست‌وجوی یافتن خویشتن و درک حس آن و خلوص و صداقت خالق اثر می‌باشد که این یافتن، منوط به درک کیفیت‌های بصری و نشانه‌های اثر می‌باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منبع پایان نامه با موضوعمالکیت فکری، قانون مدنی، حقوق مالی، حقوق مالکیت

Author: admin2

دیدگاهتان را بنویسید