پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنیت انرژی، گاز طبیعی، نفت و گاز، خاورمیانه

نقش محوری است. شرکت ملی نفت چین قبل از تهاجم به عراق، قرار داد توسعه سه میدان دیگر (هلفایا، لاحیض و سویا) را نیز با کشور عراق منعقد کرد. این قرار دادها عملا عقیم مانده اند. حضور نظامی آمریکا در مناطق ژئوپلیتیک خاورمیانه و آسیای میانه برای کنترل و سیطره بر مناطق تامین کننده انرژی دنیا بر وابستگی چین به منابع انرژی این مناطق و سرمایه گذاری تاثیرات نامطلوبی را بر جای گذارده است. به عنوان نمونه، جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ موجب افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی شد. از این رهگذر ، چین متحمل ضرر و زیان فراوانی شد.
در سال ۲۰۰۴، چین ۶/۳۰۸ میلیون تن نفت وارد کرد. با اجرایی شدن پروژه خط لوله، بیش از ۶درصد نفت مورد نیاز چین از قزاقستان تامین خواهد شد. عکس العمل دولت آمریکا نسبت به این مسیر تلاش برای جلوگیری از نفوذ چین در این مناطق است..(گودرزی، ۱۳۸۸، ۱۲۲) چین با وجود دوری از بازی های سیاسی و پیگیری برنامه های اقتصادی، در راستای استراتژی امنیت انرژی و امنیت ملی خود و کاهش نفوذ ایالات متحده در منطقه ژئواستراتژیک آسیای میانه با کشورهای روسیه و سه کشور آسیای مرکزی شامل قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان که با چین مرز مشترک دارند، معاهده را درباره ایجاد اعتماد در زمینه نظامی در مناطق مرزی امضا کردند که معاهده شانگهای (به نام محل امضای آن) نامیده شد.(ظریف،۱۳۸۴، ۵۶) سازمان همکاری های شانگهای از زمان شکل گیری تاکنون، به نفوذ در میان سایر کشورهای منطقه میل نشان داده است.
در سال ۲۰۰۱، ازبکستان به عضویت این سازمان درآمد. همچنین از سال ۲۰۰۵ هند، پاکستان، ایران و مغولستان برای شرکت در نشست های سالیانه سازمان به عنوان عضو ناظر دعوت شده اند. چین نقش مهمی در استقرار و ادامه کار سازمان به عهده دارد. در آوریل ۲۰۰۶، دبیر سازمان، شانگ دی گانگ پیشنهاد داد تا تمام اعضای ناظر در آینده نزدیک به عضو کامل تبدیل شوند. برای اولین بار در تاریخ، چین، روسیه و آسیای مرکزی در قالب توافق نامه ای برای همکاری های نظامی و اقتصادی گرد هم آمدند. این مقوله برای حفظ ثبات و امنیت منطقه فوق العاده حائز اهمیت است.(مصلی نژاد، حق شناسی، پیشین، ۱۸۸)
همان گونه که اشاره شد منطقه آسیای میانه با توجه به منابع انرژِ نفت و گاز و همچنین قرابت جغرافیایی با کشور چین، از اهمیت استراتژیکی برای این کشور برخوردار است. چین در سمت غرب با کشورهای قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان ۳۳۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارد. همسایگی این کشور با کشور چین و نزدیکی منابع انرژی آنها، امکان انتقال نفت و گاز این کشورها با کشور چین و نزدیکی منابع انرژی آنها، امکان انتقال نفت و گاز این کشورها را از طریق خط لوله به سمت چین فراهم آورده است. مزایای یاد شده در کنار اهمیت ژئواستراتژیک این منطقه باعث شده که چین به ویژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و ورود ایالات متحده به این منطقه، در اعاده نفوذ طبیعی خود در این منطقه مصمم تر باشد. روی هم رفته ورود با نفوذ و حضور قدرتمند چین در آسیای مرکزی با توجه به ضرورت امنیت انرژی و ژئواستراتژیک این کشور و خیزش آن از حاشیه به متن خلیج فارس (خاورمیانه) واقعیتی انکار ناپذیر است.
وضعیت نفت چین
کشور چین طبق آمار منتشر شده در مجله نفت و گاز، دارای ذخایر نفتی با ظرفیت ۲۰/۴ بیلیون بشکه می باشد که این، بیشترین مقدار در اقیانوس آرام است. قدیمی ترین و بزرگترین ذخایر نفت چین در شمال شرقی این کشور واقع شده است. کشور چین در سال ۲۰۱۱، ۳/۴ میلیون بشکه در روز فرآورده های نفتی تولید نموده که ۹۵ درصد آن نفت خام بوده است. تولید نفت خام در کشور چین، طبق اخبار اعلام شده به مقدار ۵/۴ میلیون بشکه در روز تا انتهای سال ۲۰۱۳ خواهد رسید. طی یک بازه بلند تر یعنی تا ۲۰۳۵، پیش بینی می شود که میزان تولید چین به ۷/۴ میلیون بشکه در روز هم برسد. تولید و اکتشاف: قدیمی بودن مخازن نفت چین و روند رو به اتمام ذخیره نفتی آنها، شرکت های نفتی را به سمت کشف، توسعه و بهره برداری از مخازن جدید در استانهای غربی این کشور راغب نمود. پس از تجربه نرخ سالانه ۷ درصدی افزایش تولید و رسیدن آن به ۴٫۳ میلیون بشکه در روز، این روند افزایش رشد منتفی گردید و تولید به میزان ثابتی رسید. علت اصلی رشد تا سال ۲۰۱۰، بدلیل تولید از مناطق نفتی خشکی و استفاده از روش استخراج نفت EOR بوده است. طبق آمار سازمان ( FACTS Global Energy )، حوزه CNPCS Daging با نرخ تولید ۸۰۰ هزار بشکه نفت خام در روز، دومین ذخیره و پایگاه تولید نفت خام چین می باشد. به هر حال این دو حوزه در سال ۱۹۶۰ کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته است که در حال حاضر ذخایر نفتی آنها رو به اتمام است. واردات نفت: روند واردات نفت خام به کشور چین تا کنون رشد قابل توجهی داشته و تا سال ۲۰۱۲ به میزان ۶ میلیون در بشکه در روز رسیده است.

منبع http://www.petronet.ir/
گاز طبیعی کشور چین
اگرچه مصرف داخلی گاز طبیعی در کشور چین رو به افزایش است، اما تا سال ۲۰۰۹ گاز طبیعی تنها ۴ درصد از مصرف انرژی در کشور را به خود اختصاص داده بود. طبق آمار منتشر شده در مجله OGJ در ژانویه ۲۰۱۲، چین دارای ذخایر گازی به حجم ۱۰۷ تریلیون فوت مکعب بوده که در منطقه اقیانوس آرام در جایگاه دوم است. مصرف و تولید گاز طبیعی در کشور چین طی دهه گذشته، رشد قابل توجهی داشته است. در سال ۲۰۱۱، میزان تولید در کشور ۶/۳ تریلیون فوت مکعب و میزان مصرف ۶/۴ تریلیون فوت مکعب بوده است. در نتیجه کشور چین یکی از وارد کنندگان اساسی گاز طبیعی به کشور خود می باشد. دولت چین به جهت کاهش آلودگی ایجاد شده از مصرف سوخت
ه
ای فسیلی مانند ذغال سنگ، جهت افزایش ۱۰ درصدی نرخ تولید گاز تا ابتدای سال ۲۰۲۰ میلادی تلاش می کند. اکتشاف و تولید: اصلی ترین حوزه گازی کشور چین، میدان گازی Sichuan واقع در جنوب غربی چین در استان Sichuan است. همچنین حوزه های Tarim، Junggar و Qaidam در استان Qinghai و حوزه Ordos در استان Shanxi سایر مخازن ذخیره گاز این کشور می باشند. میدان گازی Sichuan به عنوان اصلی ترین منبع گاز چین دارای ظرفیتی معادل ۸/۹ تریلیون فوت مکعب می باشد. میدان گازی Xinjiang نیز به عنوان دومین حوزه ذخیره گاز چین ظرفیتی معادل ۲۷/۸ تریلیون فوت مکعب را دارد. دیگر میدان های گازی مانند Kela2 و Dina2 در محل Tarim ظرفیت ۱۵ تریلیون فوت مکعب را دارا می باشند. به هر حال به دلیل پیچیدگی های جغرافیای ساختار این حوزه های گازی و فاصله زیادی که از مرکز کشور و تاسیسات فرآوری گاز دارند، بهره برداری از آنها بسیار پر هزینه می باشد.

منبع http://www.petronet.ir/
دغدغه های چین در زمینه امنیت انرژی
آژانس بین المللی انرژی پیش بینی کرده است، وابستگی چین به انرژی وارداتی به بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد از کل مصرف آن در سال ۲۰۱۵ خواهد رسید.(Jian,2011,7) اکنون با توجه به چشم انداز افزایش مصرف چین در آینده نزدیک، امنیت انرژی به عنوان مسئله ای مرتبط با توسعه اقتصادی به بخش لاینفکی از اهداف سیاست خارجی چین تبدیل شده است. در واقع امنیت انرژی، به معنای داشتن مقدار کافی منابع انرژی برای توسعه پایدار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در جهت بقای سیستم های انسانی و محیطی است که دارای چهار بعد ذخایر استراتژیک، حفظ و افزایش بهره وری انرژی، تنوع سوخت و تنوع واردات و مدیریت معاملات انرژی می شود.(Ibid,16)
در عصر حاضر با گمانه زنی ها درباره نزدیک شدن به پایان عصر نفت، مسئله امنیت انرژی ابعاد بین المللی پیچیده ای به خود گرفته است. اکنون قله نفت به عنوان یکی از نشانه های پایان عصر نفت، کشورهای عمده مصرف کننده را برای دستیابی به منابع انرژی و انجام اقداماتی ترغیب کرده است. «نزدیک شدن به پایان عصر نفت، به ویژه برای واردکنندگان بزرگی همچون چین، زنگ خطری جدی به شمار می رود، زیرا هر گونه خلل در جریان انرژی می تواند با ایجاد مشکلات جدی در توسعه اقتصادی چین بر امنیت ملی این کشور تاثیر منفی بر جای بگذارد»(شریعتی نیا، ۱۳۸۴، ۲)
وابستگی فزاینده به بازارهای جهانی، بر نگرانی مقامات حوزه انرژی در چین افزوده است، منابع داخلی این کشور محدود بوده و رشد بالای تقاضا، نارسایی زیرساخت ها را برای تامین نیاز به انرژی آشکار کرده است. بنابراین محافظت از رشد اقتصادی چین با وجود ناامنی در بازار تولید و عرضه و انتقال انرژی برای مقامات چینی با دشواری هایی همراه است.«با در نظر گرفتن این شرایط، مسئله امنیت انرژی برای چین به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات سیاست خارجی این کشور مطرح است. به عبارت دیگر، امنیت انرژی چین در وضعیت فعلی یکی از اولویت های استراتژیک سیاست خارجی چین به شمار می آید که طبیعتا بر رفتار آن در صحنه بین الملل تاثیرات پر اهمیتی خواهد گذاشت» (واعظی، ۱۳۸۷، ۸)
چین در حال حاضر نیازهای انرژی خود را از خاورمیانه، آفریقا، اورآسیا، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی تامین می کند که هر یک از این مناطق، تهدیدها و فرصت هایی برای امنیت انرژی چین در بر دارند.

واردات نفت چین در سال ۲۰۱۰ (درصد)

Source: China Energy Data, Statistics, and Analysis: Oil, Gas, Electricity, Coal 2011.
تحلیلگران چینی معتقدند: بعد از ۱۱ سپتامبر و تهاجم آمریکا به عراق، چین بیش از پیش نگران تامین انرژی مورد نیاز خود از این منطقه شد و درصدد عقد قراردادهایی برای متنوع سازی واردات انرژی خود برآمد. به اعتقاد برخی صاحبنظران با توجه به سلطه آمریکا بر منطقه خلیج فارس و سایر مناطق نفتی مهم جهان، این کشور می تواند از نفت به عنوان یک سلاح در برابر چین بهره بگیرد.نگرانی چین از این لحاظ به ویژه به دنبال افزایش حضور آمریکا در خلیج فارس، عراق و آسیای مرکزی تحت عنوان مبارزه و جنگ با تروریسم گسترش پیدا کرده است.(اخوان کاظمی، ۱۳۸۴، ۱۷۱)
نگرانی دیگر چین، امنیت مسیر انتقال انرژی است، حملات تروریستی در تنگه مالاکا، در مجاروت اندونزی،مالزی و سنگاپور، باعث ایجاد «معمای مالاکا» شده است. علاوه بر این، چین همواره از تهدید تایوان درباره امنیت انرژی انتقالی از مسیر تنگه تایوان هراس دارد. به تبع نگرانی چین درباره خطوط حمل و نقل دریایی انرژی وارداتی، حضور این کشور در آب های جنوبی چین افزایش یافته است که همین مسئله شاید منجر به هراس همسایگان کوچک و نزدیکی هر چه بیشتر آنان به آمریکا شود. چین برنامه ریزی کرده است که تا اواخر دهه میلادی جاری بتوانند کنترل اطمینان بخشی بر مسیر انتقال انرژی خود را به دست آورد و با گسترش همکاری با کشورهای غرب آفریقا و آمریکای لاتین از وابستگی خود به نفت خاورمیانه بکاهد.
این دغدغه و اهمیت آن در بقا نظام سیاسی چین در حدی بوده که این کشور به تدوین و پیگیری سیاست ویژه و منسجمی برای تامین امنیت انرژی خود اقدام کرده و آن را به صورت برنامه ای کاملا هماهنگ و یکپارچه در قالب راهبردهای سیاست خارجی مورد توجه قرار داده است. سیاست مزبور که به «دیپلماسی انرژی» معروف شده است. (موسوی شفائی، دارابی،۱۳۹۰، ۶۲)
نفت و گاز در برنامه آینده چین
بی‌شک در میان کشورهای آسیایی چین با داشتن بالاترین میزان مصرف و نرخ رشد مصرف و نیز برخورداری از سریع‌ترین رشد اقتصادی، نگرانی‌های جدی‌تری در خصوص تضمین جریان انرژی مورد نیاز
اقتصاد خود دارد، زیرا دستیابی به منابع مطمئن انرژی، عاملی اساسی در تضمین تداوم مدرنیزاسیون به مثابه انتخاب استراتژیک چین است.
رشد سریع اقتصادی چین باعث شد تا این کشور در سال ۱۹۹۳ با وجود آنکه پنجمین تولیدکننده نفت در جهان به شمار می‌رفت، به صف وارد کنندگان انرژی بپیوندد. یک دهه پس از آن نرخ رشد بالای مصرف انرژی در چین موجب گردید تا این کشور در سال ۲۰۰۳ با پیشی گرفتن از ژاپن به دومین مصرف کننده نفت در جهان تبدیل شود. بر مبنای آمارها از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳، مصرف نفت چین ۹۰ درصد رشد داشته است، در حالی که تولید داخلی در همین مقطع کمتر از ۱۵ درصد رشد یافته است.( Leverett and Badder,2005,5)
شکاف رو به گسترش میان تولید داخلی و مصرف نفت، بی‌شک چین را به گونه‌ای روزافزون به نفت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *