پایان نامه با موضوع توسعه اجتماعی

دانلود پایان نامه

شونده و استخدام کننده بحث و بررسی شود. همچنین در این فصل قوانین جزایی و غیر جزایی که از حقوق استخدامی حمایت کرده اند نیز مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل سوم این تحقیق، ضمانت اجراهای کیفری ناظر به حقوق استخدامی مورد بحث قرار گرفته است. در این فصل هم تلاش شده است تا مجازات هایی که در قوانین جزایی و غیر جزایی از آن بحث شده است مورد بررسی قرار گیرد. در مباحث و گفتارهایی که برای این فصل در نظر گرفته شده است، هم ماهیت انواع ضمانت اجراها عم از مجازات و اقدامات تامینی ای که در رابطه به حقوق استخدامی در قوانین افغانستان وجود دارد مورد توجه و بحث و مطالعه قرار گرفته است و هم کارکرد این ضمانت اجراها به بحث و بررسی گرفته شده است.

فصل اول – کلیات
مبحث اول- مباحث مقدماتی

یکی از مهم ترین بحث ها برای باز کردن موضوع مورد بحث، تعریف مساله است. یعنی اینکه موضوع اصلی و محوری شامل در بحث تعریف شود و مبانی و اصول حاکم بر آن مورد بحث قرار گیرد. در این فصل به این مسایل پرداخته می شود.
گفتار اول – مفاهیم
آشنایی با مفاهیم کلید واژه هایی که در تحقیق مورد بحث قرار می گیرد، از این جهت اهمیت دارد که این معلومات را در اختیار خواننده قرار می دهد که در این گفتار چه کلید واژه هایی مورد بحث قرار می گیرد و همچنین روشن می کند که در کلیدواژه هایی که ممکن است چند مفهوم را برساند، کدام مفهوم مورد نظر می باشد.
الف- استخدام
استخدام از نظر ریشه از باب خدم می باشد که به معنای خدمت یا خدمت کردن آمده است. وقتی قاعده باب استفعال روی آن جاری می شود و کلمه خدم که شکل گرفته از سه حرف خ، د و م می باشد، به استخدام تبدیل می گردد، مفهوم و معنای آن نیز تغییر می کند. استخدام به معنای به خدمت گرفتن است. یعنی اینکه انسان یا اداره، فردی را در خدمت می گیرد که برایش کار کند و مقصودش را بر آورده سازد. استخدام در بعضی از لغت نامه ها چنین تعریف شده است.
استخدام یعنی ” خدمت خواستن، خادم شدن.”
و یا اینکه استخدام به معنای ” گماردن در برابر کار یا پستی در برابر حقوق، گمارده شدن فرد برای انجام کاری در برابر حقوق.”
چنانچه در بالا نیز ذکر رفت، از تعریف های صورت گرفته در این لغت نامه ها بر می آید که استخدام، همان به خدمت گرفتن یک فرد انسانی در برابر معاش یا مزد می باشد. فردی یک گلکار را استخدام می کند تا از هنر گلکاری اش استفاده کرده برای خود خانه بسازد. شخصی یک موتروان را استخدام می کند تا از هنر رانندگی اش استفاده کرده و موترش را براند. دولت نیز افرادی را استخدام می کند تا از هنر مدیریت آنان استفاده کرده و امور خود را توسط این افراد به پیش ببرد. اما در استخدام افراد توسط دولت و استخدام افراد توسط افراد دیگر یک فرق بسیار آشکار وجود دارد. افراد استخدام کننده منفعت شخصی دارند، اما دولت منفعت شخصی ندارد. منفعت دولت منافع افرادی است که به عنوان ملت، آن دولت را تشکیل می دهند. از طرف دیگر از آنجایی که هر کس معتقد است که خودش از کس یا کسان دیگر بهتر می تواند منافع خود را تامین کند، دیده می شود که در پروسه استخدام دولتی نیز نوعی تمایل عمومی میان مردم برای ورود به دولت وجود دارد. از همین رو است که مساله حقوق شهروندی پیش می آید و استخدام به عنوان یکی از حقوق اساسی شمرده می شود.
ب- حقوق استخدامی
حقوق استخدامی از دو کلمه” حقوق” و “استخدام” تشکیل شده است. بنابر این تعریف آن نیازمند شناخت تعریف این دو کلمه است. تعریف استخدام در بالا ذکر شد. اما برای حقوق تعاریف متفاوتی شده است. برخی گفته اند:” حقوق مجموع قواعدی که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع هستند، حکومت می کند.” در تعریف دیگر آمده است که حقوق به مجموع مقرراتی گفته می شود که بر یک جامعه سیاسی حاکم است و از طرف دولت تضمین می شود.
بنابر این می توان گفت که حقوق استخدامی مجموع مقرراتی است که بر جریان استخدام و بر روابط استخدامی بین استخدام کننده و استخدام شونده حاکم می باشد.
ج- عدالت استخدامی
عدالت استخدامی نیز از دو کلمه” عدالت” و “استخدام” ترکیب یافته است. در رابطه به کلمه عدالت نیز تعریف های متعددی شده است. از معروف ترین تعریف ها برای عدالت” قراردادن هر چیز در جای خود” و ” اعطای حق به هر صاحب حقی” می باشد. با توجه به ترکیب عدالت با کلمه استخدام می توان گفت که عدالت استخدامی به معنای رعایت عدالت در استخدام و رعایت اصل عدالت در جریان برقراری روابط استخدامی بین استخدام شونده و اداره استخدام کننده می باشد. به عبارت ساده تر می توان گفت که عدالت استخدامی یعنی استخدام کردن کسی که شایسته استخدام در آن کار می باشد و اعطای حق استخدام شدن به کسی که حقش این است که استخدام شود.
گفتار دوم- سیر تاریخی استخدام در افغانستان

استخدام در افغانستان نیز مثل هر کشور دیگر قصه درازی دارد. در واقع استخدام نیز تابع وضعیت اجتماعی و سیاسی افغانستان و نوع نگرش رژیم سیاسی حاکم بر کشور بوده و همان گونه که تاریخ افغانستان از منظر اجتماعی و سیاسی شاهد وقایع و رویدادهای متنوع بوده است، استخدام نیز از همین وقایع و رویدادها متاثر بوده و متاثر شده است.
الف- استخدام در افغانستان

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

استخدام همزاد اجتماعی شدن بشر یا بشر اجتماعی می باشد. روزی که انسان زندگی اجتماعی را در پیش گرفت، همان گونه که رابطه حقوقی ایجاد شد، رابطه استخدامی نیز ایجاد شد. در پروسه تقسیم کار، عده ای مسوولیت یافتند که امور اداری جامعه را به دوش بگیرند و برای اجرای این این کار به استخدام در آمدند.
در افغانستان نیز اگر به تاریخ مراجعه شود، دیده می شود که اداره و استخدام در افغانستان از همان آغاز حیات افغانستان کنونی مورد توجه قرار گرفته بوده است. در همان دوران که احمدشاه بابا سنگ بنای افغانستان مستقل با نام و هویت کنونی را گذاشت، در این کشور اداره نیز برای پیش برد کارهای اداری ایجاد شد که بر بخش های فعالیت های نظامی و لشکر کشی ها شامل دفاع و تهاجم، جمع آوری مالیات و حل منازعات متمرکز بود برای پیش برد کارهای اداری در این عرصه ها افراد و اشخاص صاحب دانش و تجربه گمارده یا استخدام شده بودند.
دستگاه تحت رهبری احمدشاه بابا دارای یک نظام اداری خوب و منظم، قانون مند و دارای تشکیلات منظم اداری بوده است. البته باید گفت که این اداره یا نظم موجود در اداره دولت نو تاسیس افغانستان بعد از مرگ احمدشاه بابا و گرفتاری فرزندانش در کشمکش های مربوط به تصاحب قدرت و قدرت اندوزی متاثر شد و تا حدی زیادی خراب گردید.
روند انسجام اداری در افغانستان در دوران امان الله خان دوباره بهتر شد و این کشور برای اولین بار صاحب قانون اساسی شد که می توان آن را گام گذاری در راستای مدرنیزه شدن اداری در افغانستان دانست. با تصویب قانون اساسی افغانستان در دوران امان الله خان، این کشور یک قدم بسیار بلند و بزرگ را در راستای مدرنیزه شدن برداشت و به تبع آن نهادهای اداری افغانستان نیز از حالت شخصی بودن خارج گردید و تا حد بسیار قابل ملاحظه ای رسمی و قانون مند شد.
دوره حکومت محمد ظاهر شاه و دوره کوتاه حکومت جمهوری سردار محمد داود خان از دوره های رشد اداره در افغانستان به حساب می آید که در آن پلان های پنج ساله توسعوی برای افغانستان تهیه شد و بر اساس این برنامه های پنج ساله توسعوی، قرار شد افغانستان به سمت و سوی توسعه اجتماعی و اقتصادی مدیریت شود. اما با سقوط حکومت جمهوری سردار محمد داود خان در ماه ثور سال 1357 افغانستان به کام جنگ های داخلی و کشمکش های بسیار پیچیده فرو رفت و نظام اداری این کشور نیز به شدت متضرر گردید. با اینکه از اواخر سال 1380 هجری خورشیدی نظام سیاسی جدید در افغانستان استقرار یافته است، اما تاثیرات بحران های داخلی 30 ساله هنوز هم بر وضعیت اداری کشور باقی مانده است.
ب- تاثیر گذاری بحران های سیاسی بر استخدام در افغانستان
با نگاهی گذرا به تاریخ افغانستان می توان دریافت که این کشور شرایط سیاسی و اجتماعی ویژه و خاص به خود را داشته است که در مقایسه با شرایط سیاسی و اجتماعی منطقه و جهان یک استثنا محسوب می شود. کشمکش های بسیار پیچیده و بعضا خونبار بر سر قدرت که بعد از مرگ احمدشاه بابا موسس افغانستان شروع شده است و به نحو مستقیم و غیر مستقیم تاکنون نیز ادامه یافته است، سبب شده است که افغانستان از نظر شرایط سیاسی و اجتماعی شرایط خاص و ویژه خود را داشته باشد. همین ویژه گی خاص به خود سبب شده است که نظام اداری و استخدامی در افغانستان از استندرد جهانی یا منطقه ای پیروی نکند.
وجود جنگ و گریز و کشمکش های داخلی در افغانستان سبب شده است که در بسا موارد، در عرصه اداره و مدیریت و استخدام، در افغانستان به گونه ای عمل شود که تمام مردم افغانستان مد نظر قرار داده نشوند و یا از توانمندی های تمام مردم در راستای پیش برد امور اداری مملکت استفاده صورت نگیرد و در نتیجه مردم نیز از مزایای مورد توقع از دولت در بخش های خدماتی آن گونه که انتظار می رود، برخوردار نشوند.
در پاره ای از برهه های زمانی که افغانستان گرفتار کشمکش های داخلی بر سر قدرت بوده است، نظام اداری نیز از این وضعیت متاثر بوده است. هر دسته ای که در قدرت قرار می گرفته است، کوشش می کرده است که در استخدام و یا گماردن افراد و اشخاص در راس اداره های دولت نیز وابستگی و سر سپردگی افراد به خویش را مد نظر قرار داده و به استعداد و توانمندی ها و تخصص مدیریت فرد چندان توجه صورت نگیرد. این وضعیت سبب شده است که نظام اداری در افغانستان نتواند در عرصه ارایه خدمات اداری توقع و انتظارات مردم این کشور را برآورده سازد.
این وضعیت در دوره حکومت حزبی خلق و پرچم( در دوره زمانی بعد از کودتای هفتم ثور سال 1357 الی پیروزی مجاهدین در سال 1371) ادامه یافته است. در دوره حکومت خلقی ها و پرچمی ها، اهمیت و اولویت در استخدام و بکارگیری افراد در مدیریت دولتی، تعلق افراد به حزب بر سر قدرت بوده است. صرفا کسانی که وابسته به حزب حاکم بوده اند، می توانسته اند در راس رهبری و مدیریت اداره های دولت در وزارت خانه ها و ریاست ها قرار گیرند.
این روند در دوران دولت مجاهدین و حکومت طالبان نیز ادامه یافته است. بعد از استقرار دولت مجاهدین در سال 1371 هجری خورشیدی در کابل، کشمکش ها بر سر مشارکت در دولت و قدرت شروع شد و در این کشمکش ها شماری زیادی از مردم عادی به قتل رسید. یکی از مهم ترین دلایل جنگ های داخلی در دوره مجاهدین، عدم توافق و تفاهم گروه های جهادی بر سر تقسیم قدرت و مشارکت گروه های سیاسی جهادی در آن بوده است.
در دوره طالبان نیز از سوی این گروه صرفا افرادی در راس اداره های دولتی قرار داده شدند که به این گروه تعلق سیاسی داشته و عضویت این گروه را داشتند. کسانی که در آغاز نام و یا تخلص شان پیشوند ملا را نداشت، جایی در رهبری اداره های دولت طالبان نمی توانست پیدا کند.
ج- مبانی تئوریک استخدام
مسوول در خصوص مبانی تئوریک استخدام می توان گفت که مسوول شناخته شدن دولت ها در برابر مردم در ارایه خدمات عمومی از قبیل عرضه خدمات مربوط به صحت، ترانسپورت، تعلیم و تربیت، امنیت و تامین رفاه، از مهم ترین مبانی تیوریک استخدام می باشد. دولت وظیفه دار ارایه خدمات عمومی است. در کنار نظم و امنیت که باید از سوی دولت تامین شود، خدمات عمومی نیز باید از سوی همین ارگان ارایه شود. دولت برای اینکه بتواند مسوولیت های خود در برابر مردم را به انجام برساند، ناچار است که نهادهایی را برای انجام این مسوولیت ها تاسیس کند. این نهادها همان اداره های دولتی می باشد.
از سوی دیگر این اداره ها به خودی خود نمی توانند کاری را انجام دهند. برای اینکه مسوولیت های مورد توقع از سوی اداره ها جنبه اجرایی پیدا کند، دولت و یا همین نهادهای دولتی دست به استخدام می زنند. یعنی اینکه اداره های دولتی به ذات خود نمی توانند هیچ کاری را انجام دهند. زیرا اداره یک شخصیت اعتباری است، به این معنا که مردم به اداره شخصیت اعتباری داده اند. کارهای اداری باید توسط کسانی که در استخدا

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید