پایان نامه حقوق با موضوع : فرزندخواندگی

دانلود پایان نامه

خوانده از اقوام (واقعی)خود ارث می برد و ترکه او نیز با رعایت قواعد ارث، به آنان می رسد، لیکن هرگاه عین اموالی که زوج سرپرست به فرزند خوانده بخشیده اند موجود باشد، به خودشان باز می گردد و جزو ترکه به وارث منتقل نمی شود.
3-احکام مربوط به الزام انفاق در روابط بین فرزند خوانده و پدر و مادر و اجداد واقعی اجرا می شود، اما زمانی که کودک به سرپرستی نیاز دارد، زوجین سرپرست در اجرای این تکلیف مقدم بر آنان هستند.
قانون «حمایت از کودکان بدون سرپرست» که حدود چهار دهه پیش تصویب شده به هیچ وجه پاسخگوی نیاز امروز جامعه مانبود، به همین جهت لایحه جدیدی تحت عنوان «حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست وبدسرپرست» سال88 به مجلس فرستاده شده که به نمونه هایی از تفاوت آن با قانون فعلی می پردازیم.
1-سن فرزندخواندگی در این قانون از 12سال به 16سال افزایش می یابد که با توجه به تغییر عنوان قانون، نوجوانان نیز علاوه بر کودکان مشمول این قانون واقع می شوند.
2-در قانون قبلی کودکانی قابل واگذاری از سوی بهزیستی بودند که 3 سال از سرپرستی آنها در بهزیستی گذشته باشد. این زمان در قانون جدید به 2 سال کاهش می یابد، زیرا هر سال که می گذرد شانس فرزندخواندگی یک کودک با افزایش سن کاهش می یابد چون اکثر والدین، متقاضی و خواستار داشتن کودکان خردسال هستند.
3-در قانون فعلی، فرزند خوانده فقط به والدینی داده می شود که حداقل از 5 سال از ازدواج آنها گذشته باشد و صاحب فرزند نشده باشند، اما در لایحه جدید باز هم اولویت اول با این گروه است، اما در اولویت دوم خانواده هایی که یک فرزند داشته باشند و به عللی دیگر صاحب فرزند نمی شوند قرار می گیرند. در این قانون گروه سومی که در اولویت بعدی در یافت فرزند خوانده هستند، زنان و دختران مجردی اند که از موقعیت و جایگاه مطلوب اقتصادی و اجتماعی برخوردارند، اما به هر علت ازدواج نکرده اند. در این مورد شناسنامه کودک به نام فامیل مادر برای کودک صادر می شود.
4-عده زیادی از کودکان بهزیستی دارای پدر، مادر یا جد پدر هستند که به هر دلیل به علت زندان بودن آنها، طلاق، نداشتن صلاحیت یا هر علت دیگر در بهزیستی نگهداری می شوند و مطابق قانون امکان واگذاری به صورت سرپرستی موقت وجود ندارد، که در قانون آماده تصویب این مسئله حل شده است. براساس قانون مصوب سال 1353 تنها کودکی که فاقد پدر و مادر وجد پدری باشد یا 3 سال در مراکز بهزیستی نگهداری شده و والدین وی مراجعه نکرده باشند، می تواند به فرزندخواندگی سپرده شود، اما لایحه اصلاحیه ی قانون حمایت از کودکان بی سرپرست، کودکانی را که والدین آنها صلاحیت نگهداری از فرزند را ندارند یا کودکی که جد پدری یا مادری آنها توانایی، علاقه و امکانات نگهداری از وی را ندارد نیز مشمول فرزندخواندگی قرار داده است و در عنوان این لایحه اشاره شده لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست.
5- در قالب کلی قانون فرزندخواندگی، پیش از اصلاح قانونی که سالهای زیادی از اجرای آن می گذشت و مواد قانونی به روز شده ای نداشت، افرادی که اقدام به سرپرستی یکی از کودکان بهزیستی می کردند، باشرایط و مقررات پیچیده ای روبرو بودند که گاهی اوقات آنها را از انجام این کار باز می داشت. قانون جدید راهی برای تسهیل مقررات سرپرستی کودکان است که به دنبال اجرای آن، پیامد های مطلوبی مانند کاهش تعداد کودکان در مراکز بهزیستی و همچنین کاهش بزهکاری خواهد داشت.
6- محوری ترین مسئله در قانون جدید این است که بهزیستی بتواند سرپرستی کودکان را به نیابت خود از دفتر مقام معظم رهبری به افرادی متولی واگذار کند، که موجب سرعت مراحل اداری برای به سرانجام رساندن موضوع کمک کرده و والدین بیشتری را تشویق به این امر کند.
7- در قانون 1353 یکی از شرایط والدین سرپرست اقامت در ایران بود که در این لایحه جدید این شرایط مرتفع شده است.
8-طبق احکام فقهی، فرزند خوانده در حکم فرزند واقعی نیست پس ارث و نفقه او هم واجب نخواهد بود. مطابق ماده 5 قانون 1353 باید زوج سرپرست اطمینان بدهند که در صورت فوت خود، هزینه تربیت و نگهداری طفل تأمین خواهد بود و برادران یک سوم اموال والدین به فرزند خوانده از طریق دفتر خانه های رسمی یا مراجع قضایی صلح صورت می گرفت. افتتاح حساب پس انداز، بیمه آتیه یا روش های قانونی اطمینان بخش دیگر نیز می تواند از راهکارهایی باشند که به موازات صلح اموال انجام می شود. در لایحه جدید ذیل ما ده 14و15 به تفصیل تأمین آتیه ی کودک لحاظ شده و برخی موانعی که اختصار ماده 5 پیش روی خانواده ها می گذاشت را مرتفع نمود، مثلاً در ماده 14 اشاره شده است در جایی که دادگاه تشخیص دهد که تضمین عینی از درخواست کننده ها ممکن یا مصلحت نیست و سرپرستی کودک یا نوجوان ضرورت داشته، دستور اخذ تعهد کتبی به تملک بخشی از اموال یا حقوق در آینده را صادر می کند.

9- در ماده 14 قانون مصوب 53 ذکر شده از قطعیت حکم سرپرستی، فرزند خوانده از نام خانوادگی پدر خوانده استفاده خواهد کرد و به همین منظور حکم قطعی سرپرستی طفل از طریق دفتر دادگاه صادر کننده حکم بدوی به اداره ثبت احوال ابلاغ می شود تا مفاد حکم در اسناد سجلی زوجین سرپرست و طفل درج و شناسنامه جدیدی برای طفل با مشخصات زوجین سرپرست و نام خانوادگی زوج صادر شود. در ماده 22 لایحه جدید آمده است که پس از صدور حکم قطعی سرپرستی از سوی دادگاه، اداره ثبت احوال مکلف است مطابق آئین نامه ای که با همکاری سازمان تنظیم می شود، نسبت به اصلاح شناسنامه سرپرستان و صدور شناسنامه جدید برای کودکان یا نوجوانان با حفظ سوابق هویت و نسب واقعی آنان در ستاد مرکزی سازمان ثبت احوال کشور اقدام نماید. نمایندگان مجلس برای تأمین نظر شورای نگهبان و رفع ایراد از ماده 22 این لایحه را بدین شرح اصلاح نمودند.
بعد از صدور حکم قطعی سرپرستی، مفاد حکم از سوی دادگاه به اداره ثبت احوال و اداره بهزیستی مربوط ابلاغ می شود. اداره ثبت احوال مکلف است نام و نام خانوادگی و یا نوجوان تحت سرپرستی و همچنین مفاد حکم سرپرستی را در اسناد سجلی و شناسنامه سرپرست یا زوجین سرپرست وارد کند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به موجب این مصوبه، اداره ثبت احوال مکلف است شناسنامه جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی یا درج نام و نام خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست صادر و در قسمت توضیحات مفاد حکم سرپرستی و نام و نام خانوادگی والدین واقعی وی را در صورت مشخص بودن قید کند.
در تبصره ای از این ماده مقرر شد که کودک یا نوجوان می تواند پس از رسیدن به سن 18 سالگی تقاضای صدور شناسنامه جدیدی را برای خود با درج نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن یا نام خانوادگی مورد در خواست وی در صورت معلوم نبودن والدین واقعی از اداره ثبت احوال بنماید.
10- در تبصره ماده 27 لایحه جدید آمده است: ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزند خوانده ممنوع است. شورای نگهبان به این تبصره ایراد وارد کرده، زیرا برا اساس فقه شیعه والدین سرپرست به فرزند خوانده نامحرم هستند مگر آنکه به طریقی مانند رضاع یا صیغه محرمیت در صورت وجود شرایط محرمیت ایجاد شود و در غیر این صورت آنها نامحرم و مانعی در جهت ازدواج بینشان وجود ندارد، اما از نظر اخلاقی این مسئله صورت خوشی ندارد و شاید بتوان گفت ممکن است باعث برخی سوء استفاده های اخلاقی شود. به همین علت نمایندگان در جهت رفع این اشکال و ایراد، این تبصره را به این شکل اصلاح کردند که ازدواج چه در زمان ضمانت و چه بعد از ان بین سرپرست و فرزند خوانده ممنوع است، مگر اینکه دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی سازمان، این امر را به مصلحت فرزند خوانده تشخیص دهد.
قانون مصوب 1353 دارای 17 ماده بود و در این لایحه جدید به 37 ماده افزایش پیدا کرده است که مسیر 3ساله ای را میان ایرادات شورای نگهبان و حل آنها توسط مجلس طی کرده است، انتظار می رود با تصویب این قانون جدید مشکلات بسیاری در زمینه سرپرستی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست رفع شود.
3-3-معانی فقهی و حقوقی فرزندخواندگی:
اعراب نیز لفظ «دعی» را برای فرزند خوانده به کار می برند. لفظ «ادعیاء» نیز به معنای پسر خواندگان می باشند و جمع «دعی» است. این منظور درباره «دعی» و مصدر آن، چنین می نویسد: «الدعوه تکبر الدال ادعا الولد الدعی غیر ابیه» طفل فرزند خوانده را به غیر پدرش منسوب گردانید. در عرب لفظ «تبنی» را نیز برای فرزندخواندگی اسنفاده می کنند که مترادف «دعی» است.
علامه طباطبائی در کنار واژه «تبنی» آن را این چنین تعریف می کند: «تبنی (پسرخواندگی) الحاق فرزند به غیر پدرش است در نزد آن ها روم شایع بوده است و همچنین در یونان و ایران و عرب این فرزندخواندگی مرسوم بوده است».
در انتها باید بیان داشت که مفهوم و معنای فقهی فرزندخواندگی چیزی جدای از آن چه خداوند تبارک و تعالی در قران مجید فرموده نباشد چرا که ریشه و خاستگاه فقه اسلام، احکام شرعی ناشی از منابع آن در این دین جهان شمول است که اِنّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام، لذا معنای این اصطلاح علی الظاهر سر منطبق با دعیاء خواهد بود.
در مباحث فقهی و آرای فقها، چه شیعه چه اهل سنت، نیز حقوقی برای کودکان به رسمیت شناخته شد که عمدتاً مبتنی بر آیات و احادیث است. در منابع جامع فقهی، بابی مستقل به حقوق کودک اختصاص نیافته بلکه حقوق مختلف او به تناسب موضوع، در ابواب گوناگونی آمده و احکام هریک به دقت تحلیل و بیان شده است، از جمله در ابواب ارث، حدود، قصاص، دیات، نکاح، طلاق و ولایت. شماری از منابع فقهی شیعی به پیروی از برخی منابع حدیثی، در بابی با عنوان احکام اولاد، ضمن مباحث نکاح، به بسیاری از حقوق کودک و فرزند پرداخته اند، هرچند شماری از این مسائل صرفاً آدابی مستحب درباره فرزندانند و در پاره ای منابع نیز همه مسائل این باب، این گونه است.
3-4-نظر فقها در مورد فرزندخواندگی:
نهادی مشابه با فرزندخواندگی در اسلام و در سخن و کلام فقها وجود دارد که دارای کارکرد های مشابه با فرزندخواندگی می باشد یعنی در حمایت از اطفال بی سرپرست» در اسلام کمک به یتیمان و اطفال بی سرپرست بسیار مورد توجه قرار گرفته و توصیه های اخلاقی بسیاری در خصوص آن صادر گردیده است. البته در کتب فقهی احکام خاص اطفال بی سر پرست در باب «لقیط» آمده است.اسلام یک نهادحقوقی تحت عنوان لقطه یا لقیط«انسان» تاسیس کردکه هدف ازآن نگهداری وتربیت افرادبی سرپرست است تا آنان به مانند دیگرشهروندان جامعه اسلامی ازتربیت صحیح اسلامی برخورداربوده وازخطرات احتمالی ایمن باشند.فقها هم دربخش های وسیع ازفقه به تناسب بحث،به تعریف کودک پرداخته اند.
حضرت امام خمینی«ره»درتحریرمی فرماید:
«الصغیر وهوالذی لم یبلغ حدالبلوغ محجورعلیه شرعا لاتنفذتصرفاته فی امواله».
صغیرکسی است که به حدبلوغ نرسیده باشد،این شخص ازتصرفات دراموال خودممنوع خواهدبود.
دکتروهبه الزحیلی در«الفقه الاسلامی وادلته» می نویسد:
«الصغر:طوربه کل انسان،یبدا من حین الولاده الی البلوغ»
کودکی دوره ای است که به هرانسانی خواهد گذشت،آغازآن هنگام ولادت وپایان آن رسیدن به حدبلوغ است. 2
فقهای اهل تسنن نیزدرتعریف لقیط بیان داشته اند: «لقیط به معنی یافته شده ودر اصطلاح شرعی لقیط به بچه ای گفته می شود که اورادرمحلی بدون سرپرست،انسان پیدا می کند».

درخصوص لقطه درقرآن کریم نصی برآن درشریعت اسلام واردنشده است،بلکه عموماتی است که برای آن قابل استدلال می باشد.
حکایت لقطه ازسده های گذشته درقران کریم واردشده است.
درخصوص مفهوم لقیط بایدبه این نکته توجه نمودکه لقیط صرفا به معنای طفل گمشده نمی باشدبلکه طفل گمشده ای که سرپرست ندارد،«کل صبی ضائع لاکافل له».بنابرنظرشهیدثانی گمشده معلوم النسب حکم لقیط را نداردوبایداورابه پدرش تحویل داد.
البته نظرمخالفی نیزوجوددارد که بیان می داردطفل معلوم النسب هم می تواندلقیط باشدزیراکه طفل رهاشده برای پیدا کننده اش مجهول النسب است،البته با وجودپدر،جدپدری یا مادریاغیرآن ها ازکسانی که حضانت برآن ها واجب است،عنوان لقیط برچنین طفلی صدق نمی کند.
با تعاریف

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید