آموزش و پرورش و جامعه پذیری سیاسی

 

رسانه های همگانی به طور گسترده یک عامل مهم اجتماعی شدن به طور کلی و به ویژه عامل مهم اجتماعی شدن سیاسی می باشند. در جوامع مدرن رسانه ها منبع اصلی اطلاعات مردم درباره آنچه در جامعه آنها و در جهان به طور کلی رخ می دهد، هستند.(راش،۱۱۵:۱۳۷۷)
روزنامه ها و برنامه های رادیویی وتلویزیونی تا اندازه قابل توجهی ارزش ها و نگرش هایی را منعکس خواهند کرد که مردم پیشتر و تا اندازه ای از طریق فرایند اجتماعی شدن فرا گرفته اند. (همان:۱۱۶)
۲-۸-۲-۳- احزاب و تشکل های سیاسی :
امروزه یکی از عواملی که در جامعه پذیری سیاسی افراد بسیاری از جوامع نقش دارد، احزاب سیاسی هستند. البته این امر به نوع نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد، زیرا احزاب با یکدیگر متفاوت هستند و تاثیرات آنها نیز در جوامع مختلف متفاوت است. اما به هر حال احزاب از قرن ۱۸ و همراه شدن مساله مشارکت سیاسی مردم پا به عرصه وجود گذاشتند. از کارکردهای اصلی احزاب انتقال خواسته ها و منافع مختلف گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی و بیان آنها به صورت سیاسی است. امروزه موفق ترین حزب آن است که به طرق مختلف ضمن ارائه برنامه های خود به جامعه پذیری سیاسی بپردازد و آگاهی های سیاسی و اجتماعی اعضای خویش را افزایش دهد. اتحادیه ها و نهادهای صنفی نیزمانند احزاب نقش فعالی در جامعه پذیری سیاسی بازی می کنند.(کمالی،۱۱۹:۱۳۷۴)
اتحادیه ها و نهاد های صنفی به عنوان عوامل ثانوی موثر در گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی در جوامع غربی در دوقرن اخیر در ایجاد انقلاب های سیاسی و تشکیل احزاب سیاسی موثر بوده اند. (قوام ،۲۳۵:۱۳۶۹)
بشیریه نیز ازتشکل هایی مثل اتحادیه ها و اصناف به عنوان یکی از عوامل موثر در ظهور برخی احزاب سیاسی نام می برد.
احزاب سیاسی با تبلیغات سیاسی، مبارزه و فعالیت در انتخابات، ارائه نظریات سیاسی به صورت نوشته یا شفاهی و با مشخص و متراکم کردن منافع سیاسی نقش عامل مستقیم جامعه پذیری سیاسی را بازی می کنند. (روشن ،۱۰۲:۱۳۷۵)
بدین ترتیب با جامعه پذیری سیاسی، احزاب نه تنها جهان بینی و اندیشه های خود را به مردم عرضه می دارند، بلکه با تشکیل کمیته های حزبی و برگزاری کنگره ها و انتخابات از طریق انتشار روزنامه، تشکیل اتحادیه ها و انجام مبارزات سیاسی مردم را به مشارکت تشویق می کنند. (کمالی،۱۱۲:۱۳۷۴)
احزاب سیاسی به عنوان نهاد سیاسی می تواند یکی از عوامل تاثیر گذار بر فرهنگ سیاسی و جامعه پذیری سیاسی در جامعه و همچنین می توانند کانالی مطمئن و قابل اعتماد برای ترویج و تبلیغ فرهنگ سیاسی نظام و حاکمیت باشند، به شرط اینکه از لحاظ اهداف سیاسی، ایدئولوژی حاکم مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرند. اگر نظام حاکم به شکل گیری احزاب اصیل با هدف، دارای ایدئولوژی، صاحب رسالت و مردم سالار، بهای لازم را بدهد و آنها را به خاطر نقشی که در جامعه پذیری سیاسی دارند مورد توجه قرار دهد، آنان قادر خواهند بود که در گسترش مشارکت سیاسی آموزش و جهت گیری سیاسی و نهایتاً حفظ نظام نقش بسیار حساس و تعیین کننده ای داشته باشند. (موسوی ،۲۴:۱۳۸۲)
۲-۹-آموزش و پرورش و جامعه پذیری سیاسی :
پیوند بین آموزش و پرورش ونظام سیاسی امری نیست که جدیداً مورد توجه قرار گرفته باشد، بعنوان مثال افلاطون و ارسطو در مورد تاثیر متقابل این دو نهاد اجتماعی مباحث مفصلی را مطرح نمودند. درواقع فیلسوفان و عالمان اجتماعی بر این نظر متفق القول هستند که آموزش و پرورش رسمی هم توسط نظام سیاسی تعیین و مشخص می شود و هم خود تعیین کننده نظام سیاسی است. بعبارت دیگر، همواره دو سوال اصلی مطرح است: تا چه اندازه آموزش و پرورش، مشارکت در فعالیت های سیاسی را ترویج می کند؟ و تا چه اندازه نظام سیاسی را تحت تاثیر و کنترل دارد؟ (شارع پور،۱۳۰:۱۳۷۸)
به اعتقاد برخی، «کلمن» بهترین تعبیر را درمورد رابطه مدرسه و دولت دارد: «هر چه که در دولت است در مدرسه هم هست و هر چه که می خواهید در دولت وارد کنید باید در مدرسه وارد کنید .»
محققان رابطه بین آموزش و پرورش و قدرت سیاسی (هم از لحاظ کنترل و مشروعیت بخشی وهم بعنوان یک منبع بالقوه ناخشنودی سیاسی ) را تأیید می کنند. اما صرف نظر از این نگرانیهای سیاسی در مورد آموزش و پرورش وسیاست، نگرانی دیگری نیزدر مورد رابطه بین آموزش وپرورش و توسعه سیاسی وجود دارد. (همان :۱۳۰)
سوال اصلی در این زمینه، این است که تا چه اندازه آموزش و پرورش در انسجام و مشارکت سیاسی نقش دارد؟ و تاثیر ساختار اجتماعی بر رابطه بین آموزش و پرورش با انسجام و مشارکت سیاسی چیست؟ خوش بینی مربوط به تاثیر آموزش و پرورش بر توسعه سیاسی همراه است با خوش بینی در مورد تاثیر آموزش و پرورش بر رشد اقتصادی. این خوش بینی ناشی از اعتقاد به این می باشد که تمامی نظام های آموزشی به نسل های آتی، ارزش های نظام سیاسی را یاد می دهند. (همان :۱۳۱)
به اعتقاد فگرلیند۱ و ساها۲ (۱۹۸۹) آموزش و پرورش به عنوان حافظ نظام سیاسی و عامل موثر در توسعه سیاسی دارای سه کارکرد اساسی است :
به عنوان عامل اصلی جامعه پذی سیاسی نوجوانان وجوانان درفرهنگ سیاسی ملی.
به عنوان عامل موثر در انتخاب و تربیت نخبگان سیاسی.