آن سوی جعبه ی جادو: هر آنچه لازم است در مورد تکنولوژی تلویزیون ها بدانید

قبل از عصر موبایلا و لپ تاپا سرگرم کننده ترین وسیله هر خونه چیزی نبود جز تلویزیون. تلویزیون ثابت کرده بود که می تونه به تنهایی بار سنگین سرگرم کردن کودکان و بزرگ سالان رو به دوش بکشه و انصافاً هم همینطور بود. اما با ظهور رایانه ها روزای خوش تلویزیون رو به افول گذاشت. کم کم بقیه تکنولوژیا، شبکه های اجتماعی و ویدیو گیما جای سریالا و مسابقات و برنامه های تلویزیونی رو گرفتن.

اما هنوز دود از کنده بلند می شه، با تموم رقبای سر سخت تلویزیون نمیشه خونه ای رو بدون این جعبه جادو یافت. ولی چه اتفاق افتاد که به اینجا رسیدیم؟ بعد از این قراره چه تغییری در این میدون رو تماشاگر باشیم؟ و چقدر در مورد تکنولوژیایی که باعث شدن تلویزیون تا این حد محبوب شه میدونید؟ در ادامه مطلب با ما همراه باشین تا با هم به جستجو در تلویزیون بپردازیم و ببینیم اونطرف این صفحات رنگی پر زرق و برق چه میگذره.

گذشته تکنولوژیای مربوط به تلویزیون

شاید باحال ترین مورد در مورد تلویزیون این باشه که این وسیله به دست شخص یا گروه خاصی ساخته و اختراع نشده، بلکه در طول زمان و با تلاش و آزمون و خطای افراد زیادی به جایگاه الان رسیده. در ادامه نیم نگاهی به تکنولوژیای لابلای پیکسلا میندازیم. هم اینکه به روز ترین و آخرین اختراعات رو که شاید در خونه با اونا سر و کار دارین بررسی می کنیم.

تلاشای اولیه

در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم، دو گروه جور واجور از تلویزیون شکل گرفت. از یه طرف مخترعینی در تلاش بودن تا تلویزیونی مکانیکی بسازن که براساس اختراع دانشجوی آلمانی "پاول نیپکو" کار می کرد و از طرف دیگه افراد دیگری به لامپ پرتو کاتدی علاقه مند شده بودن و به دنبال ایجاد وسیله ای واسه نمایش تصویر از این راه بودن.

تلویزیونای مکانیکی و الکترونیکی

تلویزیونای مکانیکی از یه دیسک گردان استفاده می کردن (که به دیسک نیپکو معروف بود). این دیسک دارای سوراخایی مارپیچ روی خود بود. هر سوراخ عکس خاصی رو اسکن می کرد که در تئوری اجازه می داد تا تصویر مربوط از راه سیم واسه نمایش ارسال شه.

پاول واسه ایده اش پتنتی رو به ثبت رساند اما نتونست یه نمونه عملی از اونو بسازه. در حدود سال ۱۹۰۰ پتنت مربوط منقضی شد و گروه های جور واجور تلاششون رو واسه ساخت تلویزیون با به کار گیری این روش شروع کردن.

با اینکه تلویزیونای مکانیکی هیچ وقت به خونها راه نیافتند اما علم و تفکر پشت ایده پاول ایجاد کننده به وجود اومدن طرحی شد که امروزه در تلویزیونا استفاده میشن. اصل اسکن تلویزیونی چکیده چیزیه که پاول تو ذهن داشت. به طور خلاصه این اصل یعنی نور تقویت شده به اجزای کوچیک تصویر تابانده شه و در زمان لازم تغییر راه داده (و یا تصویر تغییر کرده) و نور به بخش دیگری تابانده شه. امروزه به این اصل سرعت بازخوانی تصویر می گن.

لامپ پرتو کاتدی

اولین تلویزیونا از لامپ پرتو کاتدی استفاده می کردن. لامپ پرتو کاتدی تشکیل شده از محفظه شیشه ای، سر کاتدی و انتهای فسفری بود. در این لامپ به وسیله جریان الکتریکی و از سر کاتدی، سمت دیگه (صفحه فسفری) بمباران الکترونی می شد. در برخوردِ الکترون به فسفر، تغییر رنگ رخ می داد و باعث تشکیل پیکسلای تصویر می گشت. اولین نمونه از این تلویزیون در سال ۱۹۲۷ پا به میدون وجود گذاشت. اولین تصویر نشون داده شده در این محصول هم شامل ۶۰ خط بود که علامت دلار رو تداعی می کرد.

در سال ۱۹۲۹ یه مخترع روسی به نام "والادیمیر زوریکین" با کار روی لامپ پرتو کاتدی، تونست پیشرفت خوبی در این مورد به دست آورد. از همین نقطه بود که تلاش واسه ساخت اولین تلویزیونای خونگی شروع شد، اما تا۱۹۳۳ تلویزیونی واسه استفاده به وسیله کاربران عادی نبود.

تلویزیون قبل از نون تست اختراع شد.

در سال ۱۹۳۹ فروش تلویزیونا یهو سرعت گرفت. دلیل اونم سخنرانی روزولت بود که از مراسمی در نیویورک ضبط شده بود و از راه شبکه های رادیو تلویزیونی پخش شد. این برنامه اونقدر موثر بود که در فاصله وقتی بسیار کمی در هر خونه آمریکایی می شد یه تلویزیون یافت.

سخنرانی روزولت با اینکه یکی از بروز ترین اتفاقات تکنولوژی در عصر خود بود اما برنامه ای از قبل ضبط شده به حساب می اومد. اولین پخش زنده در سال ۱۹۵۱ صورت قبول کرد. برنامه پخش شده معاهده صلح ژاپن رو به تصویر می کشید که در سان فرانسیسکو در حال برگزاری بود و از راه کابلای بین قاره ای AT&T پخش می شد.

اولین تلویزیون رنگی

تا سال ۱۹۵۳ دارندگان تلویزیون تنها رنگای مشکی و سفید رو تماشاگر بودن. تکنولوژی تلویزیون رنگی در واقع از دهه ۴۰ میلادی تحت اختیار بود، اما به دلیل نبود تولید گسترده رادیو و تلویزیون بخاطر جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، فرصت پیشرفت این محصول جفت و جور نشد. این اتفاق به دلیل کمبود مواد اولیه و هم اینکه مصرف بالای آلیاژهای لازم در جنگ اتفاق افتاد. از دیگر دلایل این میشه به درگیر بودن کارخانه ها با ساخت اسلحه به خاطر استفاده در جنگ اشاره کرد.

هر چند حتی قبل از تولید نمونه های اولیه تلویزیونای مشکی و سفید، کار روی نمونه رنگی شروع شده بود ولی تا وقتی که شبکه های CBS و NBC به صورت آزمایشی فعالیت رو در این مورد شروع نکردن اقدامی جدی واسه تولید این نسل شروع نشد. تلاش هر دو شبکه واسه ضبط تصاویر رنگی موفقیت آمیز بود. اما با در نظر گرفتن مشکلات تولید و نبود توانایی نمایش تصاویر رنگی در تلویزیونای مشکی و سفید، پیشرفت در این مورد تا ۱۹۵۳ ساکن موند. از زمان بود که اولین تلویزیون رنگی کم کم به صورت تجاری به بازار اومد.

اولین برنامه رنگی در سال ۱۹۵۴ از شبکه NBC پخش شد. این برنامه تلویزیونی مربوط به تورنومنتی در نیویورک بود. به دلیل قیمت بالای تلویزیونای رنگی و کمبود برنامه های مناسب پخش (به دلیل هزینه زیاد تولید برنامه های رنگی) تا سال ۱۹۶۵ عرضه گسترده کالا در این میدون رخ نداد. در اون سال شبکه های مهم با هم به توافق رسیدن تا از اون به بعد نصف برنامه هاشون رو رنگی پخش کنن. در حدود یه سال بعد از این توافق اولین شبکه تموم رنگی شکل گرفت. و در سال ۱۹۷۲ عاقبت تموم شبکه های آمریکایی برنامه های خود رو به صورت رنگی پخش می کردن.

تلویزیونای پروژکتوری

در حالی که لامپ پرتو کاتدی بازار رو به تصرف خود درآورده بود و واسه ده ها سال رقیبی نداشت، تکنولوژیای دیگری کم کم پا به میدون وجود گذاشتن و در برابر آزمایش قرار گرفتن.

دو تکنولوژی که در اول واسه پروژکتورها ساخته شده بودن مسیرهای متفاوتی رو گذروندن و گفتنیست هر دو هنوزم در دور و برمون استفاده میشن. پروژکتورای LCD راه خود رو به مانیتورها و کامپیوترا پیدا کردن. DLP اما در بازه ای کوتاه موفقیتایی در بازار تلویزیون داشت. اما در آخر سرنوشتنش به سینماهای خونگی و پروژکتورهای کوچیک خونگی ختم شد.

پروژکتور LCD

LCD یا همون صفحه نمایش کریستال مایع راه خود رو متفاوت از لامپ پرتو کاتدی شروع کرد. LCD بجای این که یه سیستم کامل پخش داشته باشه از یه پروژکتور و یه صفحه جدا واسه تشکیل شدن تصویر استفاده میکرد. صفحه تشکیل تصویر معمولا مشکی، خاکستری و یا سفید بود.

درون پروژکتور LCD منشورهایی وجود داشت که فیلترایی رنگی در سر راه موجود بود (واسه هر پیکسل سه فیلتر آبی، قرمز و سبز به کار می رفت). وقتی نور به منشورا وارد می شد، پروژکتور با باز و بستن و چرخاندن منشورا نور رو به سمت فیلتر مورد نظر هدایت می کرد و این جوری هر پیکسل شکل می گرفت و تصویر تشکیل می شد.

پروژکتور DLP

لامپ دیجیتالی یا DLP واسه تولید تصویر نیاز به یه لامپ سفید در مقابل صفحه رنگی چرخان و چیپ DLP داشت. صفحه رنگی چرخان همیشه در حال گردش بود و سه رنگ تولید می کرد: قرمز، سبز و آبی. واسه ایجاد یه رنگ خاص نیاز به هماهنگی لامپ سفید و صفحه رنگی چرخانه تا بتونه رنگ مورد نظر رو (به عنوان یه پیکسل) روی صفحه نمایش دهد. چرخ و لامپ با همکاری هم رنگا رو بوجود می آوردن و یه میکرو آینه سایه های خاکستری لازم در تصویر رو به وجود می آورد.

تلویزیونای DLP در اوایل دهه ۲۰۰۰ از رده خارج شدن اما پروژکتورها تونستن خود رو به عنوان اصلی ترین گزینه مطرح نگه دارن. این پروژکتورها به خاطر کیفیت عالی رنگ تولیدی به صنعت سینما و پروژکتورهای سینمایی هم راه پیدا کردن.

پروژکتورای الان DLP دارای سه چیپ جدا از هم واسه تولید رنگ هستن و می تونن ۳۵ میلیون رنگ ایجاد کنن. از یاد نبرین چشم آدم تنها قادر به شناسایی ۱۶ میلیون رنگ فرق داره.

تکنولوژیای کهنه و بی اعتبار شده گذشته

تنها فرق پروژکتورهای LCD با تلویزیونای LCD قرینگی تصویر در پروژکتورهاه. غیر از این مورد فرق خاصی بین این دو وسیله از دید فناوری مورد استفاده وجود نداره.

LCDا در کنار حسنایی که دارن از مشکلات بسیار زیاد ای رنج می برن. یکی از مهم ترین این مشکلات قیمت بالای تموم شده تولید LCDای بزرگ ( بزرگ تر از ۴۰ اینچ ) است. زاویه دید کم و کاهش کیفیت در گوشه ها و هم اینکه سرعت پایین در اندازه بازخوانی تصویر که باعث مات شدن و یا تاخیر در نمایش اون می شه از دیگر مشکلات LCDه. همین مشکلات هستن که این فناوری و اجناس براساس اون رو واسه بازیای رایانه ای و تماشای مسابقات ورزشی ناجور می کنه.

پلاسما

پلاسما در فیزیک یکی از چهار فاز اصلی ماده س. (سه فاز دیگه: جامد، مایع، گاز) پلاسما گاز شبه خنثایی از ذرات باردار و خنثی هستش که رفتار جمعی از خود ارائه میده. واژه پلاسما به گاز یونیزه شده ای می گن که همه یا قسمت بزرگی از اتمای اون یک یا چند الکترون از دست داده و به یونای مثبت تبدیل شده باشن.

پلاسماا شاید واسه یه مدت بازار تلویزیون رو از این رو به اون رو کردن. زاویه دید بسیار گسترده، قیمت نسبی پایین و توانایی تولید رنگ با کنتراست بالا، همه باعث شده بود تا اجناس براساس این راه حل اولین انتخاب هر خریدار باشه. اما کم کم فناوری های جدید بازار رو از چنگ پلاسما ربودند.

پلاسماا با به دام انداختن گازای نجیب در بین دو لایه شیشه ای کار می کنن. بعد از این که برق ولتاژ بالا به سلولای گاز نجیب تزریق شد، گاز داخل سلول به حالت پلاسما تبدیل می شه. با تغییر ولتاژ هر سلول و گرم و سرد شدن گاز درون اون، نور با رنگای جور واجور تولید می شه. این نورهای رنگی هر کدوم یکی پیکسل رو در صفحه تلویزیون تشکیل میدن.

مثل هر تکنولوژی دیگری، پلاسما هم از مشکل خالی نبود. مهم ترین مسئله مصرف انرژی زیاد و بالطبع تولید گرمای قابل توجه حساب می شه. از دیگر مشکلات هم میشه به طول عمر کم نسبت به بقیه تکنولوژیای این بخش اشاره داشت.

LCOS

کریستال مایع روی سیلیکون یا LCOS طول عمر کوتاهی داشت و در ۲۰۱۳ رسما از میدون رقابت کنار رفت. این تکنولوژی زیادتر از اندازه پیچیده بود و در واقع هیچ وقت اونقدرا محبوب نشد. LCOSا از باریکه ای از نور سفید که از فیلتر و لنزی مخصوص عبور می کرد بهره می جستند. بعد از عبور از لنز، نور به سه باریکه دیگه تقسیم می شد که هر کدوم از فیلتری دیگه عبور می کرد تا در آخر تابشا رو به رنگای قرمز، سبز و آبی بدل کنه. این شعاعای رنگی نور از اونجا وارد میکرو دیوایسایی گشته و بعد از منشوری عبور می کردن تا به صفحه نمایش برسن.

هرچند LCOSا از امتیازات خوبی مثل تولید رنگ مشکی واقعی بهره می بردن اما در آخر از همون مشکلات LCDا بهره مند بودن. مشکلاتی از جمله تولید تصویر مات و زاویه دید بسیار کم. از اون گذشته نور خروجی LCOSا کم بود و این باعث می شد تا مصرف کنندگان نسبت به رنگای کدر و کنتراست پایین تصویر گله مند باشن.

تکنولوژیای امروزی و آینده

LED

محکم سر جاتون بشینین چون می خوایم باوراتون رو به رقابت بکشیم: تلویزیونای LED در واقع همون LCDا هستن. از پایه تکنولوژی استفاده شده در LEDا همونیه که تو یه LCD پیدا میشه. در حالی که در LCDا واسه تولید نور پس زمینه از لامپ پرتو کاتدی استفاده می شه، در LEDا این رو دوش لامپای کوچیک LED یا همون دیودهای نوریه.

مهم ترین فایده به کار گیری LEDا واسه نور پس زمینه بهینه سازی مصرف انرژی حساب می شه. LEDا ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر از LCDا برق مصرف می کنن. هر چند LEDا از امتیازات دیگری مثل قیمت پایین تر، کنتراست و دامنه رنگ بیشتر هم بهره مند هستن.

OLED

دیود نوری آلی یا OLED، از لایه ای از مواد ارگانیک بین لایه رسانا و لایه تابنده نور استفاده می کنه. وقتی جریان الکتریکی وصل می شه، لایه ارگانیک کیفیت ایجاد جریان رو زیاد می کنه. LEDا و OLEDا به مرور تونستن LCDا و پلاسماا رو پس بزنن. در واقع سال ۲۰۱۴ رو میشه سال مرگ پلاسما نامید. هیچ تولید کننده مطرحی در سال ۲۰۱۵ اقدام به تولید تلویزیون پلاسما نکرد. این روزا LCD با تکنولوژی لامپ پرتو کاتدی هم در کمتر بازاری یافت شه.

OLEDا بسیار کمتر از LCD یا پلاسما برق مصرف می کنن. همین امر دلیل شده تا واسه کاربران خونگی جذابیت بیشتری داشته باشن. با وجود همه برتریا OLEDا هم بی اشکال از آب در نیومدن. طول عمر اجناس تحت این فناوری از نقاط ضعف اونا هستش. از اون گذشته لایه ارگانیک OLED در مقابل آب بسیار آسیب پذیره.

رزولوشن

تصویر مشبک و صعودی

الان دو تکنولوژی متفاوت در مورد رزولوشن تصویر هست، مشبک که در حال کهنه و بی اعتبار شدنه و با حرف i مشخص می شه. مثلا تلویزیونای قدیمی از رزولوشن ۴۸۰i بهره می بردن. تکنولوژی دیگه صعودی اسمشه و با حرف p نشون داده می شه. تلویزیون FULLHD در کنج اتاق نشیمن تون رزولوشنی برابر ۱۰۸۰p داره. اما چه فرقی بین این هست؟

چشمامون نمی تونن اطلاعات رو به همون سرعتی که تلویزیونا ارسالشان می کنن دریافت کنن. این حقیقتیه که تکنولوژی مشبک از ان بهره جسته. اگه تلویزیون رو مثلا به ۱۰۰ خط تصویر تقسیم کنیم، تلویزیون مشبک، این خطوط رو به زوج و فرد تقسیم کرده، اول در خطوط زوج تصویر رو پخش می کنه و بعد از یه شصتم ثانیه در خطوط فرد تصویر رو نشون میده. با در نظر گرفتن سرعت این، بیننده هیچوقت متوجه این اتفاق نمی شه. تکنولوژی صعودی اما فرقی بین خطوط نگذاشته و همه رو همزمان روشن می کنه پس تصویر متراکم تر و بهتر به نظر میاد.

درک رزولوشن

هممون با اعداد رزولوشن آشنا هستیم، اما به واقع این اعداد چه معنی دارن؟ واسه اندازه گیری رزولوشن تلویزیونا نیاز به تعداد پیکسل عمودی و افقیه. به صورت از پیش تعریف شده، فقط تعداد پیکسلا عرض موقع بیان رزولوشن ارائه می شه. مثلا تلویزیون ۱۰۸۰p در واقع از کیفیت تصویر۱۰۸۰ در ۱۹۲۰ پیکسل استفاده میکرد و یا در عرض اون ۱۰۸۰ پیکسل به نمایش در میان و در طولش ۱۹۲۰ پیکسل.

مثالی دیگه در این مورد تلویزیونای ۴K هستن. تعداد پیکسلای این تلویزیونا ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ه. این یعنی این تلویزیونا ۲۱۶۰p هستن.

دیگه ویژگیای تلویزیونا

تا به اینجا چرخی در انبار خونه مون زدیم و با پیچ گوشتی به جون تلویزیون مون افتادیم. حالا وقت اون هستش که سری به دیگر خصوصیات تلویزیونای جدید بزنیم و ببینیم کدوم یکی از اونا واقعا مورد نیازند و کدوم یکی رو میشه بی قید و شرط کنار گذاشت. آماده اید؟

تلویزیونای خمیده

تلویزیونای خمیده این روزا در بالاترین جایگاه بازار هستن. نمیشه وارد یه فروشگاه بزرگ شد و با یه نمایشگر غول آسای خمیده برخورد نکرد. اما خم شدن این تلویزیونا چیزی جز یه حیله تازه واسه افزایش فروش نیس. البته بستگی داره از کی این سوال رو سوال کنین.

با در نظر گرفتن گفته های دکتر "ریموند سونیرا" از DisplayMate – شرکتی در مورد تحلیل و بررسی نمایشگرا – تلویزیونای خمیده فواید زیادی دارن.

ایشون عقیده داره: " یکی از مهم ترین نکته های یه نمایش گر خوب تولید رنگ مشکی واقعی بوسیله کاهش درخشش نورهای فرعی از راه صفحه تلویزیونه."

این گفته دکتر سونیرا یعنی اینکه تلویزیونای خمیده زاویه های دید بیننده رو در همه قسمتای تصویر در حدود ۹۰ درجه نگه می دارن (شعاع دایره در نقطه برخورد با محیط، بر اون عموده). همین امر باعث می شه تا درخشش نورهای محیطی از راه صفحه نمایش کم بشه.

اولین کنترل تلویزیون در سال ۱۹۵۶ اختراع شد و "استخون تنبل" نام داشت.

اما در طرف دیگه سایتای خیلی از جمله CNET صحبتای دکتر سونیرا رو خیلی قابل قبول نمی دونن. به نظر این وبسایتا و کارشناسان اونا هر چند تلویزیونای خمیده درخشش نور محیطی رو کاهش میدن، اما در صورت وجود کمی از اینجور بازتابی، تاثیر اونو چند برابر کرده و دیدن تصویر رو واسه بیننده بسیار مشکل می کنن.

الان خم شدن تلویزیون چیزی جز یه لباس پر رنگ و لعاب نیس که بر تن نمونه های بزرگ این دسته از اجناس کردن تا جیب مصرف کنندگان رو با تکنولوژیای دیروز هر چی بیشتر خالی کنن. پس اگه در خرید اونا شک دارین، شک خود رو تبدیل به یقین کنین.

۴K

هیچ شکی در زیبایی و خیره کنندگی تصاویر تلویزیونای ۴K نیس، اما تلویزیون ۴K رو واسه شما ساخته ان؟

هر چند تماشای تصویر در این اجناس دلچسبه اما الان محتوای زیادی واسه نمایش در اونا وجود نداره. تعدادی ویدیو در یوتیوب، بعضی برنامه های سرویس Netflix و تعدادی از فیلمایی که قول داده شده با کیفیت ۴K منتشر می شن تموم چیزیه که الان در اختیار دارین.

شبکه های HD و شبکه های ۱۰۸۰p ماهواره ای در آینده ای نزدیک همه گیر می شن. اما نیاز به پهنای باند بالا واسه ۴K نگرانیایی رو واسه زنده موندن این تکنولوژی به وجود آورده. بدون اینترنت پر سرعت و شبکه های ماهواره ای تنها چیزی که باقی می مونه فیلمای Blu-ray هستن که گزینه هاشون کم هستش.

ارزشش رو داره؟ اگه به دنبال آخرین فناوری روز هستین و می خواین سر کیسه رو حسابی شل کنین، فکر بدی نیس که یه تلویزیون ۴K بخرین. اما واسه بقیه؟ به درستی الان تلویزیونای ۴K خیلی چیز عجیب ای نیستن که ما رو مجبور به خرید خود کنن. قیمتا هر روز در حال سقوطه و تلویزیونای ۱۰۸۰p دست کم نیم دهه دیگه ما رو همراهی می کنن. شاید خرج اضافی واسه تکنولوژی که هنوز موتور هاش گرم نشده خیلی مناسب نباشه. اما اگه از ما سوال کنین، شک نداشته باشین "صبر" رو پیشنهاد می دیم.

۳D

۳D درزمان همین چند سال گذشته غوغای عجیبی به پا کرده بود. عینکای آینده نگرانه، همراه با بعد سوم تصویر، نوید آینده جذابی رو می داد. اما مشکل ۳D هم چیزی جز کمبود شامل نبود. در واقع هنوزم چیز زیادی واسه نمایش سه بعدی در این تلویزیونا وجود نداره. تعداد کمی فیلمای سه ۳D تنها محتوایی هستن که میشه در گوشه و کنار پیدا کرد.

در کمبود محتوای سه بعدی، تلویزیونای ۳D اقدام به مثل سازی سه بعدی تصاویر دو بعدی کردن. اتفاقی که خیلی باحال از آب در نیومد و از جذابیت این اجناس کاست. به درستیً تلویزیونای ۳D سرابی بیش نبودن و تولید کننده ها هم با کم شدن فروش در این مورد فهمیدن که خریداران بیشتر به تلویزیون بزرگتر علاقه مندن تا فناوری بعد سوم. اگه دور و برتون دوستی دارین که تلویزیون سه بعدی داره، از اون سوال کنین که چند وقت یه بار فیلمای ۳D می بینه. اگه جوابی غیر از "هیچوقت" شنیدید تعجب کنین.

هر چند بیشتر تلویزیونای جدید توانایی سه بعدی دارن، اما "سه بعدی بودن" چیزی نیس که باعث خرید تازه شه.

تلویزیونای هوشمند

یه تلویزیون هوشمند با تموم اپا، ویجتا و توانایی هاش گزینه بسیار جالبیه. برداشتن کنترل تلویزیون و گشتی در سایتا زدن و یا انگری بردز بازی کردن همه سرگرم کننده هستن اما واقعا موارد گفته شده چیزی نیس که در زمان حال به اون احتیاجی باشه.

اگه می خواین یه تلویزیون جدید بخرین، در این مورد خیلی حق انتخاب ندارین، چون که بیشتر اجناس بازار هوشمند هستن. تنها انتخاب موجود به واقع بر سر اکوسیستمه. اگه مونده اید که مدل فعلی مورد استفاده تون رو با یه مدل اسمارت جانشین کنین، پیشنهاد میکنیم در تصمیم تون یکم فکر کنین. باید به این نکته هم توجه داشت که تلویزیونای هوشمند تا حدودی در خطر نفوذ پذیری هستن.

در میان انبوه اسمارت تی ویا، Fire TV آمازون، Apple TV، Roku و یا حتی یه دی ایشون دی پلیر هوشمند می تونه انتخاب بهتری باشه. انتخابایی که همه زیر ۱۰۰ دلار قیمت دارن.

اندازه دوباره سازی تصویر

۱۲۰Hz ، ۲۴۰Hz و ۶۰۰Hz همه فقط اعدادی واسه تبلیغات هستن. در تجربه کاربری اندازه بازسازی تصاویر یا در اصطلاح ریفرش ریت بیشتر باعث کیفیت تصویر بهتر می شه. اما مشکل در نبود وجود استانداردی واسه این عامل خلاصه شده. مثلا ریفرش ریت ۱۲۰Hz تصویر تو یه تلویزیون پرچم دار بسیار بهتر از سرعت ۲۴۰Hz یه نمونه میان رده س.

هم اینکه هر تولید کننده ای واسه خود اصطلاحی ساخته. Clear Motion Rate، TruMotion و SPS هیچ کدوم معنی خاصی ندارن و در عمل نتیجه برابری ارائه می کنن.

پس چیکار باید کرد؟ اعداد رو ندیده بگیرین و به چشمون تون اعتماد کنین اونا بهترین قاضی هستن.

کنتراست

دوباره قصه ریفرش ریت تکرار می شه. الان استانداردی در این مورد وجود نداره و هر تولید کننده ای واسه خود روشی رو تعیین کرده. در این مورد هم ممکنه تلویزیونی با کنتراست ۵۰۰۰۰۰:۱ کیفیت به مراتب بهتر از تلویزیون دیگری با کنتراست ۱۰۰۰۰۰۰:۱ از خود ارائه دهد.

زاویه دید

تولید کنندگان LCD با اندازه گیری و نشون دادن مقدار زاویه دید تلویزیون هاشون تلاش دارن تا نشون بدن که LCDا مشکلی از این واسه ندارن. در حالیکه LCDا کم کم در حال خداحافظی از بازار رقابت هستن اما اعداد و ارقام تونسته کمی بیشتر باقی موندن اونا رو ممکن کنه. این که روی یه تلویزیون LCD نوشته باشه "زاویه دید ۱۷۸  درجه" تموم اون چیزی حساب می شه که تولید کننده تو ذهن داشته. ولی در واقعیت تا یه تلویزیون رو سر فرصت و در نورای جور واجور و زوایای متفاوت امتحان نکرد نمیشه از مقدار زاویه دیدش مطمئن شد. گول اعداد و ارقام رو نخورین.

ورودی و خروجی

این ویژگی مسئله ای نیس که بشه خیلی راحت از اون گذشت. هر چند استانداردی در این مورد هم وجود نداره اما باخبر بودن از شکلای جور واجور ورودیا (HDMI، USB و …) و خروجیایی که لازم دارین و یا در آینده لازم دارین لازمه. پس قبل از خرید به طور کاملً تحقیق کنین.

شبکه و Wi-Fi

اگه در فکر خرید یه تلویزیون هستین، نباید توانایی اتصال اون به شبکه ها رو ندیده بگیرین. این یکی از اون ویژگی هاییه که تا ازش استفاده نکنین، نمی تونین به اهمیتش پی ببرین. فرض همین یه نکته کافیه که قادر باشین به وسیله تلویزیون تون از اتاق نشیمن، فیلم مورد علاقه تون رو از کامپیوتر طبقه بالا استریم کنین و ببینین.

ساده فکر کنین

در دنیای تلویزیونا هزاران ویژگی و ویژگی کوچیک و بزرگ هست. اما انتخاب یه تلویزیون بسیار راحت تر از اون هستش که تولید کنندگان می گن. کافیه بدونین از تلویزیون خود چه چیزایی رو می خواین و بعد از ان فقط به چشمون غیر مسلح تون اعتماد کنین. به همین سادگی!

فکر می کنین در آینده پیش رو کدوم یکی از این تکنولوژیا در میدون تلویزیون باقی خواهند موند؟ شما کدوم یکی رو پسند می کردین؟ نظرات خود رو با ما و بقیه کاربران در میان بذارین.

                                                    .

Post Author : edame

Related Post

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *