استانداردهای حسابداری، اقلام تعهدی اختیاری، عدم تقارن اطلاعاتی

 

دیدگاهی که در مطالعات مدیریت سود وجود دارد این است که قراردادهای موجود و بالقوه بین ذینفعان و شرکت انگیزه‌هایی برای مدیران ایجاد می‌کند تا سودها را دستکاری نمایند. زمانی که دستکاری سود، ثروت مدیران را با هزینه سایر ذینفعان افزایش می‌دهد، می‌توان گفت که مدیران بطور فرصت طلبانه عمل کرده‌اند(واتزوزیمرمن،۱۹۹۰).
در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ تحقیقات بر سه انگیزه بزرگ ایجاد شده بوسیله قراردادهای بدهی، قرادادهای جبران خدمات و فرایند قانونی سیاسی تاکید کردند. در بخش شرایط قراردادهای بدهی از ارقام حسابداری استفاده می‌شود. اگر این شرایط برآورده نشوند، ‌بستانکاران اغلب حق توقیف دارایی‌ها یا اعلام زودتر از سررسید واقعی را دارند تا از منافع خود حفاظت کنند. حتی اگر این حقوق اعمال نگردد، عدم رعایت تعهدات در یک قرارداد استقراضی می‌تواند منجر به یک قرارداد جدید پرهزینه گردد. برای اجتناب از این احتمالات انتظار می‌رود مدیران شرکت‌هایی که در شرف انحراف از شرایط قرارداد دارند، انتخاب‌های حسابداری افزاینده درآمد را به کار گیرند تا شرکت را در وضعیت نسبتا بهتری در خصوص مذاکره مجدد قرار دهند. همچنین قراردادهای جبران خدمات که پاداش را با سودهای گزارش شده ربط می‌دهند انگیزه‌هایی برای دستکاری سود ایجاد می‌کنند و مطالعه‌ای که در این زمینه بیشترین استفاده از آن شده است، مربوط به هیلی (۱۹۸۵) است. سومین انگیزه بزرگ فرایند قانونی سیاسی است. این تئوری که بوسیله واتز و زیمر من ارائه شد عنوان می‌کند از آنجاییکه سودها در فرایند سیاسی، به منظور پشتیبانی مقررات جدید یا اجرای مقررات موجود بکار می‌روند، مدیران انگیزه‌‌ای برای مدیریت سودهای گزارش شده دارند. انگیزه‌های متنوع دیگری نیز برای مدیریت سود بررسی شده است. به عنوان مثال دی آنجلو (۱۹۹۸) این موضوع را بررسی می‌کند که آیا رقابتهای جایگزینی انگیزه‌ای برای مدیران به منظور دستکاری سود در تلاش برای تاثیرگذاشتن بر درک سهامداران از عملکرد مدیریت ایجاد می‌کند. تحقیقی بوسیله باون،‌ دوچارم و شورز(۱۹۹۵) انجام شده است که اثر انگیزشی ایجاد شده بوسیله قراردادهایی که بین شرکت وذینفعان (شامل مشتریان، عرضه کنندگان و کارکنان) وجود دارد را بررسی می‌کند (جیمبالو،۱۹۹۶). انگیزه‌های اصلی برای مدیریت سود را می‌توان به ترتیب زیر خلاصه کرد. (اسکات ۱۹۹۷).
۲-۲-۱-۱٫انگیزه‌های طرح‌های پاداشی
۲-۲-۱-۲٫انگیزه طرح‌های بدهی
۲-۲-۱-۳٫انگیزه سیاسی
۲-۲-۱-۴٫انگیزه مالیاتی
۲-۲-۱-۵٫انگیزه مربوط به عرضه اولیه سهام
۲-۲-۱-۱٫انگیزه‌های طرح‌های پاداشی
زمانی که پاداش مدیران بر مبنای سودهای گزارش شده باشد آن‌ ها انگیزه‌ مدیریت سودها را به منظور افزایش ارزش مورد انتظار پاداش خود خواهند داشت. به عنوان مثال، هیلی (۱۹۸۵) گزارش کرد که رفتار مدیریت سود بوسیله شرایط طرح‌های پاداش مدیران تحت تاثیر قرار می‌گیرد. و این طرح‌ها حدود بالا و پایین سودهای مشمول پاداش را در برمی‌گیرد. در حالت خاص‌تر، زمانی که سودها بین حدود بالا وپایین قرار دارند،‌احتمال بیشتری دارد که مدیران سودهای گزارش شده را افزایش دهند. با وجود این، زمانی که سودها بالاتر از حد بالا یا پایین‌تر از آن قرار دارند، مدیران احتمال دارد که از اقلام تعهدی کاهنده در آمد به منظور ذخیره نمودن این سودها برای دوره‌های بعدی استفاده کنند و پاداش مورد انتظار خود را در آینده افزایش دهند.
۲-۲-۱-۲٫انگیزه طرح‌های بدهی
از آنجاییکه انحراف از شرایط تعهد بدهی می‌تواند باعث تحمیل هزینه‌های سنگین به شرکت گردد،‌ مدیران ممکن است از طریق افزایش سودهای گزارش شده از این انحرافات اجتناب کرده واز میزان سفت و سخت بودن این قراردادها بکاهند. به عنوان مثال، دالی و ویگلند (۱۹۸۳) دریافتند که شرکت‌هایی که هزینه‌های تحقیق وتوسعه را سرمایه‌ای می‌کنند اهرم بالاتری دارند و از بدهی بیشتری استفاده می‌کنند. این شرکت‌ها همچنین نسبت به شرکت‌هایی که هزینه‌های تحقیق و توسعه را در سرفصل هزینه شناسایی می‌کنند به انحراف از محدودیت‌های بدهی نزدیکتر می‌باشند. سویینی (۱۹۹۴) همچنین نمونه‌ای از شرکت‌هایی که در قراردادهای بدهی ناتوان بوده‌اند را آزمون کرد و دریافت استفاده از تغییرات سود افزاینده در آمد در این شرکت ‌ها نسبت به نمونه کنترلی بیشتر است. همچنین او دریافت شرکت‌هایی که در ایفای تعهدات خود ناتوان بودند تمایل به پذیرش زودهنگام استانداردهای حسابداری جدیدی که سود خالص را افزایش می‌دهند، دارند. دیفاند و جیمبالوو (۱۹۹۴) همچنین مدیریت سود شرکتهایی را که انحراف از تعهدات بدهی را طی سال‌های ۱۹۸۵-۱۹۸۸افشا کرده‌اند؛ بررسی کردند. آن‌ ها شواهدی مبنی بر استفاده از اقلام تعهدی اختیاری برای افزایش سود گزارش شده در سال قبل از انحراف یافتند.
۲-۲-۱-۳٫انگیزه سیاسی
شرکت‌های بزرگ معمولا از نظر سیاسی بیشتر مورد توجه عموم قرار می‌گیرند، زیرا فعالیتهای آنان تعداد زیادی از افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین شرکت‌هایی که جزء صنایع استراتژیک و انحصاری هستند نیز بیشتر در معرض دید عموم قرار دارند. چنان شرکت‌هایی ممکن است تمایل به کاهش سود به منظور کاهش هزینه‌های سیاسی خود داشته باشند.
هان و وانگ (۱۹۹۸) این موضوع را بررسی کردند که آیا شرکت‌های نفتی که انتظار می‌رود درآمدهای آن‌ ها، به دلیل افزایش‌های ناگهانی در
قیمت‌های نفت در طول بحران سال ۱۹۹۰ خلیج فارس افزایش یابد، از
اقلام تعهدی حسابداری برای کاهش سودهای گزارش شده استفاده کرده‌اند. بر اساس نتایج آن‌ ها، شرکت‌های مذکور از اقلام تعهدی کاهنده درآمد برای کاهش سودهای سه ماهه خود استفاده کرده‌اند که نشان می‌دهد هزینه‌های سیاسی، افزایش منافع افشای این اخبار خوب را کم ارزش می‌کند.
۲-۲-۱-۴٫انگیزه مالیاتی
از آنجاییکه مقام‌های مالیاتی به تحلیل قوانین حسابداری برای محاسبه درآمد مشمول مالیات می‌پردازند، شرکت‌ها ممکن است انگیزه کمتری برای مدیریت سود به لحاظ امور مالیاتی داشته باشند. با وجود این، شیوه‌ای که برای محاسبه موجودی به کار می‌رون ممکن است خروجی وجه نقد برای عملیات را تحت تاثیر قرار دهد. تحت قوانین مالیاتی آمریکا، شرکتهایی که از روش لایفو برای اهداف مالیاتی استفاده می‌کنند باید از آن برای گزارشگری مالی نیز استفاده نمایند. بنابراین، در طول دوره افزایش قیمت‌ها شرکت‌ها ممکن است روش لایفو را به فایفو ترجیح دهند. زیرا این موضوع منجر به سودهای گزارش‌های شده پایین‌تر و مالیات‌های پایین‌تر می‌گردد.
۲-۲-۱-۵٫انگیزه مربوط به عرضه اولیه سهام
شرکت‌هایی که برای اولین بار سهام خود را عرضه می‌کنند قیمت بازار تعیین شده‌ای ندارند و قیمت‌های اولیه سهام تا حدی بوسیله عمکرد مالی آنها قبل از ورود به بازار تحت تاثیر قرار می‌گیرند. بنابراین، مدیران شرکت‌هایی که به شکل سهام عام درمی‌آیند، انگیزه‌هایی برای افزایش سودهای گزارش شده دارند تا قیمت بیشتری را برای عرضه اولیه سهام خود بدست بیاورند به عنوان مثال، فریدلان (۱۹۹۴) گزارش کرد که شرکتهای IPO در سال قبل از IPO نسبت به دوره قبل اقلام تعهدی اختیاری افزاینده درآمد ایجاد کرده‌اند. تئو، ولچ وونگ (۱۹۹۸) عنوان می‌کنند که فرایند عرضه اولیه سهام به طور ذاتی آمادگی انجام مدیریت سود را دارد زیرا عدم تقارن اطلاعاتی بالایی سرمایهءگذاران و صادرکنندگان سهام در زمان عرضه اولیه سهام وجود دارد. تئو،‌ولچ وونگ (۱۹۹۸) در تحقیق دیگری اقلام تعهدی اختیاری مثبت معنی‌داری را قبل و در طول سال عرضه فعلی سهام گزارش کردند.