استانداردهای حسابداری، تعاریف سرمایه فکری، سیستمهای اطلاعاتی

 

باوجود تلاشهای بسیار پژوهشگران هنوز تعریف واحدی از سرمایه فکری وجود ندارد، ولی از جهات زیادی شباهتهایی بین تعاریف مختلف مشاهده میشود. تمامی تعاریف بر این اصل استوارند که سرمایه فکری مجموع داراییهای نامشهود سازمان است(همتی و همکاران، ۱۳۸۹).
استوارت سرمایه فکری را به عنوان دانش، اطلاعات، اموال فکری و تجربهای در نظر میگیرد که میتوانند برای خلق ثروت استفاده شوند، گوتری آن را ارزش داراییهای نامشهود سازمان نامید(گوتری، ۲۰۰۱)، کپلن و نورتون سرمایه فکری را شامل سرمایه انسانی مانند مهارتها، استعداد و دانش، سرمایه اطلاعاتی مانند پایگاه های داده، سیستمهای اطلاعاتی و زیرساختهای فناوری، سرمایه سازمانی مانند فرهنگ، سبک رهبری و توانایی تسهیم دانش دانستند(کاپلان و نورتون، ۱۹۹۲).
۲-۱-۲) سیر تاریخی توسعه مفهوم و کاربرد سرمایه فکری
در سال ۱۹۶۹ آقای جان گالبریت اولین کسی بود که از اصطلاح سرمایه فکری استفاده کرد. اما در اواسط دهه ۱۹۸۰ حرکت از عصر صنعت به سمت عصر اطلاعات آغاز شد و شکاف عمیق بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکتها بوجود آمد و در اواخر دهه۱۹۸۰ اولین تلاشها برای تدوین صورتهای مالی حسابهایی که سرمایه فکری را اندازه گیری کنند صورت گرفت و کتابهایی در این موضوع از قبیل مدیریت داراییهای دانش توسط آمیدن تالیف شد. در اوایل ۱۹۹۰، اولین بار نقش مدیریت سرمایه های فکری با تخصیص یک پست رسمی، در سازمان مشروعیت یافت و آقای ادوینسون بعنوان مدیر سرمایه های فکری شرکت اسکاندیا معرفی شد همچنین در این دوره مفهوم رویکرد ارزیابی متوازن توسط کاپلان و نورتن مطرح گردید و در مجله فورچون مقالاتی در این زمینه منتشر گردید. اما در اواسط دهه ۱۹۹۰، شرکت اسکاندیا اولین گزارش سرمایه های فکری را منتشر کرد و همایشی در سال ۱۹۹۶ توسط SEC با موضوع سرمایه فکری ترتیب داده شد. در اوایل دهه ۲۰۰۰، اولین مجله معتبر با محوریت سرمایه های فکری و اولین استانداردهای حسابداری سرمایه فکری توسط دولت دانمارک منتشر گردید. امروزه پروژه های مختلفی از قبیل انتشار کتب و برگزاری سمینارها و تهیه و تدوین مقالات متعددی در این زمینه در حال انجام است(نمامیان و همکاران، ۱۳۹۰).
۳-۱-۲) اجزا و تعاریف سرمایه فکری
در جمعبندی تعاریف متعدد سرمایه فکری و اجزای آن میتوان اظهار داشت که، سرمایه فکری به سه
دسته سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری(سازمانی) و سرمایه مشتری قابل تقسیم است(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶).
سرمایه انسانی مهمترین دارایی یک سازمان و منبع خلاقیت و نوآوری است. در یک سازمان داراییهای دانشیِ ضمنیِ کارکنان یکی از حیاتیترین اجزایی است که بر عملکرد سازمان تاثیر بسزایی دارد(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶). همچنین سرمایه انسانی ترکیبی از دانش، مهارت، قدرت نوآوری و توانایی افراد شرکت برای انجام وظایفشان و در بر دارنده ارزشها، فرهنگ و فلسفه شرکت است.
سرمایه ساختاری را ادوینسون و مالون به عنوان سخت افزار، نرمافزار، پایگاه داده ها، ساختار سازمانی، حقوق انحصاری سازمان، علایم تجاری و تمام توانایی های سازمان که حامی بهره وری کارکنان است، تعریف می کنند. سرمایه ساختاری چیزی است که، هنگامی که کارکنان شب به خانه میروند در شرکت باقی میماند. سرمایه ساختاری به چند دسته تقسیم میشود: فرهنگ شرکت، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی، فرایند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی(زاهدی و همکاران، ۱۳۸۶).
سرمایه مشتری که بعنوان پل و کاتالیزوری در فعالیتهای سرمایه فکری محسوب میشود، از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار و در نتیجه عملکرد تجاری شرکت است. سرمایه مشتری یک جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری به شمار میرود که ارزش را در کانالهای بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد، جای داده است(احمدیان، قربانی، ۱۳۹۲).
محققان مختلف، این مفهوم را به اشکال گوناگون تعریف کردهاند. برخی تعاریف مفهوم سرمایه فکری عبارتند از:
پابلوس(۲۰۰۴) سرمایه فکری را شامل تمام منابع دانش محوری میداند که برای سازمان ارزش تولید میکنند ولی در صورتهای مالی وارد نمیشوند.
ماوریدس (۲۰۰۵) سرمایه فکری را یک دارائی ناملموس با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می داند.
مارتینز(۲۰۰۵) سرمایه فکری را دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربهای که میتواند در خلق
ثروت مورد استفاده قرار گیرد، تعریف میکند.
به اعتقاد ادوینسون و مالون(۱۹۹۷) سرمایه فکری عبارتست از: داشتن دانش، بکارگیری تجربه،
تکنولوژی سازمانی، ارتباط با مشتری و عرضهکننده و نیز توانایی های حرفهای که یک مزیت
رقابتی در بازار را از آنِ شرکت میکند.