استراتژیهای مقابلهای، عوامل روانی اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی

 

سلامت چه به صورت فردی و چه جمعی، بیتردید مهمترین جنبه زندگی است، مسألهای که از ماقبل تاریخ تاکنون بشر به منظور دستیابی به آن کوشش کرده است. سلامت شرط ضروری برای ایفای نقشهای اجتماعی است و انسانها در صورتی میتوانند فعالیت کامل داشته باشندکه هم خود را سالم احساس کنند و هم جامعه آنها را سالم بداند (محسنی، 1368).
یکی از اختلالات ناتوان کننده عصب شناختی، بیماری مولتیپل اسکلروزیس(MS) میباشد که علاوه بر اختلالات عصبی- حرکتی با علائمی چون اضطراب، ضعف و کاهش قدرت حل مشکل بروز میکند و باعث اختلالات جسمی و روانی متعددی میشود. اماس یک بیماری مزمن و ناتوان کننده سیستم عصبی است که در آن میلین دستگاه اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) تخریب میشود و به دنبال آن به تدریج بخش عضلانی بدن توانایی خود را از دست میدهد. ضایعات اماس بعد از تروما دومین علت شایع ناتوانی عصبی در اوایل و اواسط بزرگسالی است و تظاهرات آن از یک بیماری خوشخیم تا یک بیماری به سرعت پیشرونده و ناتوانکننده متغیر است (هاریسون؛ به نقل از میبدی، 1384). این بیماری در نتیجه مجموعهای از عوامل محیطی (مانند فشارهای روحی یا تنشی)، ژنتیکی و خود ایمنی بروز میکند. سن ابتلا یه این بیماری حدود 18-35 سالگی میباشد، لیکن میتواند در هر سنی پیشرفت نماید (مک کوون و همکاران، 2003؛ به نقل از باستانی و همکاران، 1387). علائم مختلف این بیماری عبارتند از: فقدان ناگهانی یا تاری دید در چشم، دوبینی، عدم تعادل یا اختلال عملکرد مثانه، ایجاد اختلال حسی، ضعف، گرفتگی عضلانی، اختلال شنوایی، خستگی، لرزش اندامها، اختلال در عملکرد جنسی و ضعف تعادل، فراموشی، کاهش شنوایی، کرختی و اختلال گفتاری در این بیماران مشاهده میشود. بررسیهای لطفی و آل یاسین (2002) حاکی از آن است که اختلالات حسی و بینایی شایعترین علائم در میان مبتلایان ایرانی میباشد (رضائی، 1389).
افراد مبتلا به اماس با پیامدهای روانی-اجتماعی این بیماری که شامل شکست در اهداف زندگی، شغل، درآمد، روابط، فعالیتهای اوقات فراغت، و فعالیتهای روزانه زندگی است مواجهاند. افسردگی شایعترین اختلال روانپزشکی مشاهده شده در اماس است و شیوع تخمینی بالایی، بین 27% تا 54% دارد (سادونیک، 1990). اولین مطالعه درباره کیفیت زندگی مربوط به سلامت بیماران اماس درسال 1990 به چاپ رسید. از آن سال تا به حال مطالعات زیادی بر روی کیفیت زندگی این بیماران انجام شده است نتایج این مطالعات نشان داده است که این بیماران در مقایسه با افراد سالم جامعه از کیفیت زندگی پایینتری برخوردارند همچنین مطالعات دیگری که به منظور مقایسه کیفیت زندگی این بیماران با بیماران مبتلا به دیگر بیماریهای مزمن مثل صرع، دیابت، آرتریت روماتوئید و بیماریهای التهابی روده انجام شد، نشان دادند که بیماران مبتلا به اماس به طور معنیداری ازکیفیت زندگی پایینتری برخوردارند ( بیسک، به نقل از علیپور، 1390). این بیماری یکی از مهمترین بیماریهای تغییردهنده زندگی فرد است، زیرا که معمولاً به بهترین دوران زندگی فرد صدمه زده و به تدریج او را به سمت ناتوانی پیش میبرد (غفاری، 1387). این بیماری همچنین دومین علت ناتوانی عصبی در نیروی کار جوان به حساب میآید از طرف دیگر به علت شروع این بیماری در سنین فعالیت اقتصادی و همینطور مزمن بودن آن، اماس یک بیماری پرهزینه نیز محسوب میشود (پتواردهان، 2007؛ مک کوون، 2003؛ به نقل از بحرینی، 1389).
افراد مبتلا به این بیماری در طول زندگی خود اختلالات عملکرد متنوع جسمی و روانی ناشی از بیماری را تجربه میکنند. این اختلالات، عملکرد روزانه، زندگی خانوادگی و اجتماعی، استقلال عملکردی و برنامهریزی برای آینده را بشدت تحت تأثیر قرار میدهد (سولاری، 2001). اختلافات خانوادگی، طلاق و ناسازگاری در بین مبتلایان به ام اس شایع است. همچنین در این بیماران خجالت و حس حقارت باعث پاسخهای نامناسب بیمار میشود بطوری که تطابق بیمار با بیماری به اشکال گوناگون از جمله انکار (همراه با سرخوشی غیر عادی)، افسردگی، محرومیت و خصومت صورت میگیرد (برونر، 1996؛ اسچتر، 1992؛ به نقل از مدنی، 1384). در حال حاضر بیش از 2.5 میلیون نفر در سراسر جهان و بیش از 500 هزار نفر در آمریکا به بیماری ام اس مبتلا هستند (میرشافعی، 1386). در ایران طبق گزارش انجمن ام اس در سال 89 نزدیک به 50 هزار بیمار مبتلا به ام اس وجود دارد این بیماری زنان را بیشتر از مردان درگیر نموده و سن شایع بروز آن 20-30 سالگی است (مک کیب،2004؛ کانین قم،2005؛ به نقل از مرقاتی خویی، 1389). در همدان نیز طبق گزارش انجمن ام اس، تعداد این بیماران بیش از یک‌هزار نفر تخمین زده می‌شود که 946 نفر در این انجمن عضو میباشند.
تحقیقات نشان میدهند که استراتژیهای مقابلهای نقش مهمی در راههایی که افراد به شرایط استرسزا و حوادث منفی زندگی واکنش نشان میدهند بازی میکنند. استراتژیهای مقابلهای اغلب برای میانجیگری بین رویدادهای استرسزا و پیامدهایی از قبیل اضطراب، افسردگی، آشفتگی روانی و ناتوانیهای جسمی به کار میرود (اندلر ، 2000). از سوی دیگر، با توجه به اینکه بیماری ام اس جمعیت در سن فعالیت را درگیر میسازد، فرصتهای شغلی این افراد را تهدید میکند و آنها را به سمت تنزل پایگاه اقتصادی اجتماعی سوق میدهد و منجر به منزوی شدن و در نتیجه تضعیف روحیه این افراد میشود. بنابراین با توجه به روند روبه رشد بودن این بیماری و درگیر ساختن جمعیت جوان و فعال جامعه و با توجه به اینکه افسردگی در این بیماران شایعتر است سوال این پژوهش این است که چگ
ونه میتوان توانایی مقابلهای این بیماران را افزایش داد و کدام عوامل میتوانند بر روی استراتژیهای مقابلهای این بیماران اثرگذار باشند بطوریکه این بیماران بهترین شیوه مقابله را انتخاب کنند تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت پیش بینی ناپذیر این بیماری را بگیرند بتوانند در جامعه حضور فعالانهای داشته باشند بدین منظور ما تاثیر برخی عوامل روانی اجتماعی از قبیل حمایت اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، احساس خودکارآمدی و ادراک بیماری را بر استراتژیهای مقابلهای این بیماران را میسنجیم تا در صورتی که بین این عوامل با استراتژیهای مقابلهای رابطه مثبت معناداری وجود داشته باشد بتواند در ارتقا توانایی مقابلهای این بیماران موثر واقع شود.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش:
انسانهای سالم محور توسعه پایدارند بر همین اساس نیز در برنامه سوم توسعه دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی در ردیف حقوق شهروندی قلمداد شده و مورد تاکید قرار گرفته است. پس تحقیقات پیرامون سلامتی میتواند دادههایی فراهم کند که در بخشهای مختلف برنامههای توسعه موثر باشد.
ام‌اس از آن دسته بیماری‌هایی است که علاوه بر فرد بیمار، زندگی اطرافیان او را نیز به شکل پررنگی تحت تاثیر قرار می‌دهد. وقتی به فردی می‌گویند مبتلا به بیماری ام‌اس شده است، در واقع این پیام تنها به یک فرد داده نشده بلکه خانواده او نیز باید خود را با یک بیماری مزمن و ناتوان‌کننده و البته غیرقابل‌ پیش‌بینی هماهنگ کنند. با توجه به ماهیت خاص بیماری اماس (علائم ناخوشایند و غیرقابل پیش بینی و عوارض دارویی) و شیوع آن در بین جمعیت جوان که بشدت کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار میدهد و از آنجا که یک بیماری مزمن محسوب میشود و تاکنون هیچ درمان قطعی و مؤثری برای آن تشخیص داده نشدهاست لازم است مبتلایان به آن با بیماری مزمن خود تطابق و هماهنگی پیدا کنند. بهبودی آنها بستگی به این دارد که چگونه با تغییر شرایطشان سازش یابند. لذا تحقیقاتی پیرامون این موضوع اهمیت پیدا میکند تا بیماران بهتر بتوانند موقعیتهای فشارزای زندگی را کنترل کنند.
این واقعیت که به نظر میرسد چیزهایی خارج از کنترل افراد هستند ممکن است به واکنشهای منفی منجر شود به طوریکه درک از عدم کنترل این بیماری ممکن است به واکنشهایی مثل احساس درماندگی و افسردگی منجر شود، واکنش افراد در سبکهای مقابلهای مورد استفاده در برابر شرایط استرسزا (بیماری) در افراد مختلف متفاوت بوده و معمولاً منحصر به فرد است و از عواملی مثل ویژگیهای احساسی، فرد، سن، جنسیت، ارتباطات اجتماعی، روشهای مقابلهای که فرد قبلاً استفاده میکرده، حمایتهای عاطفی اجتماعی و منابع در دسترس فرد تأثیر میپذیرد (روزنبلوم و ویلیامز، 2010؛ به نقل از جعفری و همکاران، 1391). به منظور بهبود وضعیت بیمار و توانبخشی موثرتر و برنامهریزی اصولی و هدفمند برای روند درمانی و توانبخشی و مداخلات روانشناختی بیماران، تمرکز روی سبکهای مقابلهای، بر میزان بهبودی فرد و سازگاری و تطابق با بیماری تأثیرگذار است. سبکهای مقابلهای موثر آثار منفی استرس را کاهش میدهند و توانایی مدیریت استرسورهای محیطی و درونی با به کارگیری این رفتارها افزایش مییابد. در حالیکه سبکهای مقابلهای غیرموثر آثار منفی ناشی از استرس را افزایش میدهند. مقابله موثر منبع مهمی برای ایجاد احساس خوب بودن و سازگاری روانی در موقعیتهای استرسآور است و بر سلامت فیزیکی و روانی افراد تاثیر دارد (دیربی و توماس 2005). لذا بررسی و تشخیص عواملی که میتواند بر استراتژیهای مقابلهای (مسئلهمدار، هیجانمدار) بیماران تاثیر بگذارد، و بیماران را به سمت مقابله موثر با بیماری سوق دهد، از نظر جامعه شناسی پزشکی، امری ضروری و مهم است. تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت این بیماری گرفته شود کیفیت زندگی این بیماران نیز افزایش پیدا کند. بطوریکه هم به وظایف و مسئولیتهای خود عمل نمایند و هم فرد مفیدی برای جامعه باشند. علاوه بر این، تمرکز بر اصلاح رفتار و تقویت سبک زندگی سالم و مقابله موثر با بیماری میتواند از میلیاردها دلاری که سالانه در زمینه سلامت و بیماری هزینه می‌شود پیشگیری کند.
1-4- هدف:
هدف کلی: تعیین عوامل روانی-اجتماعی موثر بر استراتژیهای مقابلهای در بیماران ام اس
اهداف جزئی:
تعیین رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و استراتژیهای مقابله‌ای در مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژیهای مقابله‌ای در بین مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین حمایت اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان اماس
تعیین رابطه بین احساس خودکارآمدی و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین ادراک بیماری و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان ام اس
1-5- سوالات تحقیق: