استطاعت از نظر روایات، استطاعت در قرآن، باز بودن

 

پس کسی که دارای شرائط خمسه باشد و قبل از تحقق این دو شرط بمیرد باید نائب بگیرد و از طرفشان حج انجام دهد و اگر قبل از وحود این دو شرط معسر شود وحوب حج در ذمه باقی می ماند.
علت این آن روایتی است که از نبی( در مورد موحب حج پرسیده شد، فرمود: (الزاد و الراحله).
ترمذی گفته است این حدیث خوبی است زیرا عدم این ددو شرط (خالی بودن راه و امکان سیر) عذر از نفس اداء حج است و مانع از وجوب نیست زیرا که اولا امکان اداء در وجوب شرط نشده و زانیا استطاعت با زاد و راحله تفسیر شده است.
امام حنبل می گوید: فرق بین تخلیه الطریق و امکان المسیر و بین زاد و راحله این است که با فاقد شدن اولتین معذور از اداء می باشد و وجوب قضاء باقی می ماند ولی با مفقود شدن آخرین، هم از اداء و هم از قضاء معذور می باشد.
استطاعت در قرآن
مراد از استطاعت و قدرت در آیه «وللّه‏ على الناس حج البیت من استطاع الیه سیبلاً …» چیست و از کدام یک از اقسام قدرت و توان است.
در اینجا دو نظر عمده و اساسى وجود دارد:
الف ـ معناى استطاعت در آیه، گر چه به معناى قدرت و توان عقلى است و در نتیجه ارشاد به حکم عقل است، لیکن شارع افزون بر قدرت عقلى، زاد و راحله را نیز بر آن افزوده است.
صاحب جواهر، علامه در منتهى، آیه اللّه‏ شاهرودى و آیه اللّه‏ خویى را مى‏توان از طرفداران این نظر شمرد. ایشان مى‏فرمایند: آیه ارشاد است به حکم عقل و حج بر اساس آیه و حکم عقل با قدرت و تمکن بر آن، واجب است، گر چه در صورت مشقّت، از باب قاعده «نفى حرج» از آن رفع ید مى‏شود. لیکن مطابق روایات وارده در این باب، استطاعت معتبر در وجوب حج اخصّ است از قدرت عقلى و قدرت در آیه؛ زیرا قدرت در روایات عبارت است از داشتن زاد و راحله.
ب ـ شارع در معناى استطاعت دخالت نکرده و همان معناى عرفى را شرطِ وجوبِ حج قرار داده و روایات تنها پاره‏اى از مصادیق استطاعت عرفى را بیان کرده است.
صاحب مدارک، علامه در تذکره، صاحب ذخیره، محدّث کاشانى در مفاتیح الشرایع، صاحب‏حدائق، شهیداول، شهید دوم وصاحب تفصیل‏الشریعه پیرو این نظرند.
ایشان مى‏فرمایند: صرف نظر از روایات، آیا معناى استطاعت در آیه قدرت عقلى است یا استطاعت عرفى، که اخص از قدرت عقلى است، به‏نظر مى‏رسد توان وقدرت عرفى باشد.
استطاعت از نظر روایات
روایات در این زمینه چند دسته است:
۱- روایاتی که در آن به «صحت بدن»، «زاد و راحله» و «تخلیه السرب» یعنی باز بودن مسیر اشاره شده است؛ مانند روایت محمد بن یحیی الخثعمی که گفت:
« سَأَلَ حَفْصٌ الْکُنَاسِیُّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا مَا یَعْنِی بِذَلِکَ قَالَ مَنْ کَانَ صَحِیحاً فِی بَدَنِهِ مُخَلًّى سَرْبُهُ «۲» لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَهٌ فَهُوَ مِمَّنْ یَسْتَطِیعُ الْحَجَّ أَوْ قَالَ مِمَّنْ کَانَ لَهُ مَالٌ فَقَالَ لَهُ حَفْصٌ الْکُنَاسِیُّ فَإِذَا کَانَ صَحِیحاً فِی بَدَنِهِ مُخَلًّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَهٌ فَلَمْ یَحُجَّ فَهُوَ مِمَّنْ یَسْتَطِیعُ الْحَجَّ قَالَ نَعَمْ.»
۲- روایاتی که «صحه البدن» و «القدره علی المال» را مطرح می کند؛ مانند روایت عبد الرحمان بن حجاج که گفت:
« عن عبد الرحمن بن الحجاج قال سألت أبا عبد الله ع عن قوله «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» قال: الصحه فی بدنه و القدره فی ماله‏»