استطاعت در لغت، حج در اصطلاح، معنای لغوی

 

از نظر بنده حرف زجاج که حج باالفتح را اسم برا فعل دانسته ضحیح اس زیرا که مناسک حج فعل است و حج اسم این افعال است و معنای مغوی کخ با معنای اضطلاحی حج مناسبت دارد خنین معنا است.
دلیل: اگر جای کلمه حج «فعل» بگزارد در مفهوم آیه هیچ خللی وارد نمیشود.
حج در اصطلاح
حج لغتا بمعنای قصد کردن به کار مهم و شرعا اعمالی است مخصوص که در اوقات و امکنه معینه در فقه بکیفیت مخصوص انجام میشود.
کلمه حج با دو لغت قرأت میشود با فتح «حاء» و کسر «حاء» . و حج در شرع اسم برای افعال مخصوصه است.
عبدالرحمن الجزمی در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه تعریف حج اینگونه کرده است: حج شرعا اعمال مخصوصه ای است که در زمان مخصوص و در مکان مخصوص بصورت خاص انجام میدهد.
حج یک فریضه است که با شرائط خاص در عمر یک بار بر تمامی مرد و زن واجب میباشد.
شیخ طوسی در کتاب المبسوط فرموده است: « الحج فی الغه القصد و فی الشرعه کذالک الّا ان اختص بقصد البیت الحرام و الاداء مناسک مخصوص عنده متعله بزمان مخصوص و العمره هی الزیاره فی اللغه و فی الشریعه عباره عن زیاره البیت الحرام لاداء مناسک عنده و لا یختص بزمان.»
حج در لغت بمعنای قصد است و در شریعت حج اختصاص به قصد بیت الحرام برای انجام مناسک محصوص در نزد بیت الحرام در زمان خاص اختصاص یافته است و عمره در لغت بمعنای زیارت آمده و در شریعت عبارت است از زیارت بیت الحرام برای انجام مناسک و عمره مخوص به زمان خاص نیست.
محقق حلی در شرائع الاسلام حج را اینگونه بیان فرموده است: « الحج و ان کان فی اللغه القصد فقد صار فی الشرع اسما لمجموع المناسک الموداه فی المشاعر المخصوصه».
حج گرچه در لغت بمعنای قصد است مگر در شرع اسم است برای مجموع مناسک که در مشاعر مخصوصه انجام داده می شود. مشاعره مخصوص یعنی اماکن مخصوصه مانند طواف در حرم، سعی بین صفا و مروه و وقوف در عرفات.
شهید اول در کتاب الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه حج را بیان فرموده: « الحج شرعا القصد الی مکه و مشاعرها لاداء المناسک لامخصوصه و قیل هو اسم اامناسک الموداه فی المشاعر المخصوص و یلزم منه النقل و من الاول تخصیص و هو خیر من النقل».
حج در شریعت قصد کردن مکه و مشاعر مکه برای انجام دادن اعمال مخصوص. ایشان حج را مانند شهخ طوسی شرعش قصد مکه و مشاعر مکه می داند و به شان جهت بر تعریف محقق حلی در شرائع نقص وارد می کند و قول محقق را بصورت مجهول نقل کرده می گوید از تعریف اول تخصیص و از تعریف دوم نقل لازم می آید و تخصیص از نقل اولا است.
در نظر ما : در تحقیقی که بر تعریف حج با نقل اقوال از فحول فقهاء انجام گرفت به این نتیجه رسیدیم که حج شرعا قصد مخصوص و در شرائط مخصوص است یا اسمی است برای مناسک که در مشاعر مخصوصه انجام داده می شود.
اما نقضی که شهید اول بر تعریف محقق گرفته است وارد نیست زیرا که هر دو تعریف، تعریف حقیقی با جنس و فصل باشد نیست . بلکه هر دو تعریف شرح اسمی است منتهی فرق در این است یکی اجمال دارد و یکی نسبتا تفصیل.
استطاعت در لغت
فیومی در معنای لغوی استطاعت می گوید:
«و الاستطاعه الطاقه و القدره یقال استطاع و قد تحذف التاء فیقال: اسطاع یسطیع بالفتح و یجوز الضم».