استطاعت در کلام فقها، اعتبار زاد و راحله، شیخ مفید

 

۳- روایاتی که گفته است: «عنده ما یحج به» یعنی چیزی دارد که با آن حج به جا آورد و فقط استطاعت مالی را گفته است؛ مانند روایت محمد بن مسلم که گفت:
مُوسَى بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ صَفْوَانَ عَن‏ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع قَوْلُهُ تَعَالَى وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا قَالَ یَکُونُ لَهُ مَا یَحُجُّ بِهِ قُلْتُ فَإِنْ عُرِضَ عَلَیْهِ الْحَجُّ فَاسْتَحْیَا قَالَ هُوَ مِمَّنْ یَسْتَطِیعُ وَ لِمَ یَسْتَحِی وَ لَوْ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعَ أَبْتَرَ قَالَ فَإِنْ کَانَ یَسْتَطِیعُ أَنْ یَمْشِیَ بَعْضاً وَ یَرْکَبَ بَعْضاً فَلْیَفْعَل‏.
۴- روایاتی که داشتن زاد و راحله را شرط استطاعت می دانند؛ مانند روایت امام رضا(ع):
«فِی کِتَابِهِ إِلَى الْمَأْمُونِ قَالَ وَ حِجُّ الْبَیْتِ فَرِیضَهٌ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَ السَّبِیلُ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَهُ مَعَ الصِّحَّهِ.»
آقای صافی در ادامه می فرماید: بعد از اینکه بوسیله روایات مفسره استطاعت اعتبار زاد و راحله در استطاعت ثابت شد سوال می شود که آیا زاد و راحله برای ملی و نائی هر دو شرط است یا فقط برای نائی بخاطر دوری سفر معتبر است؟
آنچه که بعد از فخص در کلمات فقهاء ظاهر است بیان استطاعت برای نائی و بعید است نه برای مکی و قریب. ایشان بعد از نقل اقوال علماء می گوید: ما می توانیم دلالت آیه بر وجوب حج بر مکی و قریب بوسیله منطوق آیه منع کنیم زیرا که ممکن است استشهاد نماید آیه حج در مقام وجوب حج بر نائین و کسی که خانه اش از مکه دور است باشد و این استشهاد بخاطر قرینه که در قول خداوند است «من استطاعه الیه سبیلا» و استطاعت سبیل در حق مکی و حاضر معنی ندارد.
دلیل بر این مطلب که آیه در مقام بیان وجوب حج بر نائین است تفسیر استطاعت به تخلیه سرب، صحه البدن و وجود زاد و راحله است.
اینها مناسب با استطاعت نائی است و این نائی است از معنای استطاعت سوال می کند و مکی و قریب در رفت و برگشت به عرفات مشقتی ندارد تا سوال کند. پس مراد از «الناس» در آیه نائی و غیر مکی و کسی به منزله غیر مکی است أمّا اینکه زمانی که آیه حج بر وجوب بر مکی و حاضر دلالت نباشد دلیل وجوب حج بر مکی و حاضر، اول دلیل اولویت قطعیه است و دوم اجماع مسلمین است که حج بر تمام مسلمانان واجب است بنابراین اقوی این است که بر مکی و قریب در صورت عدم مشقت که قابل تحمل نیست پیاده حج رفتن واجب است ولو راحله نباشد أما در نائی راحله شرط است.
استطاعت در کلام فقها
در کتابهاى استدلالى فقه، تا زمان شیخ مفید بحث استطاعت عنوان نشده است. اوّلین فقیهى که «استطاعت» را بعنوان «شرط وجوب حج» مطرح کرد، شیخ مفید بود. در اینجا نظر برخى از فقهاى صدر اول را نقل مى‏کنیم:
۱ـ شیخ مفید در کتاب المقنعه مى‏نویسد:
«والاستطاعه عندآل‏محمد ـ صلّى اللّه‏ علیه وآله ـ للحج بعد کمال العقل وسلامه الجسم، ممّا یمنعه من الحرکه التى یبلغ بها المکان والتخلیه من الموانع وجود الراحله بعد ذلک والزاد.»
«استطاعت از دیدگاه شیعه، پس از کامل شدن عقل و سالم بودن جسم و تن از ناراحتى و مرضى که مانع از رسیدن انسان به مکه مى‏شود و نیز خالى بودن راه از موانع سفر، عبارت است از داشتن … راحله (وسیله راه) و سپس زاد (و توشه).»
۲ ـ سید مرتضى در کتاب المسائل الناصریات آورده است:
«عندنا الاستطاعه التى یجب معها الحج، صحّه البدن وارتفاع الموانع والزاد والراحله.»
«در نظر ما (شیعه) استطاعتى که با آن، حج‏واجب‏مى‏گردد؛ عبارت است از سلامتى بدن و نبودن مانع و داشتن امکانات تغذیه و وسیله راه.»
۳ ـ ابى الصلاح حلبى در کافى مى‏نویسد:
«وفرض ادائه یختصّ بکلّ حرٍّ بالغٍ کامل العقل مستطیع له بالصحّه والتخلیه والأمن ووجود الزاد والراحله والکفایه له ولمن یعول والعود الى کفایه من صناعه أو تجاره أو غیر ذلک.»