استفاده از فناوری، مدل پذیرش فناوری، فناوری اطلاعات

 

دیویس در سال ۱۹۹۳، برداشت کاربران از یک سرویس پست الکترونیکی و ویرایش‏گرهای متن را مورد مطالعه قرار داده است. نتایج به دست آمده از تحقیق او نشان می‌دهند که ویژگی‏های یک سیستم تأثیر به‏سزایی در سهولت استفاده درک شده دارد. زمانی که کاربران با یک سیستم جدید و ناآشنا مواجه می‌شوند، برداشت خود را در مورد آن سیستم، براساس مدل‌های ذهنی خود در مورد آن سیستم استوار می‌سازند. مدل ذهنی کاربر در مورد یک سیستم به بازنمایی درونی وی از ویژگی‌های سیستم، ساختار و عملکرد آن اشاره دارد. علاوه براین، براساس مدل پذیرش فناوری و پژوهش‌های مرتبط با آن، انتظار می‌رود که برداشت کاربر در مورد سهولت استفاده از سیستم، تأثیر مستقیم بر برداشت از مفید بودن و قصد رفتاری برابر استفاده از یک سیستم اطلاعاتی دارد. به طور مشابه فرض می‌شود که برداشت کاربر نسبت به سودمندی سیستم، تأثیر مستقیمی بر قصد رفتاری برای به کارگیری یک سیستم اطلاعاتی داشته باشد (حسن و همکار، ۲۰۰۷).
زمانی که کاربران با یک سیستم جدید مواجه می‌شوند، بیشتر نگران توانایی خود برای یادگیری و استفاده از سیستم جدید هستند تا سودمندی آن سیستم. بنابراین، روش‌هایی که بتوانند اعتماد کاربران به توانایی خود برای یادگیری و استفاده از سیستم را افزایش دهد می‌توانند تأثیر به‏سزایی در پذیرش آن‏ها داشته باشد. آموزش کاربران نهایی، مراکز اطلاع‌رسانی و پشتیبانی، گروه‌های کاربری و پشتیبانی مدیریتی می‏توانند به عنوان روش‏هایی مؤثر برای ارتقاء اعتماد کاربران در توانایی خود برای یادگیری و استفاده از فناوری‌های پردازشی به شمار روند (دیویس، ۱۳۸۹).
مدل پذیرش فناوری، اولین مدلی بود که به عوامل روانشناسانه مؤثر بر پذیرش فناوری‌های نوین اشاره نمود (راگ، ۲۰۰۶). به‏طورکلی مدل پذیرش فناوری اشاره می‌کند که پذیرش یا رد سیستم‌های اطلاعاتی توسط کاربران، مستقیماً تحت تأثیر اداراک آن‏ها از سهولت استفاده و مفید بودن این سیستم‌ها است (هسو، ۲۰۰۸). این مدل به‏طور گسترده در دامنه‌ای از فناوری‌های پردازشی، شرایط سازمانی و جمعیت‌های کاربران، به طور موفقیت آمیزی مورد آزمون قرار گرفته است.
این مدل، استفاده از فناوری اطلاعات را تابعی از یک فرایند چهار مرحله‌ای می‌داند:
الف) متغیرهای خارجی، اعتقادات کاربران را در ارتباط با به‏کارگیری سیستم تحت تأثیر قرار می‌دهد.
ب) اعتقادات کاربران نگرش در مورد استفاده از سیستم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
ج) نگرش کاربران، قصد آن‌ ها برای استفاده از سیستم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
د) قصد کاربران، سطح استفاده از سیستم را تعیین می‌کند.
این مدل در شکل زیر نشان داده شده است:
شکل۲-۱ مدل پذیرش فناوری دیویس (Davis,1989)
شکل۲-۱ مدل پذیرش فناوری دیویس (Davis,1989)
متغیرهای خارجی
سهولت استفاده درک‏شده
مفید بودن درک‏شده
نگرش به سمت استفاده
قصد رفتاری برای استفاده
به کارگیری سیستم