اصول و مفاهیم اساسی و بنیادین، توسعه و مشارکت کارکنان، رهبری و ثبات در مقاصد

 

تشویق و ترغیب خودارزیابی سیستماتیک در قالب معیارهای معین و همچنین شناخت بازار؛
همکاری نزدیک بین سازمانها در زمینه طیف وسیعی از موضوعهای غیرتجاری؛
ترغیب تسهیم و تبادل اطلاعات درباره استراتژیهای موفق کیفی و منافع حاصل از اجرای استراتژیهای فوق؛
افزایش آگاهی از الزامات دستیابی به «برتری کیفی» و به کارگیری موفق مدیریت کیفیت؛
ترغیب سازمانها در اتخاذ فرایند بهبود «مدیریت کیفیت» (مجله تدبیر،۱۳۸۳، شماره ۱۴۵).
اسکیلدسن و کانجی (۱۹۹۸) نقل از استید (۲۰۰۹) معتقدند که ضرورت استفاده از مدل تعالی سازمانی عبارت از:
افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت کیفیت و ضرورت توجه بیش از پیش به آن در سطح جامعه با در اختیار داشتن یک متدلوژی اجرایی علمی؛
امکان ارزیابی برای سازمان‌ها بر اساس معیارهای علمی ارزیابی عملکرد؛
امکان خودارزیابی سیستماتیک توسط سازمان‌ها و شناخت نقاط قوت و ضعف خویش و همچنین، مقایسه با سایر سازمان‌ها؛
امکان شناسایی دستاوردهای موفق سازمان‌ها در زمینه بهبود کیفیت و معرفی آنها به سایر سازمان‌ها به منظور الگوبرداری.
بنا بر نظر مولین (۲۰۰۷) مدل تعالی رهیافتی است که مسیر فعالیت مدیران را برای بهبود عملکرد شناسایی و تعیین می‌کند و با محور قرار دادن و ایجاد ارتباط به وسیله حلقه‌های تشکیلات سازمانی و فرایندهای با کارکنان، مشتریان، ذی‌نفعان و جامعه، رضایت هر یک از آنها را تامین می‌کند. بنابراین، پیام کلیدی مدل تعالی بر پاسخ دادن به دو سوال متکی است که چگونه این مدل به عنوان یک ساختار مدیریتی مناسب و منطقی شناسایی می‌شود و چه کسانی می‌توانند در این زنجیره ارتباطات و تعاملات، نقش اساسی را ایفا کنند.
۲-۲- ۳ اصول و مفاهیم اساسی و بنیادین
نتیجه‌گرایی یعنی جهت یابی در اثر
تعالی ، دستیابی به نتایجی است که رضایت کلیه ذینفعان سازمان را در بر داشته باشد.
مشتری‎گرایی یعنی تمرکز بر مشتری ( مشتری محوری )
تعالی، خلق ارزشهای مطلوب مشتری است .
رهبری و ثبات در مقاصد
تعالی ، رهبری دوراندیش و الهام بخش ، همراه با ثبات در مقاصد است .
مدیریت بر مبنای فرایندها و واقعیت‎ها
تعالی، مدیریت سازمان از طریق مجموعهای از سیستم‎ها، فرایندها و واقعیت‌های مرتبط و به هم پیوسته است .
توسعه و مشارکت کارکنان