اعتماد تعمیم یافته، ساختارهای اجتماعی، شبکه های اجتماعی

 

* آنتونی گیدنز
نقطه آغاز هستی شناسی گیدنز دیالکتیک میان فعالیت ها و شرایط است که در زمان و مکان رخ می دهد (ریتزر، ۱۹۸۸ :۴۸۸).
اعتماد به شیرازه زمان و مکان مربوط میشود. زیرا اعتماد یعنی ضمان و تعهد دادن به شخص، گروه یا نظام در طول زمان آینده. اندیشه اعتماد نیز یک اندیشه مدرن است. ریسک و اعتماد به طور تنگاتنگی به یکدیگر مربوطند. اعتماد به یک شخص، یا به یک نظام، به طور مثال نظام بانکی- به معنی انطباق با ریسک است. در حالیکه قبول ریسک میتواند به معنی ایجاد اعتماد باسد (گیدنز، ۱۳۸۴ :۱۷۶-۱۷۵).
انواع برخوردهایی که زندگی امروزی را در محلهایی ناشناس فعالیت اجتماعی مدرن میسازند. در وهله نخست با آن چیزی حفظ می شود که گافمن آن را « بی توجهی مدنی» نامیده است. بی توجهی مدنی بنیادی ترین نوع پایبندی چهره دار در روبه رویی با بیگانگان در شرایط مدرنیت است. بی توجهی مدنی همان « زمزمه زمینه ساز » اعتماد است، که از یک نواخت اجتماعی به دقت نظارت و تنظیم شده برخودار است (گیدنز،۱۳۸۴ :۹۸).
آنتونی گیدنز بین دو نوع اعتماد تمایز قائل میشود ۱- اعتماد به افراد خاص و ۲- اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی. اعتماد انتزاعی در برگیرنده آگاهی از مخاطره و فرد مورد اعتماد است. لذا در حالی که کنش گر می تواند به راحتی در مورد میزان ارزش اعتماد به افراد خاص قضاوت کند (براساس اطلاعات مربوط به تاریخچه آن فرد، انگیزهها و شایستگی های او) می تواند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به دیگران تعمیم یافته نیز دارای ایدهها و باورهایی باشد. افراد همچنین می توانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظامهای انتزاعی نظیر نهادها نیز دارای باورهایی باشند. از این فرایند می توان با سطح نهادی اعتماد نام برد. این همان چیزی است که گیدنز آن را ایده اعتماد به «نظام های تخصصی» می نامد. ممکن است کنش گر از فردی که اتومبیل او یا خانه او را ساخته شناختی نداشته باشد، ولی نسبت به نظام استاندارد، تنظیم قواعد و قوانین، نظارت و کنترل کیفیت دارای میزانی از اعتماد باشد. برای ارزیابی سرمایه اجتماعی در سطح ملی، سنجش اعتماد به نهادی های مختلف اجتماعی ضرورت دارد. در حالی که اعتماد به افراد خاص می تواند در سطح خرد سرمایه اجتماعی مهمی باشد، ولی اعتماد انتزاعی برای سرمایه اجتماعی در سطح ملی ویژگی مهمتری محسوب می شود (مسائل اجتماعی، ۱۳۸۳ :۳۰۷ -۳۰۶).
آنتونی گیدنز بین دو نوع اعتماد تمایز قائل می شود: ۱- اعتماد به افراد خاص و ۲- اعتماد به افراد یا نظام های انتزاعی، که با خرد کردن مورد دوم می توان به دسته بندی زیر دست یافت :
اعتماد بین فردی یا اعتماد به افراد آشنا
اعتماد اجتماعی یا اعتماد تعمیم یافته یا اعتماد به دیگران
اعتماد مدنی یا اعتماد به سازمان ها و نهادها (تنهایی و صومعه،۱۳۸۹).
پیر بوردیو
بوردیو معتقد است که دو رویکرد عینیت گرایی و ذهنیت گرایی دو پاره اصلی تفکر اجتماعی هستند و رابطه دیالکیتیکی با یکدیگر دارند. بوردیو برای ترکیب عینیت گرایی و ذهنیت گرایی مجموعهای بدیع از مفاهیم را وضع کرد که با مفاهیم ملکه، میدان و سرمایه استحکام یافته و منسجم شده بود. ملکه مشخص کننده نظام و مجموعهای از خوی و خصلتهای ماندگار و قابل جابجایی است که از طریق آن ادراک و داوری کرده و در جهان پیرامون خود عمل میکنیم.
حوزه های گوناگون و متفاوت زندگی، هنر، علم، دین، اقتصاد، سیاست و … عوالم صغیر، مدلهای کوچک متمایزی از قاعده ها، مقررات و اشکال قدرت را شکل میدهد که بوردیو آن را میدان مینامد. میدان فضای ساختمندی از جایگاه هاست. میدان قدرتی است که تصمیمات مشخص خود را به کسانی که وارد آن میشوند تحمیل میکنند. سرمایه هر گونه خاستگاه و سرچشمه در عرصهی اجتماعی است که در توانایی فرد برای بهره مندی از منافع خاصی که در این صحنه حاصل میگردد موثر واقع شود. سرمایه اساساً به چند صورت دیده میشود: سرمایه اقتصادی (دارای مالی و مادی)، سرمایه فرهنگی (کالا، مهارتها و عناوین نمادین کمیاب)، سرمایه نمادین (صفات اخلاقی که به افراد خاصی داده میشود) و سرمایه اجتماعی (منابعی که صرف عضویت در گروه به فرد متعلق میگیرد). بررسی و تحلیل ساختارهای عینی از بررسی و تحلیل پیدایش ساختارهای ذهنی در درون فرد زیستی که خود تا حدودی محصول درونی شدن ساختارهای اجتماعی و نیز از تحلیل و بررسی پیدایش خود این ساختارها، تفکیک ناپذیر است (استونز،۱۳۷۹: ۳۳۷-۳۳۴).
بنابراین میدان مبارزه و «کارزاری است که در آن شالوده های هویت و نظام سلسله مراتبی پیوسته و به طور لاینقطع محمل بحث وجدال قرار می گیرند»ملکه که نتیجه همبستگی یک مجموع از خوی و خصلت ها است در میدان اجتماعی یا قضایی قرار می گیرد که مجموعه ای از قواعد، مقررات، بایدهاو نبایدها و انتظارات اجتماعی بر او تحمیل می شوند و اکنون انسان بنابر میزان و نوع سرمایه ای که در اختیار دارد دست به انتخاب می زند. پس درتقابل دیالکتیکی ملکه ومیدان، سرمایه،که آن هم سرمایه ای فرهنگی است، نقشی اساسی بازی می کند. (تنهایی، ۱۳۸۴: ۶)
عاملان اجتماعی در بعد اول بر اساس میزان کلی سرمایه ای که در شکل های متفاوت آن دارا هستند،و در بعد دوم بر اساس ساختار سرمایه شان،یعنی بر اساس وزن نسبی هر یک از انواع مختلف سرمایه، اقتصاد و فرهنگی که به صورت جداگانه دارا هستند، توزیع می شود. (بوردیو، ۱۳۸۱: ۳۴-۳۳)
از دیدگاه پیر بوردیو سرمایه اجتماعی، جمع منابع واقعی یا بالقوه ای است که حاصل از شبکه ای با دوام از رواب
ط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقاب
ل- یا به بیان دیگر با عضویت در یک گروه- است. شبکه ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می کند و آنان را مستحق «اعتبار» می سازد. (تاجبخش، ۱۳۸۴: ۱۴۷).
به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی چیزی است که در طول زمان برای کسب آن بایدتلاش کرد. به تعبیر بوردیو، سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایه گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت قابل استفاده هستند. برای او، پیوندهای با دوام و متراکم از اهمیت خاصی برخوردار است. چرا که میزان سرمایه اجتماعی هر فرد بستگی به تعداد روابط و میزان سرمایه (فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) تملک شده توسط هر رابطه دارد.(فیلد، ۲۰۰۳: ۱۷).
حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که اومی تواند به طرزی مؤثر بسیج کند ، و مضافاً وابسته است به حجم سرمایه (اقتصادی ،فرهنگی یا نمادین)در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است . منفعت های حاصل ازعضویت در یک گروه، همبستگی را به وجود می آورد که حصول منفعت ها را ممکن می سازد.(تاجبخش، ۱۳۸۴: ۱۴۸)
پس سرمایه اجتماعی نوعی ابزار دسترسی به منابع اقتصادی و فرهنگی از طریق ارتباطات اجتماعی است. تأکید بوردیو بر مشارکت فرد در شبکه های اجتماعی است که این مشارکت سبب دسترسی او به منابع و امکانات گروه می شود. در دیدگاه بوردیو ، سرمایه اجتماعی نوعی محصول اجتماعی است که ناشی از تعامل اجتماعی می باشد(مسائل اجتماعی ایران،۳۰۰ :۱۳۸۳).
جیمز کلمن