افزایش انگیزه و کارایی کارکنان، نظریه سلسله مراتب نیازها، تئوری سلسله مراتب نیازها

 

نظرات انگیزش به ارائه الگوی منحصر به فردی از انگیزش پرداخته شده که آن را درباره هر کارگر و کارمند و در هر موقعیتی قابل صدق می دانند. این دیدگاه ها عبارتند از نظریه سنتی، نظریه روابط انسانی و نظریه منابع انسانی.
نظریه سنتی فردریک تیلور
مدل سنتی انگیزش با نام فردریک تیلور و مکتب مدیریت علمی همراه است. تیلور هنر مدیریت را به عنوان
ابزار شکل دهنده رابطه مدیران و کارگران مورد ملاحظه قرار داد و عامل انگیزش را صرفاً بر اساس مهارت بیشتر و تولید کارایی بیشتر دانسته و تشویق و تنبیه را مورد تأکید قرار میدهد. تیلور پاداش مادی را تنها محرک برای تولید کارایی می دانست. این مکتب معتقد بود یکی از جنبه های مهم کار مدیر این است که اطمینان حاصل کند انجام وظایف تکراری و ملال آور با بیشترین بازدهی همراه است. مدیران تعیین می کردند که چگونه باید کار انجام شود و سیستم دستمزد تشویقی را به کار می بردند تا کارکنان برانگیخته شوند (ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر، ۱۳۷۳ :۶۷)
نظریه روابط انسانی هاتورن
روابط انسانی حاصل مطالعات هاتورن بود. طبق این نظریه انسان ها به جز پول با عوامل دیگری نیز برانگیخته می شوند. کارهای تکراری و کسالت آور موجب کاهش انگیزه کارکنان می شود، اما رفتار اجتماعی موجب افزایش انگیزه و کارایی کارکنان می گردد. افراد به عنوان موجودات اجتماعی در پاسخ به محیط کار برانگیخته می شوند. طبق این نظریه وجود انگیزه لازم مانند رضایت شغلی، موجب بالا رفتن عملکرد کارکنان می شود. مدل انسان اجتماعی از این نظریه حاصل می گردد.
نظریه منابع انسانی مک گرگور
از دهه ۱۹۶۰ به بعد مسلم شد که نظریه های کلاسیک و روابط انسانی، تأثیر روابط اجتماعی و ساختار رسمی
را نادیده گرفته و مفروضات مدل روابط انسانی، تصویر ناقصی از رفتار انسانی را در محل کار ارائه می داد. مدل های معاصر انگیزشی بر این فرض هستند که عوامل زیادی قادر به تأثیرگذاری در رفتار انسان می باشد. این عوامل شامل اهمیت نظام پاداش، تأثیرات اجتماعی، ماهیت شغل، الگوی رهبری، نیاز و ارزش های کارکنان و ادراک خود از محیط کاراست(محمدزاده و مهروژان، ۱۳۷۵: ۱۱۴)
نظریه های معاصر انگیزش
در سال ۱۹۷۰ ، ج. پ. کمپل و همکارانش تئوری های انگیزش را در دو چارچوب کلی تقسیم کردند:
نظریه های محتوایی انگیزش
نظریه های محتوایی سعی در توضیح و تشریح عوامل درونی دارند که رفتار فرد را هدایت نموده و در مواقع ضرورت آن را متوقف می نماید. به عنوان مثال حقوق قابل ملاحظه، شرایط مطلوب کار و همکاران صمیمی برای بسیاری از مردم مهم هستند که باعث بروز رفتارهای خاص در آنها می شود و تا عامل دیگری مزاحم آن نشده این نوع رفتار ادامه دارد. به طور کلی نظریه های محتوایی تلاش در پاسخ به این سوال دارند که چه عامل و یا عواملی باعث انگیزش افراد می شود. از جمله نظریه های محتوایی شناخته شده می توان به نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو ، نظریه وجود – وابستگی – رشد ERG الدرفر، نظریه انگیزش موفقیت مک کله لند و بالاخره نظریه دو عاملی هرزبرگ اشاره کرد.
تئوری سلسله مراتب نیازهای مازلو
معروف ترین نظریه انگیزش شاید نظریه سلسله مراتب نیازهای ابراهام مازلو روان شناس می باشد. او اظهار می دارد در هر انسانی سلسله مراتبی از پنج نیاز وجود دارد . که از پائین ترین نیازها یعنی نیاز فیزیولوژیکی آغاز شده و به ترتیب به ردیف های بالاتر از قبیل:
– نیازهای ایمنی یا امنیت
– نیاز وابستگی ، اجتماعی و دوستی
– نیازهای احترام
– نیازهای خودیابی (خودشکوفایی )