اندازه گیری

 

(نتیجه مورد انتظار)- ( بهترین نتیجه موجود در آن ستون)= فرصت از دست رفته
*روش ماکسی مین:
این تکنیک توسط ابراهام والد پیشنهاد شده است. این تکنیک بیشتر توسط یک تصمیم گیرنده بدبین بکار برده می شود و عبارت است از انتخاب بیشترین بهره وری از بین کمترین بهره وریهای موجود از آلترناتیوهای مختلف. این روش ضعیف ترین شاخص را برای آلترناتیو پیدا می کند و سپس آلترناتیوی را انتخاب می کند که بیشترین حداقل سودآوری را داشته باشد.
در اینجا یک تصمیم گیرنده بدبین فرض می نماید که کمترین بهره وری ( بدترین نتیجه ممکن) از انتخاب هر استراتژی به وقوع خواهد پیوست و سپس وی بهترین نتیجه را از بین این بدترین نتایج انتخاب خواهد نمود.
در این روش مقیاس شاخص ها باید با یکدیگر قابل مقایسه باشد، لذا ابتدا با بهره گرفتن از روش های بی مقیاسی کلیه ارزشهای شاخص ها را بی مقیاس کنیم.
* روش ماکسی ماکس:
این تکنیک توسط «هورویس» پیشنهاد شده است. این تکنیک در مقابل روش ماکسی مین می باشد؛ بدان معنی که یک تصمیم گیرنده خوش بین در اینجا فرض می نماید که بیشترین بهره وری (یا بهترین نتیجه ممکن) از انتخاب هر آلترناتیو به وقوع خواهد پیوست، وسپس وی بهترین نتیجه را از بین این بهترین نتایج انتخاب خواهد کرد.
* روش ضریب خوش بینی:
این تکنیک نیز توسط « هورویس» پیشنهاد شده است؛ و بر این اصل مبتی است که یک تصمیم گیرنده منطقی نمی تواند خوش بین کامل و یا بد بین کامل باشد، بلکه درصد خوشبینی یک تصمیم گیرنده ممکن است بیش از درصد بدبینی او باشد و بالعکس.
بطور مثال اگر درصد خوش بینی یک تصمیم گیرنده برای حل یک مسئله برابر ۶۰ باشد ( یعنی درصد بدبینی او برابر ۴۰ خواهد بود)، ابتدا این درصدها را بترتیب به عنوان احتمال وقوع بهترین نتیجه و بدترین نتیجه حاصل از هر استراتژی موجود نسبت داده و سپس « ارزش مورد انتظار» ممکن را برای هر استراتژی به صورت زیر محاسبه می نمائیم:
به طوریکه معروف به ضریب خوش بینی است.
به منظور محاسبه ضریب خوش بینی و ضریب بدبینی برای یک تصمیم گیرنده مفروض، روش خاصی با بهره گرفتن از « بازی استاندارد» توسط « رایفا» ارائه شده است. به این صورت که:
دو استراتژی جهت انتخاب به DM ارائه می شود.
استراتژی اول: به گونه ایست که منجر به بهترین نتیجه موجود از ماتریس تصمیم گیری و با مطلوبیت واحد و یا به بدترین نتیجه موجود از آن با مطلوبیت صفر می گردد به طوریکه احتمال وقوع بهترین نتیجه برابر با P1 (ضریب خوش بینی) و احتمال وقوع آن استراتژی برابر با P2=1-P1 ( ضریب بدبینی) خواهد بود.
استراتژی دوم :نیز بر این اساس پیشنهاد می گردد که منجر به بهره های مساوی، تحت شرایط کلیه متغیر های غیر قابل کنترل خواهد شد. سپس با مساوی قرار دادن «مطلوبیت مورد انتظار» حاصل از دو استراتژی مزبور با یکدیگر، به ازای نقطه بی تفاوتی انتخاب برای DM ، می توان ضریب خوش بینی (و در نتیجه ضریب بدبینی) را محاسبه نمود. این روش نیز یک مثال دیگر از اندازه گیری مطلوبیت و ارزش ذهنی بصورت کمی است.
* روش رضایت بخش شمول:
در این روش حداقل سطوح استانداردی برای هر شاخص توسط DM تعیین می شود و فرایند ارزیابی و انتخاب یک آلترناتیو به صورت مقایسه هر شاخص با حد استاندارد آن صورت می گیرد. به طوریکه هر آلترناتیو برای مورد پذیرش قرار گرفتن باید امتیاز او برای هر شاخص پایین تر از سطح استاندارد مشخص شده نباشد.
* روش رضایت بخش خاص:
انتخاب یک آلترناتیو در این روش بر اساس استثنایی بودن آن در یک شاخص صورت می پذیرد، بدان معنی که چنانچه امتیاز یک گزینه در سطح استاندارد از قبل تعیین شده یا بالاتر از آن برای یکی از شاخص ها باشد آنگاه انتخاب آن گزینه منفی است.
* روش لکسیکوگراف