انگیزه درونی و بیرونی، انواع انگیزه پیشرفت، تقسیم بندی هدف گرا

 

در مقابل نظریه های جوهر گرایی یا ماده گرایی، تلاشهایی صورت گرفت تا انگیزش به عنوان متغیر فرضی رابط یا سازه فرضی مورد توجه قرارگیرد. بنابراین انگیزش، سازه ای است که محقق برای توضیح و تبیین رفتار خاصی از آن استفاده می کند. سازه های علمی بر اساس مشاهدات تجربی پدید آمده اند، ولی تصویر کاملی از واقعیات نیستند بلکه تقریبهایی هستند که ارزش واقعی آنها را می توان بررسی کرد (خداپناهی، ۱۳۸۵).
پیش از این رفتارگرا ها سعی کردند بدون سازه فرضی ارتباط سببی و کارکردی بین عوامل عینی مشاهده شده را مشخص کنند. بعدا مشخص شد که بین محرک – پاسخ نمی توان یک رابطه ثابت و روشن مشخص کرد، زیرا ارائه محرکهای عینی یکسان باعث پاسخهای متفاوت یا ارائه محرکهای متفاوت باعث پاسخ های یکسان می شود. این یافته موجب قبول این فرضیه گردید که بین محرک-پاسخ یک متغیر فرضی، رابط متغیر ارگانیزمی وجود دارد (خداپناهی، ۱۳۸۵).
انگیزه درونی و بیرونی
روانشناسها سالها است که عواملی برای انگیزه پیشنهاد می کنند، در دهه ۶۰ میلادی که به شناخت و کارکردهای شناختی توجه بیشتری شد محققان موضع شناختی تری به انگیزه گرفتند مثلاً نظریه اسناد، چهار چوب سازماندهی مرکزی و شناختی را مطرح کرد. اکلس در سال ۱۹۹۸ ادعا کرد که می تواند تمام عوامل شناختی مطرح شده را در سه سوال جمع بندی کند: آیا من موفق شدم؟ آیا می خواهم این تکلیف را انجام دهم؟ چرا این تکلیف را انجام دهم؟ (اکلس و ویگفیلد، ۲۰۰۲).
انگیزههای درونی به انگیزهای اشاره دارد که سائقی است برای لذت و علاقه به خود تکلیف و این سائق از درون فرد بیش از فشارهای بیرونی منجر به سوق دادن فرد برای انجام عملی می شود. انگیزه درونی توسط روانشناسان اجتماعی و آموزشی از اوایل دهه ۷۰ میلادی مورد مطالعه قرار گرفت. پژوهش ها نشان دادند که انگیزه درونی معمولاً با لذت و پیشرفت تحصیلی رابطه دارد . توضیحات انگیزه درونی در نظریه اسناد ها در، نظریه خودکارآمدی بندورا مطرح شده است (سینگ، ۲۰۱۱).
انگیزه بیرونی در خارج وجود فرد و معمولاً از پاداشهایی مانند پول، نمره و یا اجبار و تهدید به تنبیه نشأت می گیرد. در این شرایط حس شایستگی و لیاقت بطور کلی از بین می رود زیرا انگیزه بیرونی مشوقی برای فرد است که برنده شود یا از دیگر شرط بندی ها استفاده کند و از لذت پاداشهای درونی بی بهره شود. پژوهش روانشناسان اجتماعی نشان داده است که پاداشهای بیرونی می توانند برای فرد توجیه شده و به انگیزه های درونی تقلیل یابند (سینگ، ۲۰۱۱).
همچنین از دیدگاه شناختی بسیار حایز اهمیت است که فقدان اعتماد به توانایی های فرد، نسبت زیادتر انگیزه بیرونی به انگیزه درونی رابطه مستقیم تری با مشکلات انگیزشی مثل اضطراب امتحان و درماندگی اموخته شده در ابعاد انگیزه پیشرفت بخصوص پیشرفت تحصیلی دارد (اکلس و ویگفیلد، ۲۰۰۲).
انگیزه پیشرفت
نیاز به پیشرفت عبارت است از میل به انجام دادن خوب کارها در مقایسه با معیار برتری. این نیاز افراد را برای جستجو کردن موفقیت در رقابت با معیار برتری با انگیزه می کند اما معیار برتری، اصطلاح گسترده ای است، بطوری که رقابت با تکلیف مثل حل کردن معما، نوشتن رساله ای متقاعد کننده، رقابت با خود مثل دویدن در مسابقه در بهترین زمان ممکن یا رقابت کردن با دیگران مثل بردن مسابقه و شاگرد اول کلاس شدن را شامل می شود. آنچه در تمام موقعیتهای پیشرفتی مشترک است، این است که شخص می داند عملکرد آتی او ارزشیابی معناداری از شایستگی فردی اوست. معیارهای برتری به این علت نیاز پیشرفت را بر می انگیزاند که عرصه بسیار معناداری برای ارزیابی میزان شایستگی فرد تامین می کنند (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).
انگیزه پیشرفت یکی از انگیزههای مهم اجتماعی و یکی از ویژگی های شخصیتی هر فرد است که بین افراد از این لحاظ تفاوت وجود دارد و بر اساس آن می توان رفتارهای خاصی را پیش بینی نمود (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).
وقتی که افراد با معیارهای برتری مواجه می شوند، واکنشهای هیجانی آنها فرق می کند. افراد دارای نیاز پیشرفت زیاد، عموماً با هیجانهای گرایشی مثل امید، غرور و خشنودی پیش بینانه پاسخ می دهند. افراد دارای نیاز پیشرفت کم عموماً با هیجانهای اجتنابی مثل اضطراب، حالت تدافعی و ترس از شکست پاسخ می دهند. پاسخ های رفتاری افراد به معیارهای برتری هم فرق می کند. وقتی که افراد با فرصت پرداختن به کاری مواجه می شوند که معیارهای برتری نقش مهمی در آن دارد، در انتخاب، نهفتگی، تلاش، پایداری و میل به پذیرفتن مسئولیت شخصی برای پیامدهای بعدی آن، تفاوت هایی را نشان می دهند. افراد داری نیاز پیشرفت زاید، در مقایسه با افراد دارای نیاز پیشرفت کم به جای تکالیف ساده، تکالیف نسبتا دشوار تا دشوار را انتخاب می کنند. به جای این که از انجام تکالیف پیشرفتی طفره روند یا کلاً از آن اجتناب کنند، سریعاً به آن می پردازند. در تکالیف نسبتا دشوار تلاش بیشتر و عملکرد بهتری نشان می دهند، زیرا غرور، افراد دارای نیاز پیشرفت زاید را نیرومند می سازد، درحالی که ترس افراد دارای نیاز پیشرفت کم را ناتوان می کند. آنها در تکالیف نسبتاً دشوار در صورت مواجه شدن با دشواری و شکست، استقامت بیشتری به خرج می دهند و برای موفقیت ها و شکست ها، به جای این که به دنبال کمک یا توصیه دیگران باشند، مسئولیت شخصی می پذیرند (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).
انگیزه پیشرفت گرایشی است برای ارزیابی همه جانبه عملکرد خود با توجه به عالیترین معیارها،
تلاش برای موفقیت در عملکرد و
برخورداری از لذتی که با موفقیت در عملکرد همراه است (زارع و محمدزاده، ۱۳۹۱).
انواع انگیزه پیشرفت
تقسیم بندی هدف گرا
انگیزه های پیشرفت به دو دسته اصلی، انگیزه های عملکردی و انگیزه های تبحری، تقسیم شده اند. در ارتباط با انگیزه های عملکردی شخص می خواهد شایستگی خود را به دیگران نشان دهد یا آن را بهبود بخشد. افراد در انگیزه های عملکردی معمولا شایستگی خود را بر اساس یک معیار ارزیابی میکنند. افراد دارای انگیزه های عملکردی روی این موضوع تمرکز دارند که تواناییها و مهارتهای خود را در مقایسه با دیگران نشان دهند. پیشرفت بر اساس انگیزه عملکردی به معنی بهتر عمل کردن نسبت به دیگران است. افراد دارای انگیزه های تبحری معمولا شایستگی خود را بر اساس توانایی شخصی ارزیابی می کنند و توجه خود را بر پرورش دادن شایستگی و تسلط یافتن بر تکلیف متمرکز می کنند. پیشرفت بر اساس انگیزه های تبحری به معنی ترقی کردن است (رسولی، ۱۳۹۱).
پژوهشگران معتقدند تفاوت قائل شدن بین انگیزه های تبحری و عملکردی بسیار مهم است. انگیزه های تبحری، در موقعیت های پیشرفت (به عنوان مثال: در مدرسه، کار و ورزش)، با شیوه های تفکر، احساس و رفتار مثبت و سازنده در ارتباط است، در حالی که انگیزه های عملکردی، در موقعیتهای پیشرفت، با شیوه های تفکر، احساس و رفتار نسبتاً منفی و بیحاصل ارتباط دارد و فرد ممکن است برای ارتقای مرتبطه خود به فکر پایین آوردن دیگران باشد. از طرف دیگر، انگیزه های تبحری بر اساس رقابت نیست اما مشکل این است که امکان دارد فرد را از معیارهای جامعه جدا کند. بطور مثال فرد آنقدر در امور هنری پیش رود که به سایر جنبههای زندگی توجهی نداشته باشد و در ساده ترین کار های خود درمانده باشد (رسولی، ۱۳۹۱).
تقسیم بندی انگیزه پیشرفت بر اساس منبع انگیزش