بازده سرمایه گذاری، مالیات کسب و کار، برنامه زمان بندی

 

۲-۲۰- چارچوبهای تحلیل عوامل مؤثر بر فرایند خصوصی سازی :
نظریه های متعددی برای شرح دلایل موفقیت و شکست برنامه های خصوصی سازی ارائه شده است که از این میان می توان به چارچوب مانزتی (۱۹۹۳) و ماست و استار (۱۹۹۳) (مبتنی بر چارچوب مانزتی) اشاره کرد. در چارچوبهای ارائه شده توسط نظریه پردازان مذکور، برای تحقق خصوصی سازی فرصت و تمایل عوامل سیاسی به عنوان دو نیروی علّی تأثیر گذار بر تصمیم گیری بازیگران سیا سی در نظر گرفته شده اند . ماست و استار توانایی را مجموعه ای از گزینه های موجود در محیط فراروی و نیز توانایی بازیگران برای انتخاب گزینه ای از میان مجموعه ای از گزینه ها تعریف کرده اند . ماست و استار و همچنین مانزتی تنها بر توانایی و تمایل بازیگران سیاسی به عنوان عوامل مهم در تعیین موفقیت و شکست خصوصی سازی تاکید کرده اند. ون دوسکی (۲۰۰۵) در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه نیویوریک این چارچوب را توسعه داد. به زعم وی شرط ضروری برای تحقق خصوصی سازی، تمایل و توانایی (معادل فرصت) نه تنها بازیگران سیاسی؛ بلکه بازیگران اقتصادی است. (تمایل بازیگران سیاسی برای خصوصی سازی و همچنین توانایی آنان برای این امر. نیز تمایل بازیگران اقتصادی برای خصوصی سازی و توانایی آنها در این ماجرا).
خلاصه اینکه، برای تحقیق خصوصی سازی، مدیران باید مشتاق اصلاحات باشند و آنها تنها در صورتی مشتاق اصلاحات خواهند بود که در کسب رضایت روسای خود و بقای آنها در قدرت کمک کنند.
در مورد توانایی بازیگران سیاسی می توان گفت که حتی اگر مدیران دولتی بخواهندبنگاه های تحت مالکیت دولت را بفروشند و مالیاتها را افزایش دهند، شاید قادر به این کار نباشند. شاید برخی سازمانها فرایند را دشوارتر کنند . در واقع داستان این است که محدودیتهای سازمانی برای خصوصی سازی، اغلب دشوارتر از محدودیتهای اقتصادی است . یکی از موانع عملی، بخش قابل توجهی از فرایند سیاستگذاری را تحت کنترل خود قرار می دهد و بنابراین سرمایه گذاران می توانند از ثبات سیا ست و خط مشی مطمئن باشند . عامل نهایی دیگری که سرمایه گذاران آن را مورد محاسبه قرار می دهند سطح وصول مالیات است . اگر مالیات کسب و کارها بالا باشد، سرمایه گذاران سودآوری کمتری را تشخیص می دهند و بنابراین اشتیاق کمتری به سرمایه گذاری نشان خواهند داد.
در مجموع، مخاطره، عامل کلیدی در محاسبات سرمایه گذاران به هنگام سرمایه گذاری است . اگر سرمایه گذاران، سودآوری بازده سرمایه گذاری خود را کم تشخیص بدهند، سرمایه گذاری را نیز بطور غیرقابل باوری مخاطره آمیز تشخیص خواهند داد . علاوه بر آن، اگر عدم ثبات نظام سیاسی یا اجرا یی نبودن قوانین را تشخیص بدهند، ریسک سرمایه گذاری افزایش خواهد یافت . همچنین، سرمایه گذاران سطح دریافت مالیات را نیز به عنوان هزینه سرمایه گذاری در نظر خواهند گرفت.
در توانایی بازیگران اقتصادی، در فرایند خصوصی سازی باید به نقش سرمایه گذاران داخلی، خارجی، کارگران و اتحادیه ها نیز توجه کرد.
۲-۲۱- چارچوب زیرساخت سیاسی خصوصی سازی :
«فیگمن باوم ، هاروی و جفری هینگ » در مقاله ای تحت عنوان «زیرساخت های سیاسی خصوصی سازی» به عوامل موفقیت خصوصی سازی پرداخته اند.
دیک ولش و الیور ، با بهره گرفتن از تجربه جهانی در امر خصوصی سازی، معیارهای موفقیت یک برنامه خصوصی سازی را به شرح زیر اعلام داشته اند.
رویکرد صد در صد درست وجود ندارد؛ یک برنامه خصوصی سازی باید با شرایط کشور و بنگاه مورد نظر هماهنگ باشد. دسته بندی دقیق، برنامه زمان بندی و توالی مناسب، موفقیت را تضمین می کند. واقع بینی، انعطاف پذیری، و تمایل به استفاده از راه حلها و روش های جدید باید مورد استفاده قرار گیرد.
حمایت شدید سیاسی راهبردی مناسب؛ برای کاهش مقاومت حاصل از دستگاه اداری و منافع شخصی، برنامه خصوصی سازی باید از سوی بالاترین مقام های دولتی حمایت شود و تحقق اهداف برنامه باید وظیفه افراد عملگرای ذی نفوذ سیاسی و نیز کسانی باشد که به تخصص و مهارت فنی در سطح جهانی دسترسی دارند و نه کسانی که منافعشان در حفظ وضع موجود نهفته است.
واگذاری درست و برنامه ریزی شده برای جلب سرمایه گذاران؛ سرمایه گذاران داخلی و بین المللی با ایجاد انگیزه های درست به خرید سهام علاقمند می شوند. برای این منظور دولتها از تعیین قیمت های غیرواقعی پرهیز می کنند و ارزش گذاریها به جای اینکه براساس ارزش دفتری یا ارزش جایگزینی صورت گیرد، براساس ارزش بازار انجام شود.
شفافیت بی طرفی، و ایجاد فرصتهای برابر برای همه افراد.
استفاده از مهارت و تخصص افراد خارجی
اصلاحات ساختاری همگام با برنامه خصوصی
اصلاحات مختصر و دفاعی پیش از خصوصی سازی
فراهم کردن موجبات سرمایه گذاری خارجی در برنامه خصوصی سازی
خصوصی سازی بخش به بخش یا به شیوه فروش ترکیبی برای حداکثر رساندن درآمد دولت