برنامه ریزی استراتژیک

 

سه مرحله را می‌توان برای نظریه فوس در نظر گرفت :
۱- ایجاد زیر ساخت و سیستم‌هایی برای بدست آوردن دانش و شناخت از مشتری و دانستن سودآوری مشتری .
۲- به وسیله تخصیص منابع بر ایجاد ارزش مشتری ، درک شده و از هرگونه عاملی که تاثیر منفی دارد اجتناب می‌گردد تا ارتباطات موثر با مشتریان حفظ گردد.
۴۲
۳- برنامه ریزی استراتژیک و مدیریت ارزش مشتری تلفیق گردد.
فورس ( ۲۰۰۲) ، اشاره می‌کند مراحل فوق معمولاً با همین اولویت‌بندی انجام می گیرد ، ولی در برخی مواد اولویت‌ها جا به جا می‌شود .
بانک نیازمند داشتن نگرشی کامل به مشتریان است که آن را می‌تواند از سیستم‌های متعدد جمع آوری کند . اگر بانک بتواند رفتار و خواسته‌های مشتری را درک کند ، قسمت اجرایی می‌تواند رفتار و عملکرد آینده مشتری را پیش‌بینی نمایند . داده‌ها و کاربردهای آن به بانک برای مدیریت کردن مداوم ارتباط با مشتری کمک کرده و رشد و توسعه خود را تضمین می کند .
۲-۳-۱۸-مدیریت دانش:
رشد دانش در زمان های اخیر بسیار سریع بوده، به گون های که در قرن بیستم، ۸۰ درصد یافته های فناوری و دانش و نیز ۹۰ درصد تمام دانشها و اطلاعات فنی، در جهان تولیدشده است و هر پنج سال و نیم، حجم دانش دو برابر میشود(افروزه ؛۱۳۸۶). این در حالی است که عمر متوسط آن، کمتر از چهار سال است. به این ترتیب، این تحول باعث ایجاد نگرش جدیدی در مدیریت کسب و کار با نام ” مدیریت دانش” شده است .
دانش:دانش را به سادگی نمیتوان تعریف کرد و رابطه اش با اطلاعات بسیار پیچیده است. برخی معتقدند دانش پیوندی است که افراد بین اطلاعات و کاربردهای نیروی بالقوه آن میسازند، در ضمن دانش به عمل، نزدیکتر از اطلاعات و داده هاست. این تعریف از دانش با شایستگی همخوانی دارد. چون دانش معناهای ضمنی بسیار دارد .بعضی اصطلاح شایستگی را ترجیح میدهند. شایستگی، ظرفیت عمل کردن به نحو اثربخش و کاراست. اندیشمندان مختلف، از دیدگاه های متفاوتی دانش را تعریف کرده اند. برخی دانش را بر مبنای کارکرد آن تعریف کرده و برخی دیگر آنرا با توجه به چگونگی شکل گیری تعریف کرده اند. برخی دیگر با دیدگاه های دیگر، دانش را تعریف کرده اند . کارل اسویبی ۱ ، یکی از مشاوران عمده مدیریت دانش، این اندیشمندان را تقسیم بندی کرده است( رادینگ، ۱۳۸۳؛۱۶).
در نهایت دانش را می توان بر اساس چهار دیدگاه رایج در مورد دانش مطابق زیر بیان کرد:
• دانش، تنها از طریق تفکر عمیق و یا مشاهده جهان به دست می آید.
• اگر دیگران را در دانش خود سهیم کنیم، از دانش ما کاسته میشود.
• دانش را می توان مستقل از نحوه خلق آن یا کاربرد آن، به عنوان یک ماهیت یا محصول ارزیابی کرد.
• علم بالاترین شکل دانش است و انواع دیگر دانش از طریق علم است که به وجود می آیند یا خلق می شوند
.(Jashapara, 2004)
43
2-3-18-1- انواع دانش
دانش از دیدگاه های مختلف طبقه بندی شده است ، که در ادامه به برخی از آنهااشاره شده است:
۱- تقسیم بندی ارسطو
ارسطو، انواع دانش را برحسب مقاصدشان به سه دسته تقسیم کرده است)انتظاری،۱۳۸۵ ):