بودجه بندی سرمایه ای، مدل دو مرحله ای، ارزیابی عملکرد


 

تسیاکیس وپاپجرجیس در سال 2008 به بهینه سازی تولید و توزیع زنجیره تأمین پرداختند. آنان از یک مدل عدد صحیح مختلط استفاده کردند و در آن محدودیت‌های عملیاتی نظیر کیفیت، تولید ومحدودیت های مالی شامل هزینه های تولید، هزینه های حمل و نقل را وارد کردند. آن‌ها در مدلشان، برون سپاری تولید را یک تصمیم کسب وکار دانستند. ( تسیاکیس وپاپجرجیس، 2008: 468-483)
فیریو و واسیک در سال 2008 شبکه های زنجیره تأمین شیمیایی را برای کاهش هزینه طراحی مجدد جریان مواد از تولید کننده به مشتری ایجاد کردند. آن‌ها یک مدل عدد صحیح مختلط را جهت بهینه سازی شبکه زنجیره تأمین چند محصولی برای مکان یابی محصولات، مشتری و مراکز توزیع ارائه دادند. (فیریو و واسیک، 2008: 2481-2534)
ناراهاریستی و همکارانش در سال 2008 به طراحی مدلی ریاضی از نوع عدد صحیح مختلط پرداختند که با مدیریت بهینه دارایی‌ها و بودجه بندی سرمایه به دنبال افزایش ثروت سهامداران خود بود. مدیریت دارایی شامل چندین نوع تصمیم کسب وکار میگردد. از قبیل طراحی مجدد زنجیره تأمین و بودجه بندی سرمایه. طراحی مجدد زنجیره تأمین شامل برنامه ریزی در مدیریت مکان، زمان بندی و مقدار تغییرات ظرفیت در دارایی‌های فیزیکی مانند تسهیلات/موجودی/تولیدو توزیع می‌باشد و بودجهبندی سرمایه شامل تخصیص داراییهای مالی مانند سرمایه گذاری در داراییهای فیزیکی گوناگون است. برخی از تصمیمات بودجهبندی مهم، تخصیص سرمایه به تدارک مواد، تولید محصول، سرمایه گذاری در تسهیلات جدید و غیره می‌باشند. (ناراهاریستی و همکاران، 2009: 3153-3169)
ال-کاهاتنی و همکارانش در سال 2008 یک مدل دو مرحله ای عدد صحیح مختلط غیرخطی جهت طراحی و بهینه سازی شبکه ای از فرآیندهای پتروشیمی تحت عدم قطعیت را ارائه دادند و نشان دادند که شبکه های پتروشیمی نهایی حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات در تقاضای محصول و بازده دارند(ال-کاهاتنی و همکاران، 2008: 3912-3919)
لانیز و کوپانس در سال 2009 یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط را به منظور دستیابی به NPV بهینه ارائه دادند که در آن یک چارچوب انعطاف پذیر در مقایسه با روش‌های سفت و سخت سنتی لحاظ شده بود. (لانیزوکوپانس، 2009: 1736-1753)
داس و سینگاپتا در سال 2009 یک مدل زنجیره تأمین یکپارچه برای برنامه ریزی همزمان استراتژیک و عملیاتی یک واحد کسب وکار استراتژیک(SBU) در یک زنجیره عرضه جهانی تحت تأثیر مقررات دولتی ارائه دادند. این مدل شامل تأثیر تغییرات در هزینه ورودی محصول مورد انتظار و نرخ ارز می‌باشد. (داس و سینگاپتا، 2009: 432-419)
لانگینیدیس و جورجیادیس در سال 2011 یک مدل عدد صحیح مختلط را برای حل مشکل تجزیه و تحلیل صورتهای مالی از طریق نسبت‌های مالی با عدم قطعیت تقاضا ارائه نمودند و آن را از طریق سناریوسازی حل نمودند. آن‌ها کاربرد مدل را با تجزیه و تحلیل حساسیت بر روی پارامترهای مالی نشان دادند. (لانگینیدیس وجورجیادیس، 2011: 262-276)
دال-مس و همکارانش در سال 2011 یک مدل عدد صحیح مختلط برای تصمیم گیران و سرمایه گذاران بالقوه جهت ارزیابی عملکرد اقتصادی و ریسک در سرمایه گذاری کل زنجیره تأمین اتانول را ارائه دادند. آن‌ها در مدلشان یک دوره ده ساله تحت عدم قطعیت در هزینه های تولیدوقیمت فروش محصول را در نظر گرفتند و تلاش کردند با مکان یابی، حمل‌ونقل و ظرفیت کارخانه تولید اتانول، ریسک مالی سرمایه گذاران را کاهش دهند. (دال ومس و همکاران، 2011: 2359-2371)
آبانگاه در سال 2011 به طراحی زنجیره تأمین با در نظر گرفتن بودجه بندی سرمایه ای و مدیریت دارائیها در زنجیره عرضه یکپارچه پرداخته است. در نظر گرفتن محدودیت توازن جریان نقدینگی، نحوه تامین منابع مالی، ماهیت چند مرحله ای سیستم تولید، تاثیر زمان انتظار خرید و نصب ماشین آلات، احداث و راهاندازی واحد تولید و انبار جدید، توقف واحد تولید، فروش واحد تولید و انبار، به روز رسانی خط تولید و غیره ازجمله ویژگی‌های اصلی مدل طراحی زنجیر تأمین می‌باشد. (ابانگاه، 2011)
لویی و همکارانش در سال 2013 یک مدل عدد صحیح مختلط برای بهینه سازی زنجیره تأمین جهانی ارائه دادند. آن‌ها معیارهای مختلفی مانند تولید، توزیع و ظرفیت برنامه ریزی با توجه به هزینه و سطح خدمات مشتری را همزمان در برنامه ریزی زنجیره تأمین جهانی لحاظ کردند و مدل خود را با یک مثال عددی مورد بررسی قرار دادند. )لویی و همکارانش، 2013:( 369-382
مقایسه مقالات بهینه سازی زنجیره تأمین با لحاظ کردن مسائل مالی
مقالات بررسی شده، به صورت خلاصه و یکجا در جدول2-1 ارائه شده است.
جدول ‏21: مقالات بررسی شده در زمینه بهینه سازی زنجیره تأمین با لحاظ کردن مسائل مالی بین سال‌های 2008 تا 2013
نویسندگان
سال
مشخصه زنجیره تأمین
MILP
قطعی/احتمالی