بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی، ادبیات و چارچوب نظری تحقیق، مرور ادبیات و سوابق مربوطه

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

عنوان به زبان انگلیسی/(آلمانی، فرانسه، عربی):
Determining the relationship between management capabilities and sales performance of insurance agents companies Case study: saman insurance company
تذکر: صرفاً دانشجویان رشته‏های زبان آلمانی،‌فرانسه و عربی مجازند عنوان پایان‏نامه خود را به زبان مربوطه در این بخش درج نمایند و برای بقیه دانشجویان، عنوان بایستی به زبان انگلیسی ذکر شود.
ب – تعداد واحد پایان‏نامه:۶ واحد
ج- بیان مسأله اساسی تحقیق به طور کلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه‏های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق) :
مفاهیم مدیریت در طی سالهای اخیر، تفاوت و دگرگونیهای اساسی را شاهد بوده است. نگاهی به سیر تحوّلات سازمانها و مدیریت حاکم بر آنها نیز نشان می دهد که این مسیر تغییرات زیادی را در رابطه با شیوهی مدیریت حاکم بر سازمانها داشته است.
نظام ارزیابی عملکرد را می توان از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار داد.فرایند ارزیابی عملکرد شامل انجام مجموعه ای از اقدامات با ترتیب و توالی خاص منطقی و هدفمند میباشد.ارزیابی عملکرد انواع مختلفی دارد یکی از آنها ارزیابی عملکرد از جنبه ی فروش است،جنبه ی فروش را میتوان شامل مواردی مثل سودآوری،فروش،سود سهام… دانست.شرکتها امروزه به دنبال بهبود عملکرد فروش خود هستند زیرا بقا و توسعه ی آنها وابسته به داشتن عملکرد فروش مناسب میباشد.عوامل بسیاری با عملکرد فروش در ارتباط اند که می توانند کم وبیش عملکرد فروش یک شرکت را به میزان کم یا زیاد تحت تأثیر قرار دهند.توانمندیهای مدیریتی یکی از آن عواملی هستند که با عملکرد فروش در ارتباط هستند(قاضی زاده،۳:۱۳۸۹) بررسی پیوسته و مستمر مدیریت سازمان ها و توسعه ی آنها از نظر الزامات مدیریتی ،گواه این ادعاست که الگوهای مدیریتی فعلی کفایت لازم را برای اداره ی سازمان های نوین نداشته و چالشها و الزامات جدیدی در رابطه با توسعه و گسترش سازمانهای نوین مطرح می شود.این چالشها ناشی از پدیده هایی نظیر جهانی شدن فناوری، گسترش روزافزون سازمان های دانش بنیان ،حرکت جوامع بشری به سوی اقتصاد دانش محور و پدیدار شدن اشکال جدیدی از رقابت در بازارهای بین المللی است که مسائل و مشکلات بسیار مهمی در جوامع علمی و به خصوص در امور اجرایی و مدیریت آنها در پی داشته است.این سازمانها نه تنها برای بقا و ادامه حیات،بلکه برای تشکیل و آغاز به کار نیز بایستی سازماندهی خاص خود را بر مبنای مدیریت با توجّه به عوامل عمده مؤثّر بر عملکرد خویش انجام دهند.توانایی مدیریت مؤثّر منابع کلیدی، عاملی تعیین کننده در عملکرد مناسب شرکتهاست. (ملک زاده،۱۳۸۹: ۱۶۴) . از دیرباز شکاف میان عرصه نظر و عمل از جمله مشکلاتی بوده است که گریبانگیر موجودیت های انسانی، چه در بعد فردی و چه در بعد جمعی و سازمانی بوده است. مشکلی که اندیشمندان حوزه های مختلف فکری را برآن داشته تا پاسخ هایی برای آن تدارک ببینند. هر حوزه ای از حوز ه های معارف بشری از منظری به این موضوع پرداخته است. فیلسوفی چون سقراط از عدم امکان مغایرت میان نظر و عمل بحث کرده و معتقد است انحراف و کجروی در عمل مطابق است با انحراف در نظر. فیلسوفی دیگر چون دیوید هیوم از عدم لزوم متابعت بایدهای عملی از هست های نظری صحبت می کند. در علم مدیریت نیز مسأله فوق به دغدغه ای جدی تبدیل شده است؛ بطوریکه نتایج بررسی ها نشان می دهد، ۹۰ درصد از برنامه های راهبردی سازمان ها، در عمل با شکست مواجه می گردند و علت اصلی این امر نیز عدم ارتباط میان” ساحت نظر و عمل “است. بدین معنا که در ساحت نظری، ایده ها و اهداف بیان می شوند و در عرصه عمل، برنامه هایی اجرا می شوند که ارتباط منطقی و قابل سنجشی با آرمان ها وسیاست های تدوین شده ندارند. به بیان دیگر، ریشه این مشکل، در عدم تنظیم و تنسیق مدلی جامع جهت ترجمه چشم انداز و سیاست ها به برنامه های عملیاتی نهفته است. از منظری کارکردگرایانه دتاکنون مدل هایی جهت رفع این مشکل جدی در سطح سازمان های انسانی ارائه شده است.
سوالی که مطرح می شود این است که :
آیا رابطه معنی داری بین توانمندی های مدیریتی و عملکرد فروش نمایندگان شرکت های بیمه وجود دارد؟
د – اهمیت و ضرورت انجام تحقیق (شامل اختلاف نظرها و خلاءهای تحقیقاتی موجود، میزان نیاز به موضوع، فواید احتمالی نظری و عملی آن و همچنین مواد، روش و یا فرآیند تحقیقی احتمالاً جدیدی که در این تحقیق مورد استفاده قرار می‏گیرد:
اهمیت و ضرورت تحقیق
پژوهشگر باید بتواند با توجه به دانش و ادبیات موجود ضرورت انجام پژوهش خود را بیان کند و برای این کار باید نشان دهد که پژوهش مزبور از دیدگاه جدید و خلاقانه به مسائل نگاه میکند. بیان اهمیّت موضوع پژوهش باید بتواند اهمیّت و ارزش پژوهش خود را نسبت به نظریههای موجود به اثبات برساند(خاکی،۱۳۸۷،ص ۲۸).
امروزه مدیران در محیط ها و سازمانهایی چون شرکتهای بیمه، باید توجه خود را به این مهم معطوف کنند که ورودی و حتّی گاهی خروجی سازمان آنها دانش است. در صورت پذیرش سازمان به عنوان سازمانی کارا و اثربخش، نیاز خواهد بود که تعریفی نو از مفاهیم، بخصوص مفاهیمی همچون ارزش سازمانی ، فرهنگ سازمانی، داراییهای سازمانی، ساختار و سازو کار مدیریتی، هوش سازمانی و توانمندیهای مدیریتی و نظایر آن ارائه شود.
دانش در این عصر، به عنوان یک دارایی پر ارزش مورد توجّه قرار گرفته است. سرمایه دانشی ماهیتاً با داراییهای مادّی متفاوت است و با وجود ضرورت و لزوم حضور آن در سازمان، می تواند منب
ع بروز خطا و چالش هایی در آن محیط شود. در نتیجه اصول حاکم بر مدیریت این دارایی غیر ملموس، یعنی دانش، در سازمانهای دانشمحوری که به سوی اقتصادی با این محوریّت گام بر میدارند، به طور روز افزونی مورد توجّه مدیران آنها قرار میگیرد.
توانایی یک شرکت بیمه برای رشد عملکرد وابسته به چگونگی فعّالیّتهای مدیریتی آن شرکت است، از این رو تبیین رابطه بین توانمندی های مدیریتی و عملکرد فروش شرکت های بیمه امری ضروری بنظر میرسد.
ه- مرور ادبیات و سوابق مربوطه (بیان مختصر پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور پیرامون موضوع تحقیق و نتایج آنها و مرور ادبیات و چارچوب نظری تحقیق):
مطالعات متعددی در زمینه توانمندی های مدیریتی شرکت های بیمه انجام شده که درآنها ،متغیرهای مختلف ومتنوعی بررسی گردیده است از جمله: ساختار صنعت، بررسی عواملی نظیر مشخصات مالک/ مدیر و پیشینه ی شرکت ها ، اثرهای استفاده از برنامه های آموزشی عمومی وتخصّصی توسط شرکتهای بیمه، دسترسی به منابع مختلف و نقش عوامل محیطی برعملکرد شرکتها .البته اهمیّت نسبی این عناصر از یک بررسی به بررسی دیگر، متفاوت بوده است.دریک ارزیابی از ۲۲ مطالعه مختلف درمورد عملکرد شرکت های بیمه،این نکته مشخص گردیدکه مجموعه ای هماهنگ از متغیرها را نمی توان به صورت مستقیم به مؤفّقیت یا شکست شرکت ها نسبت داد. محققین دیگری نیز توّجه خود را بر اقدامات مدیریتی ومیزان تأثیر آنها بر عملکرد شرکت های بیمه متمرکزکرده اند.اما این تحقیقات نیز نتوانستند تمامی عوامل رشد این نوع شرکتها را مشخص سازند(۲۰۰۰ (Orser et al.,.