تأثیر آینده در تصمیمات جاری، برنامهریزی استراتژیک، مدیریت منابع انسانی

 

از آنجا که برنامه ریزی استراتژیک با بسیاری از اندیشه های سنتی و فرضیات اساسی جا افتاده در فرهنگ سازمانی مؤسسات تعارض دارد، لذا پیاده کردن چنین برنامههای از قبل طراحی شدهای در بسیاری از موارد غیر ممکن، خطرناک و وقتگیر است. از جمله دلایل این امر بـه دو نـمونـه اشاره میشود (بـانینگ، مترجـم شریفزاده، شماره ۲۱):
برنامه ریزی استراتژیک مقرر میدارد که گروه های خارج از سازمان مانند مشتریان حداقل در مرحله بررسی محیط در امور سازمان مشارکت داده شوند، این امر میتواند آنها را تحریک کند و ضمن ازدیاد نفوذشان، سطح انتظارات آنها را بالا ببرد.
۲٫ اگر شما آنچه را که برنامه ریزی میکنید برای دیگران شناسایی شود، فاش شدن آن میتواند انتظار مشتریان و گروه های فشاری را که از برنامه متأثر خواهند شد، برانگیزد.
۲-۱-۵- مدیریت استراتژیک
در اوایل دهه ۱۹۸۰ مدیران ارشد بعضی شرکتها مانند «جنرال الکتریک» «شل» و «آی. سی. آی» به این نتیجه رسیدند که نه تنها فرایند برنامه ریزی استراتژیک به یک گردش کار بوروکراتیک و پرزحمت تبدیل شده است، بلکه در مقام اجرا و تطبیق بـا واقعیتهای بازار نیز با مشکل مواجـه است. لذا مدیـران ایـن شرکتها، بخشهای برنامه ریزی در شرکتهای خود را منحل کردند. (شرانک، مترجم منوریان، ۱۳۷۰، ص ۲۶).
هنری مینتزبرگ در کتاب «تاریخ برنامه ریزی استراتژیک» در خصوص ابهامات، تردیدها و غیر قابل پیشبینی بودن شرایط بازار میگوید: برنامه ریزی استراتژیک نمیتواند سازمانها را در محیط آکنده از دگرگونی و نوسانات پیدرپی همچنان سرپا نگه دارد. این رویکرد در موقعیتها و شرایط بیثبات و غیر قابل پیشبینی، دردی را درمان نمیکند (تیلور، ص ۲۶). این طرز تفکرها موجب پیدایش ابتکارات جدیدی در زمینه های ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، طراحی مجدد فرایند کار و مدیریت منابع انسانی شد که در حقیقت این چهار عنصر معرف مدیریت استراتژیک و جایگزینی آن برای برنامه ریزی استراتژیک میباشد.
مدیریت استراتژیک علاوه بر این چهار محور، تعهدات سهگانه زیر را نیز پذیرفته است (تیلور، ص ۲۷):
۱٫ قبول مسئولیت تدیون استراتژی
۲٫ پرداختن به مسایل مشخص (مانند منطقی ساختن برنامهها، ایجاد و توسعه سیستمهای اطلاعاتی و توسعه محصولات جدید)
۳٫ برنامه ریزی برای رویارویی با خطرات و ابهامات
۲-۱-۶- وجه تمایز برنامه ریزی استراتژیک از سایر برنامه ریزیها
در دهه ۱۹۶۰ واژه برنامه ریزی بلندمدت برای تعریف سیستم برنامه ریزی ناظر بر آتیه هر سازمان بکار برده شد ولی به دلایلی این عنوان متعاقباً به برنامه ریزی جامع، برنامه ریزی کلان و یا عناوین مشابه تبدیل گردید. هیچ کدام از عناوین فوق قادر به تفهیم برنامه ریزی استراتژیک نیست زیرا برنامه ریزی استراتژیک دارای چهار ویژگی به شرح زیر است که به عنوان وجه تمایز آن از سایر برنامه ریزیها باید مورد توجه قرار گیرد:
۲-۱-۶-۱- تأثیر آینده در تصمیمات جاری:
برنامه ریزی استراتژیک بستر مناسبی است که در آن بستر بر روی تصمیمات متخذه جاری، دو عامل اصلی یعنی «تشخیص» زمان فعلی و توجه به «افقهای دور» حاکم است. پیشبینی عوامل تأثیرگذار بر روند آتی فعالیتهای سازمان و برآورد احتمال بروز هر کدام از آنها، در ذهنیت مدیر عالی از جایگاه ویژهای برخوردار است و مدیر به تأسی از میزان ثقل هر کدام از این موارد تأثیرگذار در تصمیمات جاری خود، تصحیحات لازم را انجام میدهد. بدین ترتیب در برنامه ریزی استراتژیک، تصمیمات جاری در سازمان همواره متأثر از موضوعات احتمالی آینده است.
۲-۱-۶-۲- فرایند:
در برنامه ریزی استراتژیک، فرایند عملیات کاملاً مشخص بوده و به ترتیب از تعیین چشمانداز، مأموریت و اهداف شروع و در نهایت به اجرای برنامههای مختلف ختم میشود. به عبارت دیگر در برنامه ریزی استراتژیک، یک فراگرد فکری منسجم در جهت جمعبندی اطلاعات و تصمیمگیری به صورت نظاممند وجود دارد که شروع و پایان فراگرد و مراحل مختلف آن مشخص بوده و ابعاد اجرایی فعالیتهای ناظر بر هر مرحله از منظر چه موقع، چه چیزی، چگونه و چه کسی به صورت شفاف روشن میباشد.
۲-۱-۶-۳- فلسفه/ آرمان/ منشور:
برنامه ریزی استراتژیک یک نوع روش هوشمندانه معمول در برنامه ریزی و تمرکز به عمل با ذهنیت ناظر به آینده است. برنامه ریزی استراتژیک یک فرایند فکری و یک اقدام آگاهانه بوده و به کاربرد مکانیکی رویه ها، روشها و شیوه ها محدود نمیشود. برای اینکه برنامه ریزی استراتژیک در سازمان با موفقیت پیاده و اجرا شود، ضرورت دارد که مدیر سازمان، فلسفه، آرمان و یا منشور مناسبی را که تجلی باورهای مشترک مدیریت و کارکنان است، به عنوان محور تفکر عمومی انتخاب، و تمام استعدادهای موجود را حول این محور فکری مناسب بسیج نماید.
۲-۱-۶-۴- ساختار: