تاب آوری خانواده، در سطح خانواده، رویکرد سیستمی

 

لاتر، سیسچتی، و بکر(۲۰۰۰ و ماستن و کواتسورث،۲۰۰۱؛ به نقل از ویسی و همکاران، ۱۳۷۹، ۷۰؛ یزدانی، ۱۳۹۱، ۳۰) خصوصیات تاب آوری را به این شرح توصیف نموده اند:
۱- برخورداری از تیزهوشی و مهارت عقلانی، توانائی در صمیمیت و گسستگی
۲- توانایی در مفهوم پردازی موضوعات متعدد، دستیابی فرد به این اعتقاد که حق زندگی کردن دارد.
۳- برخوردار بودن از توانایی یادآوری و فراخوانی اشخاص و موضوعات خوب و نگهداری آنها(نمادهای خوب) در ذهن
۴- برخورداری از توانایی در لمس عواطف، بجای این که وی هر زمان که عواطف مهم وی برانگیخته شدند، آنها را انکار یا سرکوب کند.
۵- داشتن هدف در زندگی
۶- -برخورداری از توانائی جذب و استفاده از حمایت اجتماعی
۷- برخورداری از توان در نظر گرفتن احتمالات در زندگی و استفاده مطلوب از دستورات اخلاقی جامعه مدنی
۸-نیاز و توانایی در کمک به دیگران
۹- برخورداری از خزانه عاطفی
۱۰- کاردان و مبتکر بودن
۱۲- برخورداری از دیدگاهی نوع دوستانه نسبت به دیگران
۱۳- برخورداری از ظرفیت تبدیل درماندگی آسیب رسان به درماندگی آموخته شده.
در مجموع می توان گفت که تاب آوری فرایندی پویا است که در آن تأثیرات محیطی و شخصیتی در تعاملی متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. پژوهش های تاب آوری الگوهای نظری رشد انسان را که پیش از این توسط اریکسون، برونفن، پیاژه، کلبرگ، گیلیان، استینر، مزلو و پیرس مطرح شده بود، مورد تأیید قرار می دهند. در تمامی این الگوهای نظری، در حالی که بر ابعاد مختلف رشد انسانی(روانی- اجتماعی- شناختی- اخلاقی- معنوی) تأکید می شود، هسته مرکزی این رویکردها را این پیش فرض تشکیل می دهد که فطرتی بیولوژیک برای رشد و کمال در هر انسان وجود دارد-طبیعت خود اصلاح گری ارگانیسم انسانی- که بطور طبیعی و تحت شرایط معین محیطی می تواند آشکار شود. همانگونه که ماستن می گوید: هنگامی که فاجعه از سر بگذرد و نیازهای اولیه انسانی تأمین گردد، آن گاه تاب آوری احتمال ظهور می یابد(سامانی و همکاران، ۱۳۸۶، ۲۹۰؛ یزدانی، ۱۳۹۱، ۳۰)
مهم ترین نتیجه کاربردی برآمده از دل پژوهش های تاب آوری، این است که می توانیم توانمندی افراد را ارتقاء دهیم بگونه ای که آنها به احساس هویت و کارآمدی، توانایی تصمیم گیری، هدف گذاری و باور به آینده دست یابند و از این راه بتوانند نیازهای اولیه انسانی خود برای مهربانی، رابطه با دیگران، چالش، قدرت و معنا داری را در شرایط طاقت فرسا بعنوان کانون توجه هر گونه مداخلات پیشگیرانه، آموزشی و رشد فردی قرار دهند. رویکرد تا بآوری خانواده تلاش میکند عامل هایی را در خانواده به عنوان یک واحد پیدا کند که به پیامدهای تابآورانه اعضاء خانواده در مواجهه با تغییرات و بحرانها منجر می شود (بوچانا، ۲۰۰۸؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۴)
نظریه تابآوری خانواده بر رویکرد سیستمی مبتنی است که همه شبکه های ارتباطی (خواهر/ برادری، والدینی، زوجین و روابط گستردهتر خانوادگی) را دربرمی گیرد، همچنین دارای رویکرد زیست/ محیطی است، زیرا تأثیرات سیستمهای فردی، خانوادگی و سیستمهای گستردهتر (مانند اجتماع و آژانسهای پشتیبانی را با هم در نظر میگیرد (والش، ۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۴)
محققان تابآوری خانواده را به عنوان توانایی خانواده برای مواجهه با تغییرات در موقعیتهای بحرانی، توانایی احیای مجدد و دوباره فعال نمودن تعادل خود بعد از یک بحران، تعریف میکنند (مک کوبین و مککوبین، ۱۹۸۸؛ حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵). والینتین و فینار (۱۹۹۴؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) تابآوری خانواده را توانایی خانواده برای بازگشتپذیری، بقا، چیرگی بر دشواریها و بهتر شدن تعریف میکند. سازمان بین المللی تابآوری خانواده (۱۹۹۶؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) تابآوری را در سطوح مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی مفهومسازی می کند که هر سطح واحد مستقلی است اما دارای وابستگی متقابل میباشد. در همین راستا هالی و دی هان (۱۹۹۶؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) بر اهمیت تابآوری در سطح خانواده تأکید می کنند و معتقدند تاب آوری خانواده یک سازه رشدی است و در واقع مسیری است که خانواده در طی زمان طی میکند، همان طور که خود را در مواجهه با استرس سازگار میکند و شکوفا مینماید.
والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) چارچوبی برای تابآوری خانواده رشد داد که عاملهای اصلی لازم برای عملکرد بهینه خانواده در طی ناپایداریها و بحرانهای مرتبط با رویدادها را در برمیگیرد.
والش (۲۰۰۳؛ سادات حسینی، چاری، ۱۳۹۲، ۱۸۵) بر اساس تحقیقات خود سه حوزه اصلی شامل سیستم باور خانوادگی، الگوی سازماندهی و فرایندهای ارتباط – حلمسئله را در تابآوری خانواده معرفی می نماید که در ادامه این سه حوزه بررسی میشود.