تاریخچه مربوط به خودکشی، اقدام به خودکشی، امیل دورکهایم

 

امیل دورکهایم۶ در تعریف خودکشی می گوید: خودکشی عبارت است از «هر نوع مرگی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از عمل مثبت یا منفی فردی حاصل می گردد که از نتیجه اقدام خودآگاه، باشد (علیرضایی،۱۳۸۲).
مرگی که ناشی از خودکشی عمدی و توسط خود شخص رخ میدهد، اقدامی آگاهانه در جهت نابودسازی خود میباشد. روشنترین دلیل آن مشکلات پیچیده انسان نیازمندی است که برای رهایی از مشکلات خود، خودکشی را به عنوان بهترین راه حل انتخاب میکند (امیردیوانی، ۱۳۸۳).
____________________________________
۱-Janniel
2-Hawton
3-Heeringen
4-Gunniel
5-Mark
6- Emile Dorkheim
2-5 تاریخچه مربوط به خودکشی
در فرهنگهای مختلف با خودکشی به صورتهای متفاوتی برخورد شده است حتی در دوره های مختلف یک ملت این برخوردها دچار تغییرات میشوند. برای مثال مفهوم مرگ و خودکشی در فرهنگ هند باستان نوعی کمال محسوب شده و پسندیده بوده است ولی در یونان فردی را که با خودکشی فوت مینمود، از داشتن مراسم تدفین و قبر محروم نموده و دست راست جسد را در محل دیگری دفن میکردند و مجازات هایی برای نجات یافته در نظر میگرفتند. در ژاپن خودکشی معروف هاراگیری برای دفاع از شرافت یا میهن مورد تمجیده بوده و در تبت و چین برای رسیدن به کمال یا گریز از مجازات های ناشی از شکست در جنگ و یا اعتراض به قوانین ناعادلانه انجام می شده است. به هرحال برخوردهای فوق ناشی از نگرش این فرهنگها به حیات و مرگ و دیدگاه های اعتقادی آنان بوده است (علیمحمدی، ۱۳۷۲).
در این زمینه نقش مذهب از عوامل مهمی است که باید به آن توجه نمود. نگرش مذهب به خودکشی در ادیانی مثل مسیحیت و یهودیت توأم با ممنوعیت و گناه بودن موضوع است. در دین اسلام نیز خودکشی و دیگرکشی به طور اکید نهی شده است و ارتکاب به آن از گناهان بزرگ محسوب میشود. در قرآن کریم این موضوع (خودکشی) در سورههای انعام آیه ۱۵۳، بنی اسرائیل آیه ۳۳ و ۹۳ مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است (علیمحمدی، ۱۳۷۲).
در کنار دیدگاه های فلسفی و دینی، اصطلاح خودکشی اولین بار در سال ۱۷۳۷ توسط فونتن۱ فرانسوی به کار گرفته شد، بعدها اصطلاحات دیگری که مربوط به خودکشی بودند مورد استفاده قرار گرفتند از جمله ۱- اقدام به خودکشی برای اقداماتی که شخص به منظور از بین بردن خود انجام میدهد اما منجر به مرگ نمیشود. ۲- افکار خودکشی برای اشتغالات ذهنی راجع به نیستی و تمایل به مردن که هنوز جنبه عمل به خود نگرفته است. ۳- خودکشی انجام یافته برای همه مواردی که شخص با انجام یک عمل انهدامی و تخریبی صدمهای به خود وارد میکند. ۴- فراخودکشی برای همه رفتارهای آسیب رسان که شخص به طور غیرعمدی و بدون خاتمه دادن به زندگی مرتکب میشود (آزاد، ۱۳۷۲).
__________________________________
۱-Fontaine
پس از این رویداد ناخوشایند، اولین توجهات علمی در قرن ۱۹ از طریق جامعه شناس و متفکر بزرگ فرانسوی امیل دورکیم۱ به سال ۱۸۹۷ با انتشار کتابی به نام “خودکشی” صورت گرفت. طبقهبندی سه گانه وی از خودکشی و نظریه های وی در این باره از نظر علمی دارای اهمیت زیادی بوده و در حال حاضر نیز در اغلب منابع به عنوان یک طبقه بندی معتبر ذکر میشود (کاپلان۲ و سادوک۳ ، ۱۳۷۹).
خودکشی به نظر فروید رفتاری پرخاشجویانه بر علیه لیبیدو است، بدین صورت که من ، به مرگ خود نمیپردازد مگر در شرایطی که غریزه پرخاشگری را بر علیه دیگری نتواند ارضاء نماید. در این صورت من جای نهاد را گرفته و آزار و قتل دیگری را تبدیل به آزار خود و خودکشی میکند. در واقع خودکشی عبارت از ناکامی فرد در برونریزی پرخاشگریهای درونی شده میباشد (حسن پور، ۱۳۵۸).
در سال ۱۹۱۰ از طرف انجمن روان کاوی وین جلسه فوقالعادهای با حضور فروید جهت بررسی علل و شرایط افزایش گرایش به خودکشی در نوجوانان تشکیل گردید. در این جلسه فروید در سخنرانی خود اشاره نمود که وجود تعارض بین نوجوان و اشخاص مورد علاقه او از علل مهم این موضوع است و به محققین پیشنهاد بررسیهای دقیقتر را مطرح نمود. در همین جلسه بررسی عوامل فشارزا و شیوه های مقابله از موضوعات اصلی برای تحقیق آتی مطرح شدند (لوئیس۴ ، ۱۹۹۱).
وجود چنین توجه جدی به مسئله خودکشی از طرف درمانگران و پژوهشگران و پایهگذاران نظریه های روانشناختی به موضوع و همچنین ادبیات مربوطه، حاکی از اهمیت موضوع در آن دوره میباشد. از جمله این مواد گزارشی است که بلومنتال۵ (۱۹۹۰) در آن نتایج تحقیقات به عمل آمده از سال ۱۸۷۶ تا ۱۹۸۷ در مورد خودکشی نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله را جمعبندی نموده است (یزدانی، ۱۳۷۵).