تالکوت پارسونز

 

به نظر بکر رفتار باروری خانواده متاثر از رفتار اقتصادی است. همانگونه که خانوادهها در زمینه اقتصادی در مورد گزینش یک کالا تصمیم می‌گیرند، به همان نحو در مورد ترجیحات و سلیقههای خود، میزان درآمدها و هزینههای فرزند نیز اقدام مینمایند. بنابراین، بر اساس این نظریه تعداد بچههایی که خانوادهها خواهند داشت بیشتر به واسطه عامل درآمد تعیین میشوند. در نتیجه، خانوادههای ثروتمند باید فرزندان بیشتری داشته باشند. اما شواهد تجربی اروپای غربی عکس این مساله را نشان می‌دهد. بکر در جواب می‌گوید که یک متغیر مداخلهگر بنیادی مثل دسترسی به تکنولوژی و وسایل پیشگیری از بارداری وجود دارد که این عامل با درآمد رابطه مثبتی دارد و رابطه موجود بین درآمد و بعد خانوار را از بین میبرد (فریدمن و دیگران ، 1994: 379).
میزان تقاضا برای فرزند، نه فقط از قیمت فرزند، بلکه از درآمد حقیقی نیز تاثیر می‌پذیرد. افزایش درآمد، به طور کلی باعث افزایش تقاضا برای کالاهای مختلف میگردد. ولی اگر افزایش درآمد همراه با افزایش هزینه فرزند، باشد ممکن است باعث کاهش میزان تقاضا برای فرزند گردد. در سالهای اخیر، رشد اقتصادی، نه تنها درآمدها را افزایش داده است، بلکه باعث افزایش هزینه فرزندان نیز گشته است. این امر ناشی از افزایش اشتغال زنان و با ارزشتر شدن زمانی است که صرف مراقبت از فرزندان میگردد. افزایش هزینه فرزندان منجر به جایگزینی دیگر کالاها به جای آنان در تابع تقاضای والدین میشود. غلبه کردن اثر جانشینی بر اثر درآمدی، باعث شده است که رابطه منفی قوی بین درآمد سرانه و تقاضا برای فرزند دیده شود. پژوهشها در کشورهای مختلف نیز حاکی از آن است که اثر منفی افزایش دستمزد زنان بر تعداد فرزندان، به علت اثر مثبت افزایش منابع خانواده است (بکر، 1991).
لیبنشتاین یکی دیگر از نظریه پردازان اقتصاد باروری، نظریه خود را بر این فرض استوار کرده است که منفعت یا عدم منفعت اقتصادی عاملی است که باعث می شود والدین تصمیم بگیرند که چه تعداد فرزند داشته باشند.از این رو، ایجاد تعادل بین رضایتمندی اقتصادی و هزینههای نگهداری فرزندان زیر بنای اصلی نگرش مردم در مورد تعداد فرزند است (لیبنشتاین، 1977: 157).
3-3- نظریههای اجتماعی
3-2- 1- باروری به مثابه کنش اجتماعی
با توجه به اینکه باروری به طور کلی یک امر ارادی بوده و فرد در شکلگیری آن نقشی اساسی دارد، بنابراین میتوان آنرا یک کنش محسوب داشت. هر چند در اصطلاح رایج جمعیت شناسی از باروری به عنوان یک رفتار یاد میشود، ولی با توجه به اینکه در نظریات جامعهشناختی بین رفتار و کنش تفاوت وجود دارد؛ بنابراین در این جا نیز بر اساس ویژگیهایی که در مورد کنش ذکر میشود، باروری را یک کنش در نظر میگیریم.
3-2-2- نظریه کنش اجتماعی
نظریه کنش ریشه در کار ماکس وبر در زمینه کنش اجتماعی دارد. هر چند وبر کارش را بر پایه مفروضاتی در زمینه کنشگران و کنش بنا نهاده بود، اما علاقه اصلیاش متوجه تاثیر الزامهای فرهنگی و ساختاری روی کنشگران بود. نظریه کنش بهجای تاکید بر این جنبه از کار وبر، در سطح اندیشه و کنش فردی عمل میکند (ریتزر، 1382: 528).
تالکوت پارسونز به عنوان مشهورترین نظریهپرداز در زمینه کنش اجتماعی، تلاش داشت نظریه کنش را از رفتارگرایی متمایز سازد. در واقع، او برای آن اصطلاح کنش را برگزید که دلالتی متفاوت از اصطلاح رفتار دارد. رفتار دلالت بر واکنش مکانیکی در برابر محرکها دارد، حالآنکه اصطلاح کنش بر یک فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت میکند (همان: 529).
برای پارسونز مفهوم نظام کنش، مفهومی عینی نیست؛ به هیچ واقعیت عینی ارتباط ندارد، مثلا به کارخانه یا به خانواده. آنطور که پارسونز آنرا به کار میبرد، نظام کنش از سنخ مفهومسازی و تحلیل است؛ شیوه بازسازی ذهنی واقعیت است، نحوه ادراک چیزها و خلاصه کلام، مفهومی اکتشافی است. در واقعیت چیزی نیست که بتوان گفت این نظام کنش است. با این همه هر کنش را میتوان به سیاق یک نظام کنش تحلیل کرد، مهم نیست که این کنش در چه سطحی از واقعیت بوده باشد، خواه رفتاری باشد که دو شخص در برابر یکدیگر در پیش میگیرند یا مبارزه طبقاتی یا کشمکشی بین المللی. نظام اجتماعی به غایت کلی است و مصداق مستقیمی‌در دنیای واقعیت ندارد، چون که این مفهوم یک ابزار تحلیلی با میدان کاربرد بسیار گسترده است (روشه، 1376: 62).
در منابع جامعهشناسی از نظریه کنش پارسونز با سه نام یاد میشود: 1- نظریه عمومی کنش، 2- نظریه داوطلبانه کنش، 3- نظریه تحلیلی کنش. نامگذاری اول از حیث سطح تعمیم و جامعیت آن صورت گرفته است. نامگذاری نوع دوم از حیث تاکید تئوری بر آشتی آزادی (خودمختاری) کنشگر (بهویژه فاعل انسانی) با نظم اجتماعی. نامگذاری نوع سوم از حیث تاکید روی خصلت (کارکرد) ابزارگرایانه تئوری صورت گرفته است (چلبی، 1381: 16). در این پژوهش بر اساس موضوع مورد بررسی، خصلت رفتار داوطلبانهی کنشگر بیشتر مورد توجه است.
کنش اجتماعی در معنایی که پارسونز آنرا میفهمد، همه رفتار انسانی است که انگیزه و راهنمای آن معانی است که کنشگر آنها را در دنیای خارج کشف میکند، معانیای که توجهش را جلب میکند و به آنها پاسخ میدهد. بنابراین، ویژگیهای اصلی کنش اجتماعی در حساسیت کنشگر به معانی چیزها و موجوداتی است که در محیط هستند و آگاهی یافتن به این معانی و واکنش به پیامهایی است که آنها میفرستند.
کنش اجتماعی که با معنایش تعریف شده است با ذهنیت کنشگر تفسیر میشود، یعنی بر مبنای ادراکی که از محیط
ش دارد، احساساتی که او را برمیانگیزد، افکاری که در سر دارد، انگیزههایی که او را به عمل وامیدارد و واکنشهایی که در برابر کنشهای خودش دارد(روشه، 1376: 56).
کنش اجتماعی را میتوان بر مبنای دوگانگی ” کنشگر- وضعیت ” که در نظریه کنش پارسونز نقش اساسی دارد، تحلیل کرد. کنشگر پارسونز ” موجودی در وضعیت ” است، زیرا کنشاش پیوسته درک معانی مجموعه نشانههایی است که او در محیط مییابد و به آنها پاسخ میدهد. همه این مناسبات با محیط فیزیکی بر مجموعهای از تاویل و تعبیر استوار است که کنشگر از گذر آنها واقعیت را ادراک و به آن معنایی میدهد و به تبع آن عمل میکند (همان: 57).
3-2-3- واحد کنش داوطلبانه
پدیده بنیادی در نظریه کنش پارسونز همان چیزی است که او واحد کنشی خوانده است. او این پدیده را بر حسب چهار عنصر سازنده مشخص میکند: نخست آنکه، این واحد به وجود یک کنشگر نیاز دارد؛ دوم آنکه، واحد کنشی مستلزم هدف یا وضعیتی آتی است که کنشگر نسبت به آن جهتگیری میکند؛ سوم آنکه، این کنش در موقعیتی انجام میگیرد که مستلزم دو عنصر است: چیزهاییکه کنشگر نمیتواند تحت نظارتشان داشته باشد (شرایط)، و دیگر آن چیزهایی که کنشگر میتواند بر آنها نظارت داشته باشد (وسایل)؛ چهارم اینکه، هنجارها و ارزشها در جهت تعیین گزینش وسایل دستیابی به هدفها نقش بازی میکنند (ریتزر، 1382: 530). تصویر شماره 3-1 مفهومسازی واحد کنش داوطلبانه را به صورت شماتیک نشان میدهد.

کنشگر بر طبق شرایط حاکم و همچنین هنجارها و الزامهای فرهنگی مسلط و با توجه به ابزارهای مختلفی که به آنها دسترسی دارد، اهدافی را برای خود بر میگزیند. از طرف دیگر، بر اساس همین محدودیتها و امکانات، نگرشی مشخص در ذهن وی شکل میگیرد. این نگرش بر روی یک طیف از عدم دستیابی کامل به اهداف مورد نظر تا کامیابی کامل در رسیدن به اهداف قرار میگیرد. کنشگر در رسیدن به هدف با دستهای از محدودیتها مواجه است که در طرح نظری پارسونز به عنوان شرایط حاکم شامل شرایط فیزیکی و همچنین شرایط فرهنگی معرفی میشوند. با توجه به اینکه کنشگر توانایی ایجاد تغییر در این بخش از نظام اجتماعی را ندارد، بنابرین اهداف وی در راستا و تحت این شرایط شکل میگیرد. اما ابزارها و وسایل دستیابی به اهداف، با وجود اینکه تحت تاثیر شرایط حاکم هستند، ولی کنشگر میتواند در مورد این ابزار اقدام به انتخاب آزادانهی مشروط به وضعیت بنماید. از اینرو، میتوان انتظار داشت با توجه به حضور طولانی مدت فرد در خانواده، شرایط خانوادگی در میزان باروری و فاصلهگذاری تاثیر زیادی داشته باشد.
3-2-4- کارکردهای نظام کنش
هر نظام کنش از دیدگاه پارسونز دارای چهار کارکرد اساسی میباشد که به نظر وی چهار نیاز ابتدایی و اساسی نظام کنش را تامین میکند (روشه، 1376: 75). یک کارکرد، مجموعه فعالیتهایی است که در جهت برآوردن یک نیاز یا نیازهای نظام انجام میگیرد (ریتزر، 1382: 131).