تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح، سازمان سرمایه گذاری، سرمایه های ساختاری

 

سرمایه انسانی مجموعه ای از منابع و دارایی های نامشهود است که در اعضای سازمان جاسازی شده است. این منابع را می توان در سه نوع شایستگی (شامل مهارت ها و دانش فنی)، نگرش (انگیزش ، کیفیت رهبری مدیریت ارشد) و چالاکی فکری (توانایی اعضای سازمان در تطبیق و باروری، نوآوری، کارآفرینی، . . . ) طبقه بندی نمود.
این نوع دارایی دانش ضمنی در افراد سازمان است که یکی از عوامل حیاتی تاثیر گذار بر عملکرد هر سازمانی است. اما وجود این داراییهای دانش محور به تنهایی در تحقق عملکرد یک سازمان کافی نیست. هدف شرکت ها، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح در تمامی سطوح سازمانی است. در غیر این صورت امکان خلق هیچ گونه ارزش سازمانی وجود نخواهد داشت. سرمایه انسانی ترکیبی تجمعی از دانش عمومی و حرفه ای کارکنان و توانایی های رهبری و توانایی های حل مسئله و ریسک پذیری است. با توجه به این تعریف واضح است که سنجش این نوع سرمایه بسیار دشوار است. سرمایه انسانی، خلاقیت عملیاتی دارایی های مشهود (تجهیزات و ابزارها) را ارتقا داده و دارایی های نامشهود را فعال می سازد. در شرکتهای موفق به منظور افزایش و بهبود بینش و تواناییها و تجربیات برای رقابت در محیط متغیر امروزی، سرمایه گذاری های کلانی بر روی کارکنان صورت می گیرد(دی پابلس، ۲۰۰۳).
سرمایه انسانی نمایانگر ذخیره دانش کارکنان سازمان است و هم چنین، توانایی جمعی یک سازمان در استخراج بهترین راه حل ها از دانش افراد است.
کارکنان یک سازمان، سرمایه فکری را از طریق شایستگی ها، طرز فکرها و زیرکی فکری خود خلق می کنند. این شایستگی ها شامل مهارت ها، تحصیلات و طرز تفکر کارکنان است که اجزای رفتاری آنها را تحت پوشش قرار می دهد. زیرکی فکری، فرد را قادر می سازد تا عملیات را تغییر داده و راه حل های نوآورانهای را برای حل مشکلات سازمانی ابداع نماید(فیرر و همکاران، ۲۰۰۳).
هادسون سرمایه انسانی را به صورت ترکیبی از وراثت، تحصیلات، تجربه و طرز فکر کارکنان درباره زندگی و کسب و کار معرفی میکند. سرمایه انسانی در قالب پتانسیل های بالقوه و اساسی سازمان تعریف شده است(خاوندکار و همکاران،۱۳۸۷).
سرمایه انسانی همچنین نشان دهنده دانش ضمنی افراد است که در ذهن آنها جای گرفته است. سرمایه انسانی منبع مهمی از نوآوری و بازسازی استراتژی هر سازمان است و شرکت با بهره گرفتن از آن میتواند در اقتصاد مبتنی بر دانش به تولید و شناسایی ارزش بپردازد. در این تعریف شایستگی و توانایی کارکنان به بخش سخت افزاری سرمایه انسانی و طرز نگرش و تلقی آنان به بخش نرم افزاری سرمایه انسانی مشهورند. همین امر باعث می شود اغلب شرکتها به طرز نگرش بیش از شایستگی ها اهمیت دهند(کجانسیوو، ۲۰۰۷).
۲-۲-۴-۲- سرمایه های رابطهای
سرمایه رابطهای (سرمایه مشتری) عبارت است از مجموع تمامی دارایی هایی که روابط شرکت با محیط برون سازمانی را مدیریت می نماید. این سرمایه شامل روابط با مشتریان، سهامداران، عرضه کنندگان، رقبا، دولت، موسسات قانونی و جامعه است. اگرچه مهمترین قسمت سرمایه رابطهای، روابط مشتری است ولی نباید تنها بر این دسته از روابط تمرکز کرد. این سرمایه در اصل بازتابی از عملکرد بلند مدت شرکتها است. سرمایه رابطه ای با میزان انطباق سازمان با محیط اطراف خود مرتبط است و شامل میزان وفاداری مشتری، شهرت شرکت و رابطه آن با عرضه کنندگان و در نهایت سیستم های بازخور مشتری است(زقال و همکاران، ۲۰۱۳)
امکنا معتقد است سه گام برای برقراری روابط با محیط برون سازمانی وجود دارد:
۱٫ درک محیط
۲٫ همگام شدن با محیط
۳٫ برقراری روابط با محیط
در زنجیره ارزش، سازمان ها متعهد به ایجاد روابط با کلیه بخش های محیط (مشتری، عرضه کننده، شرکا و …) هستند.
پژوهشات نشان می دهد که توجه به بازار تاثیر مستقیمی بر نرخ سودآوری و سهم بازار شرکت دارد. سرمایه رابطه ای بیانگر پتانسیل سازمان در استفاده از نامشهود های برون سازمانی، شامل دانش متمرکز در مشتریان، تامین کنندگان، دولت و یا صنعت مربوطه است. سرمایه بازاری (سرمایه رابطه ای) به شایستگی سازمان برای مدیریت و ادغام روابط خارجی با سهامداران بیرونی گفته میشود(مدهوشی، ۱۳۸۸).
۲-۲-۴-۳- سرمایه های ساختاری
سرمایه سازمانی (ساختاری) مجموع دارایی های است که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن ساخته و بهبود می بخشد.
ماموریت سازمان، چشم انداز، ارزش های اساسی، راهکارها، سیستمهای کاری و فرایندهای درونی سازمان می تواند در زمره این نوع دارایی ها محسوب شود.
سرمایه سازمانی یکی از اصول زیر بنایی خلق سازمان های یادگیرنده است. حتی اگر کارکنان یک سازمان دارای توانایی ها و قابلیت های کافی باشند در صورتی که ساختار سازمانی مرکب از قوانین و سیستم های ضعیفی باشد نمی توان از این قابلیت ها و استعدادهای کارکنان در جهت خلق ارزش و دستیابی به عملکرد برتر سازمانی استفاده کرد. اگر سازمان سرمایه گذاری کلانی بر فناوری نماید٬ اما کارکنان توانایی استفاده از این فناوری را نداشته باشند٬ این سرمایه گذاری و به تبع آن سرمایه سازمانی، مفید و موثر نخواهد بود(رکسپی، ۲۰۱۳).
سرمایه ساختاری شامل همه مخازن دانش غیر انسانی در سازمان است که شامل پایگاه داده ها، چارت های سازمانی، دستورالعمل های فرایندی، راهکارها و هر آن چیزی است که به سازمان ارزشی بیشتر از دارایی های مشهود آن می دهد.