تخصیص منابع مدیریت کیفیت، مدیریت کیفیت فراگیر، تشریح و بیان مسئله


 

جدول‏425: نرمالایز کردن منابع انسانی بر مبنای منابع دردسترس 65
جدول‏426: نرمالایز کردن منابع سازمانی بر مبنای منابع دردسترس 65
جدول‏427: نرمالایز کردن منابع تکنولوژیکی بر مبنای منابع در دسترس 65
جدول‏428: نتایج حل مدل برنامه ریزی آرمانی 68
فهرست اشکال
شکل‏31 شبکه ارتباط بین استراتژیهای کیفیت، منابع مدیریت کیفیت و توانایی ارتقاء کیفیت 39
شکل3-2 روش تحلیل شبکه ای و برنامه ریزی آرمانی استفاده شده 50
فصل اول
کلیات
مقدمه
در دنیای پرچالش امروزی که فضای تجاری بیشتر از گذشته رقابتی و غیر قابل پیشبینی شده، شرکتها برای ماندگاری و حصول اهداف تجاری ناچار به استفاده از رویکردهای متعالی و توسعهی شایستگیها و قابلیتهای خود در مواجهه با عدم اطمینان هستند. با توجه به محدودیت منابع و نامحدود بودن نیازهای انسانی، افزایش جمعیت و رقابت شدید و بی رحمانه در اقتصاد جهانی، بهبود بهرهوری استفاده از منابع نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت میباشد (دیوید، 2006).
تمامی نظامهای تدوین شده در امر کیفیت، تلاش خود را معطوف به کسب اهداف استراتژیک و مزیت رقابتی گردانیدهاند. اما آنچه در این میان مهم به نظر میآید اهمیت منابع در این نظامها و نقش آن در تحقق اهداف مورد نظر است. توجه عمیق به منابع به عنوان برجستهترین عامل مزیت رقابتی در رشد توسعه، کارآفرینی و متعاقب آن تمایز سازمانها از یکدیگر نقش کلیدی ایفا نموده است (شورکی، 1390).
این تحقیق در نظر دارد تخصیص منابع مدیریت کیفیت به استراتژیهای کیفیت را در شرکت شهدگستران نوین انجام دهد. در فصل حاضر، ابتدا به تشریح و بیان مسئله تحقیق و ضرورت و اهمیت انجام تحقیق پرداخته میشود. سپس اهداف اصلی و سوالات تحقیق و در انتها قلمرو تحقیق و تعریف عملیاتی واژههای تحقیق بیان میشوند.
بیان مسئله
رقابت جهانی، تغییرات مداوم فناوری و تحولات سریع و گوناگون در فرهنگ کار، تنها چند عامل از عواملی هستند که بازاری پویا بوجود آورده و بر آن تاثیر متقابل دارند (جعفری و دیگران، 1390). بنابراین سازمان برای هماهنگ کردن قوت ها و ضعفهای سازمان با فرصتها و تهدیدهای محیط و همچنین مقابله با محیط پویا نیاز به تفکر استراتژیک دارد (ریاحی، 1384).
این پژوهش در یک شرکت تولید شکلات و فرآورده های کنجد انجام میشود. از آنجا که تولید مواد غذایی مستقیما با سلامت جامعه در ارتباط است، ارتقا کیفیت محصولات در این صنعت بسیار حائز اهمیت میباشد. این سازمان با میزان محدود منابع مواجه است و میبایست به طور بهینه از آن استفاده کند و برای این کار نیاز به روش علمی و برنامه ریزی دقیق دارد. به طور عادی، فعالیتها بیشتر و یا کمتر از آنچه نیاز دارند منابع مدیریت کیفیت دریافت میکنند و این باعث اتلاف منابع میشود. هر راهبرد میبایست به میزان لازم و براساس اهمیتی که در افزایش کیفیت محصولات دارد، منابع مدیریت کیفیت را دریافت کند، تا بهرهوری لازم در سازمان مذکور به حداکثر برسد.
در این پژوهش هشت استراتژی (آراویندان و دیوانداسان، 1996) برای مدیریت کیفیت در سازمان مورد نظر انتخاب شده که بر اساس نیاز هر یک، منابع انسانی، منابع سازمانی و منابع تکنولوژیکی بدون وجود اضافه یا کمبود، به استراتژیهای کیفیت تخصیص داده میشود. یکی از این استراتژیها، بازنگری مداوم در فعالیت های مربوط به کیفیت محصولات است که نیازمند اقدامات اصلاحی و فعالیتهای پیشگیرانه توسط تمام اعضا میباشد. این بهبود مستمر سازمان مذکور را به سمت کاهش نرخ خطا، هزینههای شکست و ضایعات جهت دهی میکند. دیگر استراتژی مورد استفاده، بررسی مداوم مشکلات کیفی است. زیرا در صنعت شکلات سازی در عین سادگی نکات ریز و قابل توجهی دارد که اگررعایت نشود در کیفیت محصول نهایی اثر خواهد داشت. سازمان مورد نظر برای رسیدن به سطح کیفیت دلخواه محصولات خود نیاز به استراتژی ای دارد که رویکرد دائمی به سمت اهداف و آرمان ها نامیده میشود که سازمان باید متعهد باشد و نگرشی حداقل ده ساله داشته باشد و برای ماندن در آن برنامهریزی کند. استراتژی دیگر، رسیدگی دوره ای کیفیت به منظور پیشگیری از مشکلات میباشد. در استراتژی دیگر، انتقال مداوم نظرات مشتریان و تجزیه تحلیل آنها مورد توجه است. از آنجایی که مدیریت کیفیت فراگیر، فعالیتی برای تمام سازمان است، بنابراین استفاده از دانش افراد و مشارکت دادن آنها یکی دیگر از استراتژی های مورد استفاده میباشد. مدیریت اطلاعات مربوط به کیفیت نیز دیگر استراتژی مورد نظر است. کنترل هزینههای کیفیت نیز استراتژی مهمی است که به آن پرداخته میشود.
تحقیق حاضر در یک کارخانه تولید مواد غذایی انجام میشود. به دلیل بالا بودن رقابت در این صنعت، شرکت تصمیم به بالا بردن بهرهوری استفاده از منابع دارد. این شرکت هدف خود را ارائهی محصولات متمایز با بهترین کیفیت قرار داده است و همین امر نیاز به روشی علمی برای این کار در این سازمان را ایجاد نموده است. روند افتتاح خط تولید جدید و نوع ارائهی محصولات بهترین گواه این مدعا است، زیرا مطلعین نسبت به صنعت غذا میدانند که تأسیس و ادارهی یک مجموعهی غذایی چه مسائلی به دنبال دارد. در اینجا می توان با اولویت بندی استراتژیهای مناسب بر مبنای معیارهای آنها، تصمیم گیرنده را در شرایط مناسب تری از درک اهمیت هر استراتژی مدیریت کیفیت بر مبنای منابع مورد نظر در مدیریت کیفیت جامع قرار داد و تخصیص منابع را بر پایه این اولویتبندی انجام داد.