ترکیب کردن استراتژی ها، اهدافی بجز حصول توافق، استراتژی مشکل گشایی

 

شوئنفیلد انواع استراتژی را اینگونه بیان می کند.
۲-۲-۱-۵-۱- استراتژی ۱: ندادن امتیاز
این استراتژی یک استراتژی خشن و مخاطره آمیز است، زیرا همگان معمولا انتظار دارند امتیازی داده شود. با این نوع استراتژی، مذاکره به صورت جریانی یک جانبه در خواهد آمد.با اعلام چنین موضعی، تنها توافق ممکن،همان است که طرف زبردست ودارنده ابتکار عمل تعریف کند. ومذاکره از سوی طرف مقابل، بی معنا خواهد بود. این استراتژی در آغاز مذاکره به کار گرفته می شود.
۲-۲-۱-۵-۲- استراتژی۲: ندادن امتیاز بیشتر
این استراتژی پس از اعطای چند امتیاز به اجرا در می آید.اگر دو طرف مذاکره به حصول توافق کلی نزدیک شده یا مشکلی را حل کرده باشند، یک طرف ممکن است بتواند بر اساس شرایطی که خود تعیین می کند و با بهره گرفتن از استراتژی ندادن امتیازبیشتر، موفق به کسب توافق شود آنگاه طرف مقابل وادار می شود آخرین امتیاز را بدهد.
۲-۲-۱-۵-۳- استراتژی ۳: امتیاز بن بست شکن
بن بست، حالتی است که نیروی دو طرف برابر است و مصالحه را نمی پذیرند. این استراتژی، جوی پرتنش و دشوار به وجود می آورد و برای مقابله با آن، طرف مقابل ممکن است مذاکره را ترک ویا به دلایل متعدد متوقف کند.
۲-۲-۱-۵-۴- استراتژی ۴: دادن امتیازات کوچک ومنظم برای تحقق انتظارات بزرگ واقع بینانه
این استراتژی نیازمند رویکردی طراحانه و برنامه ریزی شده است که هم اهداف عینی مذاکره و هم مصالح و سازش های کوچک را در نظر می گیرد. این استراتژی، همیشه بهترین نیست بلکه معمولا مفیدترین استراتژی است.
۲-۲-۱-۵-۵- استراتژی ۵: پیشگامی در دادن امتیاز
کسی که این استراتژی را بکار می برد نخستین امتیاز را می دهد. پیشگامی در دادن امتیاز تنش را می کاهد، حسن نیت را می آفریند و جو سازش را حاکم می کند این استراتژی یک استراتژی گام بخش است به شرطی که از حد نگذرد، می توان حرکت آفرین باشد و بهانه ای شود که بعدا بتوان بی آنکه ضعیف جلوه کرد، امتیاز طرف متقابل را مطالبه کرد.
۲-۲-۱-۵-۶- استراتژی ۶: استراتژی مشکل گشایی
استراتژی مشکل گشایی عبارتست از ابداع یک توافق آیین نامه ای و نظام نامه ای، به منظور رفع یک مشکل شناخته شده و مشترک. دومین استراتژی مفید که بیشترین استفاده و کاربرد عملی را دارد، همین استراتژی می باشد.
۲-۲-۱-۵-۷- استراتژی ۷: اهدافی بجز حصول توافق
معمولا مذاکره کنندگان می کوشند تا به توافقی قابل قبول برسند. مشکلی را حل کنند و یا مشارکتی را به وجود آورند. ولی گاهی اوقات مذاکره کنندگان، هدفهایی غیر از رسیدن به توافق را دنبال می کنند. اینان معتقدند که رسیدن به توافقات لزوما مقصود نهایی همه هدفها و استراتژیهای مذاکره نیست. از این استراتژی می توان برای نیل به هر هدفی استفاده کرد.
۲-۲-۱-۵-۸- استراتژی ۸:
حرکت به سمت کفایت مذاکرات و عقد توافق این استراتژی، اقدامی است برای نهایی کردن موضوعی خاص یا کل مذاکره و دستیابی به توافق محکم، تا آنچه به دست آمده است به مخاطره نیفتد واز دست نرود.
۲-۲-۱-۵-۹- استراتژی ۹: ترکیب کردن استراتژی ها