تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق، معرفی نهادهها و ستادههای مدل، روش تحلیل پوششی دادهها

 

عملکرد: عملکرد به چگونگی انجام وظایف و فعالیتها و نتایج حاصله از آنها اطلاق میشود (رستمی، حسینی و آذر، ۱۳۸۴ ).
ارزیابی عملکرد: عبارت است از فرایند سنجش و اندازه گیری عملکرد در سازمانها در چارچوب اصول و مفاهیم مدیریت به منظور تحقق اهداف و وظایف سازمانی در قالب برنامههای اجرایی. (۵۱)ارزیابی عملکرد فرایندی است که همه سازمانها باید آن را انجام دهند، آنها ممکن است این کار را به صورت سیستماتیک و یا خیلی سریع و خاص انجام دهند، ولی به هر حال برای بهبود عملکرد باید به آن توجه کنند (پارکر، ۲۰۰۰).
کارایی: بیانگر این مفهوم است که یک سازمان به چه خوبی از منابع خود در راستای تولید نسبت به بهترین عملکرد در مقطعی از زمان استفاده کرده است. کارایی عبارت است از نسبت بازده واقعی به بازده مورد انتظار (استاندارد تعیین شده) به عبارت دیگر، نسبت مقدار کاری که انجام شده به مقدار کاری که باید انجام شود، کارایی گفته می شود.
کارایی فنی: کارایی فنی توانایی یک واحد تولیدی برای رسیدن به حداکثر تولید، با بهره گرفتن از مجموعه ثابتی از منابع موجود می باشد (فارل، ۱۹۵۷). به عبارت دیگر، کارایی فنی اختلاف بین نسبت خروجی به ورودی مشاهده شده با نسبت خروجی به ورودی در بهترین شرایط تولید است.
کارایی تخصیصی: این نوع کارایی، مفهومی است که به تشخیص بهینه عوامل تولید با توجه به قیمت این عوامل اطلاق میشود. فارل این نوع کارایی را کارایی هزینه مینامد. در این کارایی مقادیر ورودی و خروجی با توجه به قیمت، طوری انتخاب می گردد که هزینه های تولید حداقل گردد.
کارایی اقتصادی: این نوع کارایی در واقع ترکیبی از کارایی فنی و کارایی تخصیصی میباشد و از آن به کارایی کل نیز تعبیر میشود.
کارایی مقیاسی: در متدولوژی تحلیل پوششی داده ها کارایی دیگری به عنوان کارایی مقیاسی مطرح میشود که بیانگر نسبت کارایی مشاهده شده یک واحد به کارایی در مقیاس بهینه می باشد.
کارایی نسبی: عبارت است از نسبت میانگین موزون خروجی ها به میانگین موزون ورودیها برای هر واحد تصمیم گیرنده (برگر و دیگران، ۱۹۹۸).
روش تحلیل پوششی داده ها (DEA): مجموعهای از مدلهای برنامه ریزی ریاضی است که با نگرش نهاده‌ای-ستادهای به واحدهای تصمیمگیرنده، آنها را مورد ارزیابی نسبی قرار میدهد (همان، ۱۹۹۸). یک روش ناپارامتریک که برای اندازه گیری عملکرد واحدهایی که مسئول استفاده منابع برای به دست آوردن ستاده مطلوب هستند مورد استفاده قرار میگیرد. این مدل می تواند از چندین خروجی و ورودی بدون نیاز به وزنهای از پیش تعیینشده، برای اندازه گیری استفاده کند. تحلیل پوششی داده یک مدل برنامه ریزی ریاضی بکارگرفته شده برای داده های مشاهده شده است که روش جدیدی برای تخمین تجربی مرز کارایی را همچون تابع تولید فراهم میسازد که پایه اقتصاد مدرن میباشد (قربانی، ۱۳۸۳).
نهادهها: ورودیهای یک فرایند تولیدی و یا غیرتولیدی که جنبه کمی و یا کیفی دارند (عفتی داریانی، رفیع زاده باقرآباد، رونق، ۱۳۸۶).
ستاندهها: خروجی های یک فرایند تولیدی و یا غیرتولیدی که جنبه کمی و یا کیفی دارند (همان، ۱۳۸۶).
واحد تصمیمگیرنده(DMU): عبارت است از یک واحد سازمانی مجزا که توسط فردی به نام رئیس، مدیر و یا مسئول اداره شده و دارای فرایند سیستمی باشد (همان، ۱۳۸۶). در مطالعات DEA سازمان هایی که مورد ارزیابی قرار میگیرند واحدهای تصمیم گیری نام دارند. در تحقیق حاضر گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر واحدهای تصمیم گیری میباشند.
۱-۵-۲ تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق
در این پژوهش به منظور تعیین کارایی واحدهای سازمانی نیازمند آنیم تا تعدادی متغیر را به عنوان نهاده یا ورودی و تعدادی متغیر را به عنوان ستانده یا خروجی شناسایی نماییم.
در هنگام تصمیمگیری در مورد تعیین نهادهها و ستاده های یک واحد به یک دیدگاه مفهومی از آنچه که به عنوان یک نهاده یا ستاده برای آن واحد مطرح است، نیاز داریم. همچنین داده های مربوط به این نهادهها و ستادهها باید به طور واقعی موجود باشد. شاید یکی از مشکلاتی که در امر تعیین نهادهها و ستادهها وجود دارد، این است که هرچند میتوان نهادهها و ستاده های زیادی برای یک DMUدر نظر گرفت ولی در اکثر مواقع داده های مربوط به آن موجود نیست و این امر تصمیمگیری در مورد تعیین نهادهها و ستادهها را مشکل میسازد (دانشور، ۱۳۸۰).
۱-۵-۲-۱ معرفی نهادهها و ستاده های مدل
در DEA مجموع ورودیها و خروج ها نبایستی بیش از یک سوم تعداد DMUها باشد.
الف)نهادهها:
در این تحقیق متغیرهای ورودی شامل تعداد پرسنل آموزش، تعداد دانشجو، اعتبارات و تجهیزات هستند.