تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها، تعاریف مفهومی و عملیاتی، مطالعات داخلی و خارجی

دانلود پایان نامه

 

بررسی بی- ژن فوواچ. ونگ (2002) در پژوهشی با عنوان«بررسی رابطه قشربندی اجتماعی و رضایت شغلی معلمان» در تایوان به این نتیجه رسید که حیثیت شغلی و رضایت معلمان از کارشان به دلیل شرایط و امکاناتی که جامعه برای آنها فراهم می کند ، از صاحبان سایر مشاغل بالاتر است ( پایگاه اجتماعی معلمان تایوان ، شبکه Online sample). مشابه این یافته از بررسی سه پژوهشگر در فنلاند به دست آمده ، زیرا طبق این بررسی در سال های اخیر حیثیت و پایگاه اجتماعی معلمان رو به بهود بوده است(ا.ژو هیانن و همکاران ، 1998 ، شبکه Proquest)
2-3- 3- نقد و بررسی پیشینه مطالعاتی پژوهش
نقطه عطف مطالعات داخلی این است که در مقایسه با تحقیقات خارجی ، توجه بیشتری به پژوهش های کمی و پیمایشی در این زمینه پرداخته اند .
یکی از نقطه ضعف های مطالعات داخلی و خارجی آن است که اکثر این پژوهش در ارتباط با عملکرد تحصیلی و قشربندی اجتماعی در میان دانش آموزان و یا منزلت اجتماعی معلمان و دبیران بوده است و به ندرت تحقیقی چه در داخل و چه در خارج از ایران می توان یافت که موضوع بحث حاضر را در ارتباط با شهروندان مورد بررسی قرار داده باشد.
ضعف دیگر تحقیقات داخل و خارج از کشور در این زمینه بررسی قشربندی اجتماعی ، استفاده از پرسشنامه های مختلف از جمله پرسشنامه های محقق ساخته می باشد که ان امر تا حدود زیادی موجب تفاوت در ابزار سنجش و در نتیجه موجب تفاوت در نتایج تحقیقات می باشد.
در برخی از مطالعات داخلی و خارجی ، تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها به روشنی مطرح نشده است و محققان بدون داشتن مقیاس واحد و مشخصی به بررسی موضوع پرداخته اند که محقق را نیز در انتخاب چهارچوب نظری مناسب دچار سردرگمی کرده است.
در اکثر مطالعات داخلی و خارجی ، یا تنها به تاثیر متغیر سبک زندگی بر شکل گیری قشربندی اجتماعی پرداخته شده است و یا در کنار عوامل اندک دیگری ، این متغیر به طور عمده مورد توجه قرار گرفته است ؛ که بیانگر این نکته است که در اکثر این تحقیقات ، از متغیرهای تکراری استفاده شده و از سوی دیگر تنها به یک عامل توجه داشته اند و نقش سایر عوامل نادیده گرفته شده است زیرا با در نظر داشتن ماهیت پیچیده مسائل اجتماعی ، نمی توان نقش سایر عوامل را انکار کرد.
2- 4- چارچوب نظری
2-4-1- مارکس
در بین متفکران اجتماعی هیچ اندیشمندی به اندازه مارکس به مبارزه میان طبقات اجتماعی و اقتصادی متخاصم به عنوان عامل اصلی و مسلط در تعیین جامعه بها نداده است.
به نظر مارکس طبقه اجتماعی بر مبنای موقعیت ها و وظایف گوناگونی که افراد در ساختار تولید جامعه دارند شکل می گیرد. از دیدگاه او ، مبنای نظام قشربندی همان رابطه مجموعه ای از انسان ها با ابزار تولید است (کورزر ،1372 :82). از نظر وی دو عامل اساسی در تشکیل طبقه دخیل است: شیوه تولید (کشاورزی ، پیشه وری ، صنعتی) و ماسبات تولید (تامین ،1388 :7). مارکس جامعه را به دو گروه « دارا » و « ندار» تقسیم می کرد (گرب ،1383 :21). نهایت انکه معیار گروه بندی اجتماعی از نظر وی درامد و ثروت وبه عبارتی بعد اقتصادی بوده است.
2-4-2- وبر
ماکس وبر نیز با تمایزگذاری های عمده ای که در حوزه قشربندی اجتماعی وارد کرد( گورویچ ،1357)، دایره مفاهیم تحلیل قشربنید را وسعت بخشید ( فاضلی ،1382).
تمایزگذاری های عمدهی وبر میان طبقه و پایگاه (گروه منزلتی ) وابستگی مفاهیم طبقه ، تولید و بخت زندگی از یک طرف و مفاهیم پایگاه ، مصرف و سبک زندگی از طرف دیگر در نظریات او ( گرت و میلز ،1958 ) الهام بخش اندیشه ورزی های آتی در حوزه مصرف و سبک زندگی بوده است. از نظر وبر « طبقه بنید انسان ها در گروه های منزلتی بیشتر بر الگوهای مصرف آن ها مبتنی است تا جایگاه شان در بازار یا در فراگرد تولید » برخلاف طبقات که می توانند اشتراکات اجتماعی داشته یا نداشته باشند گروه های منزلتی معمولا هستند که با سبک های شایسته ی زندگی و احترام و فخر اجتماعی ای که دیگران برایشان قائل اند به همدیگر وابستگی پیدا می کنند (کوزر ، 1380 :314-313).
ماکس وبر ، طبقه اجتماعی را مفهوم چند بعدی می داند و سه عامل اساسی را در ایجاد آن موثر می داند که عبارتند از ثروت، قدرت حیثیت (یا وجهه و منزلت اجتماعی) (کوئن ،1370 :186). در بعد ثروت ، دارائی و سرمایه و در امد مورد اشاره است ودر وجهه و منزلت ، برخوداری از احترام مدنظر می باشد. خلاصه اینکه وبر علاوه بر مفهوم طبقه ، دو مفهوم دیگر یعنی پایگاه وحزب را در قشربندی اجتماعی تشخیص داد (ماکس وبر ،1367؛ گیدنز ، 1376 :244 ؛ تامین، 1373 ، گرب ،1373 :77).
وبر واژه سبک زندگی را جهت اشاره به شیوه های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن، اندیشیدن و نگرش‌هایی که مشخص کننده گروه‌های منزلتی متفاوت بودند، به کار گرفت و (تامین، 1383). وبر در تحلیلی چند بعدی به سه مفهوم سبک زندگی یا سبک مند شدن زندگی ، تدبیر زندگی و بخت زندگی اشاره می کند. وی خصیصه اصلی سبک زندگی را انتخابی بودن آن می دانست که محدود به برخی مضایق ساختاری است و این محدودیت‌ها اقتصادی و اجتماعی اند. وبر کارکرد دو گانه ای برای سبک زندگی قایل است. از یک طرف موجب تفاوت بین گروهی می شود و به برتری های منزلتی و طبقاتی مشروعیت می بخشد و از سوی دیگر موجب انسجام بخشیدن درون گروهی می شود. به نظر او سبک زندگی بیش از آنکه بر تولید استوار باشد، برشباهت الگوهای مصرف استوار است (فاضلی، 1382).
وبر از جمله اندیشمندانی است که به بررسی رابطه‌ی میان دین‌ و پایگاه اقتصادی اجتماعی پرداخته است. او به پیوندهای میان انواع گوناگون دین و گروه‌های خاص اجتماعی و تأثیر انواع دیدگاه‌های مذهبی بر دیگر جنبه‌های زندگی اجتماعی به خصوص رفتار اقتصادی توجّه کرده است. از نظر او اساساً دین، پاسخی به دشواری‌ها و بی‌عدالتی‌های زندگی و کوششی برای توجیه ناکامی‌ها و در نتیجه ابزاری برای توانمند کردن انسان‌ها برای کنار آمدن با مشکلات و اعتماد به نفس بخشیدن به آن‌ها در برابر مشکلات است. مفاهیم مذهبی در پی این واقعیّت پدید می‌آیند که زندگی، اساساً مخاطره‌آمیز و نامطمئن است. زیرا انسان‌ها برخی چیزها را آرزو می‌کنند ولی آرزوهایشان همیشه برآورده نمی‌شود، هم‌چنین میان آن‌چه تصوّر می‌کنند باید باشد و آن‌چه عملاً رخ می‌دهد همیشه فاصله وجود دارد. تنش ناشی از این اختلاف سرچشمه‌ی دیدگاه مذهبی است. نیکان و منصفان، همیشه کامروا نیستند حال آن‌که بدکاران غالباً کام‌روا هستند. دین کوششی است برای کنار آمدن با این واقعیّت‌های ناگوار و انسان‌ها تنها از طریق تماس مذهبی با جهان فراطبیعی باور می‌کنند که آرزوهای مادیشان ممکن است، برآورده شود. خوشبختی یا بدبختی آنان که بختیار یا شوربخت‌اند بسته به مقام‌هایی است که در جامعه در اختیار دارند. نابرابری‌ها، نه تصادفی بلکه جزئی از یک ساختار الگومند هستند. در نتیجه رویکردهای مذهبی؛ گرایش به پیوستگی با گروه‌های مختلف جامعه دارند. گروه‌های گوناگون، دیدگاه‌های مذهبی کم و بیش متفاوتی دارند. زیرا مسائل متفاوتی را تجربه می‌کنند که ناشی از تفاوت میان چشم‌داشت‌ها و واقعیّات تجربی‌اند. در نتیجه به عقیده وبر جامعه‌شناسی دین در واقع بررسی روابط میان اقشار مذهبی و گروه‌های اجتماعی متفاوتی است که حاملان این افکارند. (همیلتون، 242)
2-4-3- بوردیو
بوردیو سبک زندگی را نتیجه قابل رؤیتی از ابراز عادت می داند از نظر او همه چیزهایی که انسان را احاطه کرده است مثل مسکن، اسباب و اثاثیه، کتاب‌ها، سیگارها، عطرها، لباس‌ها وغیره بخشی از سبک زندگی او می باشند (پالومتس، 1998).
بوردیو در باره شکل گیری سبک های زندگی نظریه ای منسجم ارایه داده است. مطابق مدلی که او ارایه کرده است شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار اجتماعی به تولید منش خاص منجر می شود و منش دو دسته نظام است. نظامی برای طبقه بندی اعمال و نظامی برای ادراکات و شناخت‌ها (قریحه ها). نتیجه نهایی تعامل این دو نظام سبک زندگی است. سبک زندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوه ای خاص طبقه بندی شده و حاصل ادراکات خاص هستند. همچنین سبک زندگی تجسم یافته ترجیحات افراد است که به صورت عمل در آمده و قابل مشاهده هستند. الگویی غیر تصادفی که ماهیت طبقاتی دارد. او با نشان دادن اینکه سبک های زندگی محصول منش ها و خود منش ها نیز تابعی از انواع تجربه ها و از جمله تجربه آموزش رسمی هستندو با بیان این نکته که الگوهای مصرف اصلی ترین بروز سبک های زندگی اند، ارتباط میان آموزش رسمی در ساختار سرمایه داری و باز تولید آن را تحلیل کرد. عمده ترین میراث اندیشه بوردیو برای جامعه شناسی مصرف و تحلیل سبک های زندگی، تحلیل ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگوهای مصرف ، بررسی فرضیه تمایز یافتن طبقات از طریق الگوهای مصرف و مبنای طبقاتی قرایح و مصرف فرهنگی است (فاضلی، 1382).

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.