تعاریف و مفاهیم سرمایه فکری، طبقه بندی ادوینسون و مالون، مدل اسکاندیا نویگیتور

 

در سال ۱۹۸۶ میلادی دو اتفاق مهم در عرصه پژوهشات پیرامون سرمایه فکری رخ داد. یکی از این دو اتفاق مهم، انتشار کتابی با عنوان ”شرکت (مبتنی بر) دانش فنی“، با تمرکز بر مدیریت دارایی های نامشهود در سازمان توسط کارل اریک سویبی بود. اتفاق دیگر انتشار مطالب دیویدتیس با محوریت بررسی استخراج و اکتساب ارزش از خلال نوآوری در سازمان بود.
در سال ۱۹۸۸ میلادی، سویبی برای اولین بار به معرفی سرمایه دانشی پرداخت، این موضوع مقدمه ای بود بر کارهای وسیعتری که، در سال ۱۹۸۹ با انتشار کتاب ”ترازنامه نامشهود “ و معرفی مدلی برای سنجش سرمایه فکری سازمان در قالب سه مفهوم: ساختار داخلی، ساختار خارجی، شایستگی های فردی انجامید. در پی این تلاش ها در سال ۱۹۹۰ میلادی، سویبی کتاب ”مدیریت دانش“ خود را منتشر کرد(سیدلر، ۲۰۱۳).
یکی دیگر از اتفاقات مهم در پایان دهه ی هشتاد میلادی پژوهشی است که پاتریک سولیوان در مورد ”نوآوری تجاری“ انجام داده است(تان و همکاران، ۲۰۰۸).
دهه نود میلادی را می توان سرآغاز توجه جدی سازمان ها به مفاهیم مرتبط با سرمایه فکری که حاصل نتایج مطالعات نظریه پردازان و پژوهشگران مختلف در دهه هشتاد میلادی بود، نامید. در این دهه سرمایه فکری توسط افراد مختلفی مورد بررسی قرار گرفت. سویبی ارزش های سرمایه فکری را با استناد به مثال معروفی از مقادیر بالای کیوی تابین نشان می دهد:
سهام شرکت مایکروسافت، بزرگترین تولید کننده نرم افزار رایانه ای، در طی سال مالی ۱۹۹۵ ، به صورت متوسط ۷۰ دلار بود حال آنکه ارزش دفتری سهام آن فقط ۷ دلار بود. به عبارت دیگر، برای هر یک دلار ارزش ثبت شده، در بازار ارزشی اضافی ۹ دلاری دیده می شود که در ترازنامه شرکت مایکروسافت ثبتی مطابق با آن وجود ندارد(بونیتیس، ۱۹۹۶).
۲-۲-۲- تعاریف و مفاهیم سرمایه فکری
نظریه پردازان و پژوهشگران مختلف سعی کرده اند تا تعریفی عمومی از سرمایه فکری مطرح کنند، اما پیرامون ادبیات تعریف، عبارت سازی و طبقه بندی این مولفه ها اشتراک نظر عمومی وجود ندارد.
از نظر بروکینگ سرمایه فکری اصطلاحی است که به ترکیبی از دارایی های نامشهود بازار، مالکیت معنوی، عوامل انسان محور و زیر ساخت ها اشاره دارد که شرکت را قادر به فعالیت می کنند(بونیتیس و همکاران، ۲۰۰۰).
روس و همکارانش بر این باورند که سرمایه فکری شامل کلیه فرایندها و دارایی هایی است که به طور معمولی و سنتی در ترازنامه نشان داده نمی شود و همچنین شامل آن دسته از دارایی های نامشهود مانند علایم تجاری یا برندها و حق امتیاز است که روش های حسابداری مدرن آنها را در نظر می گیرند. به عقیده آنها، مفهوم سرمایه فکری حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضای سازمان است.
استوارت می گوید سرمایه فکری، مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت (دارایی ) معنوی و تجربه است که باعث ایجاد ثروت می شوند و هنوز تعریف جهان شمولی برای آن وجود ندارد(مجتهدزاده و همکاران، ۱۳۸۹).
از نظر بونتیس، سرمایه فکری یک موجودیت پیچیده و گریزان است اما زمانی که کشف شود و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر می سازد تا با منبعی جدید، در محیط رقابت کند. به عقیده وی٬ سرمایه فکری جستجو و پیگیری استفاده موثر از دانش (کالای ساخته شده ) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام ) است(بونیتیس و همکاران، ۲۰۰۰).
در تعریفی دیگر سرمایه فکری تفاوت میان ارزش بازاری یک شرکت و هزینه جایگزینی دارایی های آن است(مدهوشی و همکاران،۱۳۸۸).
۲-۲-۳- اجزای سرمایه فکری
طبقه بندی های فراوانی در خصوص سرمایه فکری وجود دارد. بیشتر این طبقه بندی ها، سه جزو سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری را اجزای اصلی سرمایه فکری می دانند. در ادامه به برخی از این طبقه بندی ها اشاره می شود:
۲-۲-۳-۱- طبقه بندی ادوینسون و مالون
ادوینسون و مالون، سرمایه فکری را مالکیت دانش، تجربیات کاربردی، تکنولوژی های سازمانی، ارتباطات مشتری و مهارت های رقابتی که فراهم کننده ی زمینه رقابتی در بازار و بینشی نسبت به قابلیت های درآمدی آینده می باشند٬ تعریف کرده اند. مدل اسکاندیا نویگیتور یکی از اولین روش های اندازه گیری برای اندازه گیری سرمایه فکری است.
به عقیده ی ادوینسون و مالون سرمایه فکری شامل دو جزء ابتدایی سرمایه انسانی (مهارت، دانش و تجربیات نیروی انسانی) و سرمایه ساختاری (تمام مواردی که از کارکنان سازمان (سرمایه انسانی) پشتیبانی می کند) است. به خاطر گوناگونی این مولفه ها، آنها سرمایه ساختاری را به سه مولفه سرمایه سازمانی ، سرمایه فرایندی و سرمایه نوآوری تقسیم بندی می کنند. در این طبقه بندی، سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمان، سیاست ها و سیستم هایی برای استفاده از قابلیت های سازمان است. سرمایه فرایندی شامل تکنیک ها، رویه ها و برنامه هایی است که هدفشان ارتقا تحویل کالا و خدمات می باشد و سرمایه نوآوری شامل مالکیت معنوی و سایر دارایی های نامشهود دیگر است.
بزرگترین مزیت مدل اسکاندیا این است که تصویر جامع و متعادلی از فعالیت های سازمان به وجود آورده است(عبدالله و همکاران، ۲۰۰۰).
۲-۲-۳-۲- طبقه بندی بروکینگ