تعاملات اجتماعی، اصول سلامت روان، رضایت از زندگی

 

وجود تعاملات اجتماعی چه از نوع رسمی و غیررسمی احساس رضایت اززندگی حمایت از سوی دیگران و تعلق به گروه را افزایش می دهد که همه اینها در ایجاد شادی در افراد بسیارمهم هستند(مصطفی سعادتی ۱۳۷۶)
اصل سوم:مولد بودن و انجام کارهای سودمند
شادی و رضایت از زندگی با کار معنا دار و فعالیت سودمند بلند مدت ارتباط دارد و بررسی ها نشان می دهد که شادترین افراد کسانی هستند که از کارشان لذت می برند نکته مهم این است که امروزه افراد حدود۸۰% از اوقات بیکاری خود را در محیط کار می گذرانند بنا براین اگر کارشان لذت بخش و شادی بخشی باشد در شادی کلی آنان بسیار موثر خواهد بود.
احساس مفید بودن در کار در افزایش شادی، احساسات ارزشمندی، عزت نفس و اعتبار اجتماعی افراد بسیار موثر است.
اصل چهارم:برنامه ریزی و سازماندهی بهتر
نتایج تحقیقات نشان از شادتر بودن افرادی دارد که در کارها برنامه ریزی و سازماندهی بهتری دارند. برنامه ریزی از آن جهت مهم است که باعث هدف دار بودن کارها و عدم طفره رفتن و به تعویق انداختن آن می شود. آموزش تکنیک های مدیریت زمان بر فراگیران در این اصل کمک زیادی به آنان می کند.
شریعتمداری (۱۳۷۸) اعتقاد دارد یکی از عوامل بهداشت روانی مشخص بودن هدف آنها در زندگی است. هدف جهت کارو فعالیت را مشخص می کند ووقتی افراد باتلاش خود به هدف نزدیکترمی شوند و از اینکه می بینند تلاش آنها بی نتیجه نیست احساس شادی می کنند. زندگی برای فرد که در آن هدف معینی ندارد بی معنی و فاقد ارزش است.
اصل پنجم :دور کردن نگرانی ها
یکی از مهمترین یافته در مورد افراد شاد این است که آنها بسیار کمتر از افراددیگر نگران می شوند. فوردایس نگرانی را دشمن شماره یک شادی می داند. دراین اصل به فراگیران آموزش داده می شود که افکار منفی را از خود دور سازند زیرا این افکار شادی آنها را کاهش می دهد. از فراگیران خواسته می شود که افکار منفی روزانه خود را فهرست کنند بعد از چند هفته تحلیل و بررسی موارد نگرانی برای فراگیران اثبات می شود که اغلب نگرانی های بی مورد و فراتر از توانایی و کنترل آنها بوده است بنابراین لازم نیست شخص شاد ی خود را به خاطر چنین افکاری کاهش دهد. داشتن نظم منطقی در انجام امور نیز از فراوانی و شدت افکار نگران کننده می کاهد.
اصل هفتم:تفکر مثبت و خوش بینانه
از مهمترین ویژگیهای افراد شاد تفکر مثبت و خوش بینی است.بر مبنای همین اصل فوردایس در آموزشهای خود به ایت امر می پردازد که شادکامی فرد به تعداد افکار مثبت و تجارب خوشایدی که در طول روز تجربه می کند بستگی دارد این به طرق مختلف در فرایند ایجاد شادی تاثیر گذار می باشد.
خوشبینی تفسیرو برداشت مثبت از وقایع است.از نظر فوردایس شادی از داشتن چیزی حاصل نمی شود بلکه به طرز نگاه فرد بستگی دارد.برای آموزش این امر فوردایس سناریوهایی از زندگی واقعی افراد متعدد مطرح میکرد واز فراگیران می خواست که مثبت ترین و منفی ترین برداشت ها را در مورد آنها ابراز نمایند.بر اساس این اصل فراوانی برداشت های مثبت فرد را خوش بین و فراوانی برداشت های منفی فرد را بدبین می کند.فوردایس برای تقویت خوش بینی افراد از آنها می خواست که از وقایع ناگوار تفسیرهای مثبتی ارائه کنند.وی همچنین به فراگیران آموزش می داد که در زمان قبل از شروع و حین انجام هر کاری تصور کنند که آن کار را با موفقیت به پایان خواهند برد.ارائه تکنیکهای جایگزینی فکر،نظارت ذهنی،خیال پردازی ذهنی و تهیه فهرستی از رویدادهای مثبت و تفسیر مثبت از وقایع روزمره سفارش می شود.
اصل هشتم:زندگی در زمان حال
تحقیقات نشان از توجه ویژه افراد شاد به زمان حال دارد واینکه آنها سعی می کنند با توجه به امکاناتشان حداکثر لذت را از فعالیتهای روزانه خود ببرند. به اعتقاد فوردایس شادی همواره در «اینجا و اکنون» واقع است و نه «در جایی دیگر و زمانی دیگر».افراد آگاه می دانند که زندگی در صورتی با خوشی و موفقیت توأم خواهد شد که آنها امروز را دریابند.به عبارتی امروز بنیان و پی و فردا به منزله سقف منزل است و استحکام سقف وقتی ممکن خواهد بود که بنیان آن محکم باشد.افراد شاد به جای مشغول کردن ذهن خود با رویدادهای تلخ گذشته و رویاپردازی های آینده سعی می کنند از زندگی حال خود لذت ببرند.
اصل نهم:پرورش شخصیت سالم
بر خلاف برخی انتقادها که امروزی که افراد شاد را مجنون می دانند تحقیقات متعدد حاکی از آن است که افراد شاد سلامت روانی بالایی دارند و به طورمعناداری نسبت به سایر افراد کمتر از مشکلات و ناراحتی های روانی رنج می برند.فوردایس در اصل نهم برنامه خود اصول سلامت روانی را مطرح می کند که عباتند از:
دوست داشتن خود:این موضوع به داشتن خودپنداره مثبت که یکی از عناصر شخصیتی فردی می باشد اشاره دارد.فراگیران یاد می گیرند که احساس و نگرش خود را بررسی و اگر برداشت نادرست و منفی نسبت به خود دارند آن را حذف کنند.آنها یاد می گیرند که لازم نیست کاملترین فرد باشند.
پذیرش خود:اشاره به محدودیتها و کمبودهای شخصی دارد.افراد یاد می گیرند که چگونه این محمدودیتها را برطرف سازند و اگر برطرف شدنی نیست چگونه با آنها کنار بیایند.
شناخت خود:انسان زمانی می تواند تصمیم درست بگیرد که خود را بشناسد و تعیین کند که آیا توانایی لازم برای اجرای موفقیت آمیز آن تصمیم را دارد یا نه.فوردایس اعتقاد دارد که بین تصمیم درست و اجرای آن و شادی ارتباط وجود دارد.