تعریف مدیریت استراتژیک، مدیریت استراتژیک، تحلیل استراتژیک

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

(مقاله فراز و نشیب در تعریف استراتژی)
استراتژی دیدگاهی است مشترک میان اعضاء یک سازمان(یا گروه) بر مبنای مقاصد یا
اقدامات آنها یا هم مقاصد و هم اقدامات آنان.
تعریف نویسنده یانویسندگان(سال)
چندلر، ۱۹۶۲

تایلس،۱۹۶۳

اندروز،۱۹۷۱

هافر و شندل،۱۹۷۹

فرد آر دیوید،۱۹۹۹

کویین ،۱۹۹۴

مینتزبرگ ،۲۰۰۲
۲-۲-۳-تعریف مدیریت استراتژیک
با توجه به تغییرات و دگرگونیهای محیط و اثر آن بر سازمانها، مدیریت استراتژیک را به نظم درآوردن فعالیتهای سازمان با اعتنا به تغییرات محیط بیرونی آن تعریف کردهاند، به طوری که اهداف سازمان مورد نقد و بررسی دائمی قرار گیرد تا از این طریق زمینه موفقیت مؤسسه فراهم شود. علاوه بر این تعریف، مدیریت استراتژیک را فرآیند تصمیمگیری دانستهاند که جهت فعالیتهای بلندمدت سازمان و همچنین اجرای آن تصمیمها را تعیین میکند. با توجه به این دو تعریف باید گفت که: مدیریت استراتژیک فرایندی است که به وسیله آن، مدیران جهت فعالیتهای
بلندمدت سازمان را تعیین، اهداف عملیاتی ویژهای را مشخص و استراتژیهای نیل به این اهداف را با توجه به شرایط داخلی و خارجی طراحی و برنامههای عملی برای اجرای استراتژیها را انتخاب میکنند. استراتژیستها و مدیران به عوامل محیطی و درونی و اثرات آنها بر نقاط قوت و ضعف سازمان و نیز آثار تهدیدها و فرصتها در تدوین استراتژیها توجه دارند و این تجزیه و تحلیل استراتژیک به صورت مداوم در جریان فعالیت سازمان صورت میگیرد و به طور مرتب اهداف، راهکارهای اجرایی و برنامههای سازمان با توجه به وضعیت ما و موقعیتهای جدید تغییر می یابد تا سازمان با توجه به وضعیتهای جدید آماده باشد. از این رو مدیریت استراتژیک را فرایندی پویا دانستهاند (خاشعی، ۱۳۹۰، ۶۱-۶۲). در تعریفی دیگر، مدیریت استراتژیک را هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه‌ای چندگانه دانستهاند که سازمان را قادر می‌سازد به هدف‌های بلندمدت خود دست یابد (دیوید، ۱۹۹۷؛ هانگر، ۲۰۰۰).