تعریف نظری و عملیاتی متغیرها، تعریف عملیاتی هوش هیجانی، تعریف نظری و عملیاتی

 

۱-۶- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
تعریف نظری هوش هیجانی
سالووی و مایر (۱۹۹۰) هوش هیجانی را اینگونه تعریف کرده‌اند: توانایی کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران، متمایز کردن آنها و بر اساس این اطلاعات سمت و سو بخشیدن به رفتار و تفکر شخصی. آنها هم چنین به منظور ذکر تفاوت میان توانایی‌های هوش هیجانی و استعدادها و یا مشخصه‌ های اجتماعی، مدلی با تأکید بر بررسی توانایی‌های ذهنی ارائه دادند. هدف اصلی این مدل بررسی استعدادهای ذهنی خاص برای شناختن و نظم بخشیدن به عواطف است.
از نظر گلمن (۱۹۹۵) هوش هیجانی موضوعی است که از بررسی نتایج چندین تحقیق علمی بر روی هوش‌های مؤثر در زندگی انسانی به دست آمده است. بررسی این نتایج حاکی از قابلیت‌هایی مانند «همدلی»، «خوش بینی» و «تسلط به نفس» است که پیامدهای مهمی در خانواده، محل کار و دیگر صحنه‌های زندگی دارند.
بار ـ آن (۱۹۹۷)‌ هوش هیجانی را اینگونه تعریف می‌کند : « مجموعه‌ای از توانایی‌ها، قابلیت‌ها و مهارت‌های غیر شناختی که بر توانایی شخص در کنار آمدن با مشکلات و فشارهای محیطی تأثیر می‌گذارد.
هوش هیجانی از نظر او شامل ۵ قسمت کلی مهار‌ت‌ها و قابلیت می‌شود، ضریب هیجانی درون فردی، ضریب هیجانی میان فردی، ضریب هیجانی سازگاری، ضریب هیجانی کنترل استرس و ضریب هیجانی حالت عمومی.
هوش هیجانی شامل چهار مولفه زیر است:
خودآگاهی که به معنی توانایی در شناخت دقیق هیجان ها به هنگام وقوع آنها تعریف می شود.
خود مدیریتی که نوعی توانایی است که منجر به واکنش مثبت و موثر در مقابل افراد و وضعیت های متفاوت می شود.
آگاهی اجتماعی که به معنی توانایی در شناخت و درک هیجان های دیگران است.
و مدیریت رابطه که استفاده از هیجانات خود و دیگران برای مدیریت سازنده و مثبت تعامل ها و روابط تعریف می شود(گنجی ۱۳۸۴، ۳۰).
تعریف عملیاتی هوش هیجانی مدیران
هوش هیجانی در این پژوهش عبارت است از نمره ای که دانشجویان براساس پاسخ به پرسش های هوش هیجانی برادبری وگریوز(۱۹۵۳) کسب می نمایند.
خودآگاهی نمره ای است که پاسخگو از سئوالات ۱تا۶ کسب می کند.
خودمدیریتی نمره است که پاسخگو از سئوالات ۷تا ۱۵ کسب می کند.
آگاهی اجتماعی نمره است که پاسخگو از سئوالات ۱۶ تا۲۰ کسب می کند.
مدیریت روابط نمره ای است که پاسخگو ازسئوالات ۲۱ تا۲۸ کسب می نماید.
تعریف نظری پیشرفت تحصیلی
دانشجویان بر حسب موقعیت، نیازها، شایستگیهای فردی و شخصیتی، اهداف متفاوتی از پیشرفت تحصیلی دارند که بوسیله واسطه هایی مثل الگوی شناختی، عاطفی و رفتاری تعیین می شود. عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشگاهی در عملکرد تحصیل مؤثر است و از سوی دیگر، رفتن به دانشگاه ، انتقال مهمی در زندگی محسوب می شود زیرا فرد با چالش های مختلفی از قبیل ایجاد روابط اجتماعی جدید و مواجهه با انتظارات تحصیلی روبروهست، البته ابعاد شخصیتی نیز نقش مهمی در این زمینه دارد (افر ۱۹۹۸، ۷۱).