تعریف نظری و عملیاتی متغیرها، سوالات و فرضیه های تحقیق، فرآیند مدیریت استراتژیک

 

برای تشریح چرایی شکست استراتژی ها، مطالعات زیادی انجام گرفته و علل متعددی نیز برای آن ذکرشده است. دامنه این عوامل ازافراد تا مکانیسم های مختلف سازمان را شامل می شود. پیاده سازی استراتژی تاثیر بسیار زیادی برروی موفقیت کلی سازمان دارد. یک استراتژی تنها درصورتی می تواند برای سازمان، ارزش افزوده ایجاد کند که بصورت موفقیت آمیزی اجرا شده باشد. در این راستا تحقیق حاضر در جهت بررسی موانع اجرا و پیاده سازی استراتژی سازمانی در بانک ملت استان گیلان و ازدیدگاه کارکنان بانک انجام یافته است. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی با تاکید بر همبستگی بوده و جامعه آماری آن کارکنان بانک ملت استان گیلان است. که از طریق نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس تعداد ۱۸۷ نفر از آنها انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده اند. در تحقیق حاضر برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. روایی ابزار اندازه گیری به روش روایی محتوی تایید شده و پایایی ابزار نیز به روش محاسبه آلفای کرونباخ اثبات گردید. جهت آزمون فرضیه ها نیز ار آزمون تی استفاده گردید و در نهایت هر هشت فرضیه تحقیق تائید شد. نتایج آزمون فریدمن نیز نشان داد که بالاترین رتبه در بین موانع اجرای استراتژی در بانک های ملت استان گیلان به ترتیب مربوط به متغیرهای ضعف در رقابت ، محدودیت های سازمانی و ضعف عدم تداوم می باشد.
کلمات کلیدی: موانع، استراتژی، اجرا، بانک ملت
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱)مقدمه
محیط کسب و کار امروز با ویژگی هایی همچون تغییرات پیچیده و غیرخطی، تحولات ناپیوسته و جهشی، تغییرات پی درپی پارادایم ها و رقابت بدون حیطه بندی قابل تعریف است و این خصوصیات صحت پیش بینی محیط آینده را به شدت تضعیف می کند. بازارهای جهانی به سرعت در حال تغییر و به صورت فزاینده رقابتی شده اند و برای پاسخ سریع و اثربخش به تغییر نیازهای مشتریان در این بازارها همچنین جهت باقی ماندن در سطوح بالایی از رقابت درعرصه جهانی، تولید کنند گان به صورت مستمر به دنبال کشف راه هایی جهت غلبه بر رقبا بوده و به تدوین استراتژی های جدید بپردازند (دانشور حسینی، ۱۳۹۲).
اما تدوین استرتژی کافی نبوده و در کنار آن اجرای استراتژی نیز مهم است.در واقع یکی از چالش اصلی مدیران ارشد سازمان ها، تدوین درست استراتژی ها و پیاده سازی صحیح آن ها می باشد. متاسفانه بسیاری از استراتژی های درست تدوین شده در مرحله عمل با شکست مواجه می شوند. در واقع عوامل متعددی وجود دارند که سبب عدم موفقیت اجرای استراتژی ها می گردند (رحیم نیا و همکاران، ۱۳۹۱). در این راستا تحقیق حاضر به دنبال بررسی موانع اجرای درست استراتژی های تدوین شده در بانک ملت استان گیلان از دیدگاه مدیران و کارکنان این بانک است. در این فصل ابتدا به بیان مسأله و ضرورت و اهمیت تحقیق پرداخته خواهد شد و سپس پیرامون ، اهداف، سوالات و فرضیه های تحقیق مطالبی عنوان می گردد. و در انتها با تعریف نظری و عملیاتی متغیرها فصل پایان می پذیرد.
۱-۲) بیان مساله
امروزه رویکرد تجارت فرامرزی(جهانی)، تعامل زیاد بین مولفه های اقتصاد جهانی و تعامل اقتصادی کشورها، بی ثباتی اقتصاد جهانی و تهدیدها و فرصتهای تجارت الکترونیکی محیط اقتصادی بی ثباتی را به وجود آورده است انجام فعالیت های گسترده در تسهیل تجارت خارجی و تحرک بیشتر در اقتصاد ملی، ضرورت به کارگیری مدیریت استراتژیک در سازمان اقتصادی و ارگان های دولتی مانند بانک ها که نقش مهمی رادر این زمینه ایفاء می نماید دو چندان خواهد نمود؛ با تحولات معاصر پیش بینی می شود در آینده سازمان هایی موفق خواهند بود که دید روشنی از آنچه باید انجام دهند داشته باشند و بتوانند از مدیریت قوی و سیستمهای سازمانی مورد نیاز برخوردار گردند . مدیران با هوش سازمانها دریافته اند که مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان رامی دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل نماید در این صورت است که سازمان دارای ابتکار عمل خواهد بوداین نوع مدیریت نگاه آینده نگر و پویای مدیر در مورد سازمان و محیط است فرایند مدیریت استراتژیک شامل مراحل تحلیل وضع موجود_ تدوین استراتژی مناسب _ اجرای آن استراتژی و در آخر ارزیابی استراتژی مدون و اجرا شده می باشد؛ تدوین استراتژی به تنهایی ضامن موفقیت یک سازمان نخواهد بود بلکه برای بقای سازمانها استراتژی باید اجرا شود و مهمترین وسخت ترین مرحله بخش عملی کار یعنی مرحله اجرا است که موانع و چالشها شناخته می شود و ظهور پیدا می کند بررسی و شناسایی موانع ذکرشده – براساس نظریه نینگ که سد راه اجرا و پیاده سازی استراتژی در بانک های ملت استان گیلان است از اهداف این پژوهش خواهد بود.
مفاهیم مربوط به مدیریت استراتژیک در سالهای اخیر در فضای مدیریتی کشور مطرح شده و تعداد قابل توجهی از سازمانها نیز تلاش کرده اند تا از این مفاهیم برای اداره بهتر فعالیتهای خود بهره گیرند، اما متاسفانه این ابزار نیز دستاوردهای چندانی برای مدیریت به همراه نداشت و درصد کمی از سازمان هایی که آن را به کار گرفته اند به نتایج موفقیت آمیزی دست یافته اند. از سویی دیگر شرایط به شدت متغیر محیط و رقابت های فزاینده میان شرکتهای بزرگ و کوچک در فضای کسب و کار جهان، مدیران را وادار می کند تا هر روز تصمیمات مدیریتی جدیدی اتخاذ کنند. گاهی این تصمیمات به گونه ای است که تصمیمات قبلی را نقض می کند و حتی اجرایی شدن تصمیم نیاز به تغییرات عمده در سازمان دارد. این تغییرات می
توانند گستر
ه وسیعی را در بر گیرد، مانند تجدید ساختار، فرهنگ سازی، برنامه های عملیاتی نو و به کارگیری نیروی انسانی جدید از جمله این تغییرات هستند، اما به تناسب تغییراتی که در سطح راهبردی در تصمیمات مدیران رخ می دهد، سازمانها عموما توان تغییر و تطابق لازم را ندارند ( امیر نژاد و همکاران، ۱۳۹۰). استراتژی نشان دهنده چگونگی خلق ارزش توسط سازمان برای ذی نفعان (مشتریان، سهام داران، کارکنان و جامعه) است. سازمان های امروزی با اتکا بر دارایی های نامشهود مانند سرمایه انسانی، پایگاه داده، سیستم های اطلاعاتی، فرایند های با کیفیت بالا، ارتباط با مشتری و نام تجاری، توانایی های نوآوری و فرهنگ می توانند ارزش پایدار خلق کنند. از آنجا که دارایی نامشهود بیش از ۷۵ % ارزش سازمان را تشکیل می دهد، در نتیجه باید در فرایند تدوین و اجرای استراتژی توجه خاصی به آنها مبذول داشت (Ning,2013) .. استراتژی نوعی مسیر برای رسیدن به موفقیت در سازمانهاست. مطالعات بسیاری نشان داده است که استراتژی ممکن است عملکرد سازمان را تحت تاثیر قرار دهد. عملکرد هر سازمان در گروه هزینه ها، برنامه و ویژگی های عملیات سازمانی می باشد. وجود استراتژی برای موفقیت تمام سازمانها ضروری و مهم است و می توان از آن به عنوان کلید موفقیت نام برد. استراتژی یک شرکت می تواند در کسب مزیت رقابتی موثر باشد. استراتژی ها به صورت کلی وجود ندارد، برای هر موقعیت و یا هر سازمانی استراتژی مربوط به آن وجود دارد. مدیران با اجرای استراتژی به دنبال دستیابی به اهداف و برنامه های از پیش تعیین شده، هستند (Yang,2012).در محیط پیچیده کسب و کار امروزی، روش های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر بودجه یا پیش بینی نمی تواند جوابگوی چالشهای موجود باشد. سازمان می بایست با بهره گرفتن از برنامه ریزی استراتژیک، موقعیت داخلی و خارجی خود را ارزیابی کند و سپس استراتژی ها را متناسب با موقعیت خود تدوین و به مورد اجرا گذارد. کلید اجرای موفق استراتژی این است که افراد فرایند آن را درک نماید. در دهه های اخیر مقوله تحقق و اجرای استراتژی همواره بحث برانگیز بوده است. اجرای استراتژی فرایندی است که بر اساس آن سیاستها و استراتژی ها با بهره گیری از برنامه، بودجه و رویه ها به اجرا در می آیند. مطالعات نشان داده است که بیش از ۷۰ % از دلایل شکست برنامه های استراتژیک در مرحله اجرایی آن نهفته است (صالح اولیا و همکاران،۱۳۹۰). سازمان های امروزی با آگاهی از امکانات و محدودیتهای خویش برای نیل به اهداف و رسالتهای بلند مدت، در سایه منابع و وحدت رویه ها و فرایندها رویکرد برنامه ریزی استراتژیک را انتخاب، تنظیم و تدوین کرده اند. البته با این تفکر که تدوین این برنامه ها می تواند آنها را به موقعیت مطلوب برساند. مدیرانی که می خواهند تصمیماتشان به درستی و یا موفقیت اجرا شود، تقریبا با مشکل مشابه ای مواجه هستند. در واقع علی رغم آن که در ادبیات مدیریت استراتژیک، در مرحله تدوین و طراحی راهبردها، ابزارها، تکنیکها و مدلهای متعددی توسعه یافته است، ولی در زمینه پیاده سازی و اجرای تصمیمات استراتژیک، تحقیقات کمی صورت گرفته است (رحمانی و همکاران، ۱۳۹۱). اکثر مدیرانی که استراتژی را تعیین می کنند از ابزارها و تکنیکهایی برای توسعه کارا و اثربخش استراتژی استفاده می کنند. محققان اینگونه بیان می کنند که اجرای استراتژی موجب بهبود فرایند مدیریت می شود و عملیات سازمانی را بهتر انجام می دهد. به طور کلی چهار عامل مهم در موفقیت اجرای استراتژی وجود دارد که عبارتند از: (Hutchison and Bouchet ,2013)
عوامل مربوط به سازمان
عوامل مربوط به مدیران
عوامل مربوط به اعضای سازمان
عوامل محیطی
از دیدگاه محققان مختلف اجرای استراتژی موانع گوناگونی دارد. از نظر نینگ (۲۰۱۳) نیز اجرای استراتژی نیز دارای موانع متعددی است که در این تحقیق موانع اجرای استراتژی از دیدگاه این محقق مورد بررسی قرار خواهدگرفت. این موانع عبارتند از:
نبود اعتماد
فقدان قابلیت