تعیین نیازهای آموزشی، تجزیه و تحلیل شغل، محدوده جغرافیایی

 

تکنیکهای نیازسنجی آموزشی
بی شک روشها و تکنیک های فراوانی جهت دستیابی به نیازهای آموزشی کار کنان وجود دارد و ممکن است هریک از آنها باتوجه به منابع و امکانات و تعداد کارکنان و حمایت سازمانی به عنوان بهترین شیوه نیازسنجی باشد ولی چیزی که مهم است هیچکدام از آنها به عنوان کاملترین شیوه نمی تواند هر چند به نظر می رسد که استفاده کردن از هریک از شیوه ها در کلیت با در صد خطای کم نتایج مشابه را عایدمان بکند.در این مبحث برای آشنایی نسبی با این شیوه ها در ابتدا به ذکر نمونه هایی از این تکنیکها را نام می بریم و بعد آن به تشریح چند روش می پردازیم.
۱- تکنیک فیش بول
۲- تکنیک تل استار
۳- تکنیک رویداد مهم
۴- تکنیک تجزیه و تحلیل شغل
۵-. فن الگوگیری
۶- تحلیل سازمان
۷- آزمون
۸- وقایع حساس
۹- روش آگاهی دهندگان کلیدی
۱۰- کارگاه
۱۱- بارش مغزی
۱۲ استفاده از فنون پیمایشی
۱- تکنیک فیش باول:
این تکنیک نیازسنجی در گروه تکنیک‌های توافق-محور دسته بندی می‌شود. این تکنیک زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که تعداد افرادی انتخاب شده برای جمع‌ آوری اطلاعات نیازسنجی, محدود باشند و امکان تجمع آنها در یک کارگاه آموزشی نیز وجود داشته باشد. در این تکنیک, افرادی را که برای کسب اطلاعات و سنجش نیاز جمع شده‌اند، مشابه آنچه در کارگاه‌های آموزشی معمول است, به گروه‌های کوچک تقسیم می‌کنند و هر گروه با تبادل نظر, فهرستی از نیازها را تهیه می‌کند تا در جلسه عمومی با حضور همه شرکت‌کنندگان, گزارش کار گروه‌ها عرضه شود و پس از بحث و تبادل نظر, فهرست نیازهای مورد توافق و اولویت‌بندی آنها انجام می‌گردد. بدیهی است برای استفاده از این تکنیک، مجریان نیازسنجی باید نسبت به نحوه برگزاری کارگاه و شیوه انجام کار گروهی, واقف و مسلط بوده و شرکت‌کنندگان را نیز در مورد نحوه انجام کار گروهی توجیه کنند. این روش نیازسنجی از روش‌هایی است که در مدت زمان محدود می‌تواند اطلاعات مناسبی را فراهم نماید و برای سازمان‌هایی که در محدوده جغرافیایی کوچکی فعالیت می‌کنند، روش مناسبی می‌باشد.
۲-تکنیک تل استار
این تکنیک نیازسنجی نیز در گروه تکنیک‌های توافق-محور قرار می‌گیرد. این تکنیک بسیار شبیه تکنیک فیش باول است. این تکنیک زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که تعداد افرادی که باید از آنها کسب اطلاعات شود, زیاد است. در این حالت, افراد در مناطق مختلف گرد هم می‌آیند و از طریق تکنیک فیش باول به تعیین نیازهای آموزشی می‌پردازند و سپس نماینده یا نمایندگانی از هر منطقه در گردهمایی مرکزی روی نیازهای آموزشی و اولویت‌بندی آنها توافق می‌کنند. در مرحله دوم, نمایندگان مناطق با شیوه کارگاهی مشابه تکنیک فیش باول توافق‌سازی می نماید.
۳-تکنیک رویداد مهم
در این تکنیک, فرض بر این است که رویدادهای درون سازمان به عملکرد مثبت و یا منفی کارکنان مربوط می‌شود، از این رو، با شناسایی عملکرد کارکنان برجسته و ضعیف، کوشش می‌شود عملکردهای برجسته از طریق آموزش به دیگر کارکنان تعمیم یابد و عملکردهای ضعیف زدوده شود. در این تکنیک, در واقع, فاصله عملکرد کارکنان برجسته و ضعیف نیازی می باشد که باید برای افزایش کارآیی سازمان برطرف گردد