تفاوت برنامهریزی بلندمدت و مدیریت استراتژیک، تفاوت برنامهریزی استراتژیک و برنامه، برنامه ریزی استراتژیک

 

برنامه ریزی استراتژیک محل تلاقی سه مجموعه بسیار مهم و اساسی سازمان به شرح زیر است:
۱- برنامه ریزی استراتژیک
۲- برنامههای میان مدت
۳- برنامههای عملیاتی کوتاه مدت و بودجه
با هدف حفظ یکپارچگی این سه مجموعه و تسهیل امور برنامه ریزی و ارتباطات منطقی آنها، پیاده شدن ساختار سازماین مناسب الزامی است. بنابراین یکی از پیشنیازهای اساسی برنامه ریزی استراتژیک، ایجاد ساختار سازمانی مناسب است (شانی، ۱۳۸۳، صص ۲۳-۲۵). البته آلفرد چندلر، استاد برجسته تاریخ کسب و کار در بخش تحصیلات تکمیلی مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد معتقد است که ساختار سازمانی از استراتژی تبعیت میکند و استراتژی در نتیجه تغییرات محیطی تغییر میکند (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۴۰). ریچارد روملت نیز که دیدگاه خود را در مورد رابطه استراتژی و ساختار از چندلر اقتباس کرده است در سال ۱۹۸۶ تحقیقی انتشار داد که به بیان او مضمون غالب در این تحقیق آن است که «ساختار از استراتژی پیروی میکند» (رحمان سرشت، ۱۳۸۳، ص ۱۷۳).
۲-۱-۷- تفاوت برنامه ریزی بلندمدت و مدیریت استراتژیک
اغلب برنامه ریزی استراتژیک را با برنامه ریزی بلندمدت برابر میانگارند در حالی که این دو نوع برنامه ریزی در عین حال که هر دو متوجه آینده بوده، به عبارت دیگر آیندهنگر هستند، دارای تفاوتهای اصولی و ساختاری هستند. در برنامه ریزی بلندمدت، محیط نسبتاً ثابت و آینده، تداوم روندهای گذشته است. در حالی که در برنامه ریزی استراتژیک، اساساً برنامه ریزی با بررسی محیط بیرونی آغاز میگردد، محیط، پویا و متغیر (متحول) انگاشته میشود و این تغییرات، از ویژگیهای پیچیدگی و جهشی بودن برخوردارند.
مگ گیون تفاوتها و تمایزات دو نوع برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی دراز مدت را به شرح زیر (جدول ۱) خلاصه نموده است:
جدول ۲-۱ تفاوت برنامه ریزی استراتژیک و برنامه
عوامل
برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی دراز مدت
فرضیات
سیستم باز است و همانطور که جامعه تغییر می کند سازمان نیز تغییر می کند
سیستم بسته است و برنامه های کوتاه مدت و طرح ها در داخل آن سیستم تدوین و توسعه می یابند
تمرکز
(بر روی )
فرایند برنامه ریزی،تعیین ماموریت ، رسالت ، محیط خارجی و ظرفیت سازمانی است وآموزش کارکنان جامعه است
طرح نهایی برنامه و تحلیل داخلی آن است