تمایل به تفویض اختیار و قدرت، مسیر ایجاد تعهد در سازمان، توانایی دریافت اطلاعات

 

شکل ۲-۲ فهرستی از سوالهای قابل استفاده برای کنترل یک راهبرد
رهبری استراتژیک مشخصاتی دارد که مهم‏ترین آنها عبارتند از: ۱- دوراندیشی، بلاغت و ثبات، ۲- تعهد، ۳- توانایی دریافت اطلاعات، ۴- تمایل به تفویض اختیار و قدرت، و ۵- زیرکی سیاسی.
۲-۲-۷-۱) دوراندیشی، بلاغت وثبات: رهبر باید دوراندیش باشد یعنی قادر به ایجاد چشم‏انداز برای سازمان بوده و همچنین از قدرت لازم برای جلب موافقت افراد برای آن چشم انداز برخوردار باشد و با تلاش مداوم آن چشم انداز را در فرهنگ سازمان نهادینه سازد.
۲-۲-۷-۲) تعهد: تعهد در سازمان از بالا به پایین ایجاد می‏شود. مدیران عالی باید الگو و نمونه آن چیزی باشند که می‏خواهند در فرهنگ سازمانی تثبیت شود. مدیر نمی‏تواند زیردستان را وادار سازد تا همیشه به موقع سرکار خود حضور یابند مگر آنکه خود فرد منضبطی باشد.
۲-۲-۷-۳)توانایی دریافت اطلاعات: مدیر باید بتواند اطلاعات مورد نیاز خود را علاوه بر کانال‌های رسمی، به صورت غیر رسمی نیز کسب کند و صرفاً بر کانال های رسمی تکیه نکند.

شکل (۲-۳) مسیر ایجاد تعهد در سازمان
۲-۲- ۷-۴) تمایل به تفویض اختیار و قدرت
۲-۲-۷- ۵) زیرکی سیاسی: سه زیرکی عمده سیاسی وجود دارد:
الف) رهبران موفّق سعی می‏کنند که قدرت را با مهارت ایجاد کنند تا با بهره گرفتن از روش های ابتدایی و از طریق اجماع موافقت دیگران را کسب کنند.
ب) مدیران موفّق سعی‏کنند تا از طرح تفصیلی برنامه های خود پرهیز کنند، زیرا مسائل غیر قابل پیش بینی وجود دارد که ممکن است برنامه های آنها را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو مدیر به جای بیان مشروح فعّالیت ها و تک تک برنامه های آتی، رئوس آنها را بیان می‌کند تا در صورت ضرورت در محتوای آنها تغییرات لازم انجام شود.
ج) مدیران موفّق تلاش می‏کنند که برنامه‌های استراتژیک خود را مرحله به مرحله طرح‏ریزی و اجرا کنند. مدیر به جای اینکه به یک باره اقدام به طرح‌ریزی و اجرای استراتژیک کند، باید به طور منطقی و طی مراحل و گام هایی این کار را انجام دهد. این عمل باعث تسلّط بیشتر مدیر بر موضوع شده و مشکلات احتمالی سریع تر شناسایی و رفع می‌شوند و مانع از سردرگمی مدیر و دست اندکاران خواهند شد ( حسینی ، ۱۳۹۱، ۲۸).
۲- ۲- ۸) استراتژی در سطح جهانی
در بخشهای قبل استراتژی در سه سطح وظیفه ای، کسب و کار، و سازمان بررسی شد. در این بخش استراتژی در سطح جهانی مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ در این رابطه دو موضوع عمده در زمینه استراتژی توجه مدیران را به خود جلب کرده‌است:
الف)آیا سازمان یا صنعت باید به سمت جهانی شدن پیش برود؟
ب) اگر جواب مثبت است، چگونه جهانی خواهد شد؟
واژه جهانی شدن اولین بار توسط لویت در سال ۱۹۸۳ مطرح شد و پس از آن مکرر مورد استفاده قرار گرفته است اگر سازمانی بخواهد جهانی شود باید بداند که چگونه این کار را انجام دهد، به عبارت دیگر باید بداند چگونه یک استراتژی جامع جهانی ایجاد کند. در توسعه و تدوین یک استراتژی جامع جهانی سه مرحله اصلی وجود دارد:
توسعه استراتژی اصلی کسب و کار: که مبنای اصلی ماندگاری مزیت رقابتی است و معمولاً در کشور مادر ایجاد می‏شود.
۲- بین المللی کردن استراتژی: از طریق گسترش بین المللی فعّالیت های بومی ایجاد می‌شود.