تکنیک معادلات ساختاری، رضایت شغلی و عملکرد، عملکرد کسب و کار

 

۱٫ فناوری
۲٫ سیاسی و اجتماعی
۳٫ اقتصاد
ضرورت حرکت به سمت مشتری گرایی
شرایط رقابتی
فعالیت رقبا
رقبای جدید
جایگزین
شکل ۵٫ ابعاد مرتبط با عملکرد
نارضایتی مشتری، مانع وفاداری و خرید مجدد می شود. مشتریان در برابر عدم ارائه خدمات مناسب، واکنش شدیدی نشان می دهند و این می تواند منجر به نابودی سازمان ها شود. می توان گفت رضایت مشتری، اولین و اصلی ترین وظیفه کارکنان سازمان است. اگر کیفیت کالاها و خدمات تغیر نکند و انتظارات مشتریان افزایش یابد، نارضایتی بیشتر می شود. سازمان ها باید بین انتظارات مشتریان و ادراکات آنها بعد از مصرف کالا و خدمات مشتریان تعادل برقرار کنند.(خاکساری و بهرام زاده، ۱۳۸۴)
بخش دوم
پیشینه تحقیق
ویجانده و همکاران (۲۰۰۵). این کار تحت عنوان ” یادگیری سازمانی و بازارگرایی و تاثیر آنها بر عملکرد ” می باشد. نمونه مورد مطالعه این نوشتار شامل ۲۶۱۰ شرکت ثبت شده در کشور اسپانیا می باشد که یافته های آن بر وجود رابطه معنادار میان یادگیری سازمانی و بازار گرایی متمرکز بود. همچنین رابطه هر یک از آنها بر عملکرد سازمانی سنجیده و رابطه مستقیم و مورد انتظار هر یک از آنها نیز بیان گردیده است.
لوپز و همکاران، (۲۰۰۵). این کار تحت عنوان ” یادگیری سازمانی به عنوان یک عامل تعیین کننده در عملکرد کسب و کار یک سازمان ” می باشد که نمونه آماری این نوشتار بر گرفته از ۱۹۵ شرکت اسپانیایی با بیش از ۲۰۰ پرسنل، می باشد و مدل این نوشتار با بهره گرفتن از تکنیک معادلات ساختاری، بررسی گردید. بر اساس یافته های این نوشتار، یادگیری سازمانی به عنوان یک عامل تاثیر گذار، به همراه یک رابطه مستقیم سازنده بر عملکرد کسب و کار که در قالب نوآروی و مزیت رقابتی تعریف شده است، شناسایی شد.
پراتوگیورو و همکاران، (۲۰۰۸). این کار تحت عنوان ” تاثیر غیر مستقیم قابلیت های پویا بر عملکرد سازمان “می باشد که با در نظر گرفتن ۲ متغیر واسطه ی ” کارایی بازاریابی” و ” کارایی تکنولوژیکی” این تاثیر را می سنجد. یافته های این نوشتار نشان می دهد که یادگیری سازمانی و سایر متغیرها که تحت عنوان قابلیت های پویا می باشند و بر عملکرد سازمانی (شرکت) تاثیر معناداری دارند و این کار به وسیله تکنیک معادلات ساختاری به تصویر کشیده شد.
چی روز و همکاران، (۲۰۰۹). این کار تحت عنوان ” تاثیر یادگیری سازمانی بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و عملکرد کاری” می باشد، که عملکرد سازمانی را در قالب ۳ متغیر؛ تعهد سازمانی، رضایت شغلی و عملکرد کاری؛ می سنجد. نمونه آماری این نوشتار را مدیران شاغل در بخش عمومی تشکیل می دهند. یافته های این نوشتار نشان می دهد که، رضایت شغلی به طور معنادار به تعهد سازمانی مرتبط می باشد و به طور جزئی به عنوان یک متغیر میانجی میان یادگیری سازمانی و عملکرد کاری ارتباط معنادار ایجاد می کند. در کل می توان گفت که، یادگیری سازمانی به عنوان یک عامل متغیر موثر بر عملکرد سازمانی بر اساس ۳ متغیر یاد شده می باشد.
هانگ و همکاران، (۲۰۰۹). این کار تحت عنوان ” قابلیت های پویا: تاثیر جهت گیری فرایند ها و فرهنگ یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمان ” است. به طوریکه نمونه آماری این نوشتار، شامل شرکت های با تکنولوژی بالا در کشور تایوان است ویافته های این نوشتار، حاکی از وجود رابطه معنادار و تاثیر گذار میان فرهنگ یادگیرنده سازمان و عملکرد سازمان با در نظر گرفتن نقش میانجی قابلیت های پویا، بود.