خطوط کلی پژوهش های اخلاقی، معرفت شناسی اخلاق، معرفت شناختی

 

۲٫آیا فلان چیز لذت بخش است؟
اگر خوب و لذت بخش مترادف و هم معنا باشند، هر پاسخی که به پرسش نخست بدهیم، پاسخ پرسش دوم نیز خواهد بود. در حالی که می بینیم چنین نیست. بلکه این دو سؤال کاملاً از یکدیگر مستقل اند. به گونه ای که پاسخ پرسش اول، پرسش دوم را از میان بر نمی دارد. بلکه حتی اگر پاسخ نخست مثبت باشد باز هم جای چنین پرسشی باقی است که آیا آن لذت بخش است؟(همان)
۲-۳ خطوط کلی پژوهش های اخلاقی :
معمولاً مطالعات مربوط به اخلاق (اخلاق‌پژوهی) را به سه نوع تقسیم می‌کنند:
۲-۳-۱ اخلاق توصیفی: اخلاق توصیفی به پژوهش اخلاقیای گفته میشود  که با کمک روش نقلی و تجربی به توصیف و گزارش اخلاقیات افراد، گروه ها و جوامع مختلف میپردازد.(مصباح یزدی ،۱۹:۱۳۸۱)
۲-۳-۲ اخلاق هنجاری یا دستوری: اخلاق هنجاری به مطالعات و بررسی های هنجاری درباره ی تعیین اصول ، معیارها و روش هایی برای تبیین (( حسن و قبح )) ، (( درست و نادرست )) ، (( باید و نباید )) و امثال آن گفته میشود.(زکی،۱۲۲:۱۳۸۴)
در اخلاق هنجاری با نظریه‌های اخلاقی مواجهیم این نظریات را می‌توان به سه دسته نتیجه‌گرا، وظیفه‌گرا و فضیلت‌گرا تقسیم کرد.
الف)  نظریات نتیجه‌گر(غایت گرا )می گوید که ملاک اساسی یا نهایی درست ، نادرست ، الزامی و… به لحاظ اخلاقی عبارت است از آن ارزش غیر اخلاقی که به وجود می آورد.مرجع نهایی مستقیم یا غیر مستقیم ، باید میزان خیر نسبی ایجاد شده یا غلبه نسبی خیر بر شر باشد(فرانکنا ، ۴۵:۱۳۸۳)  توجه به نتایج رفتار اخلاقی به عنوان معیار ارزش اخلاقی، نظریه‌ای نوظهور نیست.
غایت گرایان ، برای تشخیص صواب از خطا و درست از ناردست ، نتیجه ی حاصل از کار اختیاری را مورد لحاظ قرار میدهند.به این صورت که اگر کاری ما را به نتیجه ی مطلوب برساند و یا دست کم در خدمت وصول به نتیجه و غایت مطلوب باشد خوب است؛ اما اگر مارا از نتیجه دور کند ، بد دانسته می شود.البته غایت گرایان درباره ی اینکه غایت مطلوب از فعل اخلاقی چیست و هدف از کار اخلاقی وصول به کدام نقطه است دیدگاه های مختلفی دارند.برخی از آنان لذت را به عنوان غایت فعل اخلاقی معرفی کرده اند ، برخی کمال و سعادت ، گروهی قدرت و…( مصباح یزدی ،۲۵:۱۳۸۴)بنابراین می توان گفت غالب نظریات غایت گرا شامل : لذت گرایی ، سعادت گرایی ، قدرت گرایی ، سود گرایی و … می شود.
ب)  بنابر نظریات وظیفه‌گرا یک عمل، ممکن است با صرف نظر از میزان خیر و خوبی که در نتیجه آن به بار می‌آید به دلیل برخی ویژگی‌های درونی و  ذاتی‌اش خوب و بایسته باشد. مانند عمل احسان که با صرف نظر از نتایج فردی و اجتماعی‌اش به دلیل عادلانه بودن یا متعلق فرمان خدا بودن خوب یا بایسته ‌شمرده شود. ( پورتر ، ۱۳۸۵ :۱۴۵)  
  وظیفه‌گروان قاعده‌نگر معتقدند که معیار صواب و خطا مشتمل بر یک یا چند قاعده است. ایشان در مقابل غایت‌انگاران تأکید می‌کنند که این قواعد جدای از این‌که خیری را به وجود می‌آورند یا نه، کاملاً معتبرند و در مقابل وظیفه‌گروان عمل‌نگر، معتقدند که این قواعد کاملاً اساسی‌اند و از استقراء موارد جزئی گرفته نشده‌اند.
ج) فضیلت‌گرایی در اخلاق نگرشی به اخلاق است که دارای تفاسیر متعددی است. این نگرش، با همه تفاسیرش خود را رقیب غایت‌گرایی و وظیفه‌گرایی می‌داند و بر مفاهیمی محوری مانند (( فضیلت)) و (( منش)) تأکید دارد. برداشت سبز فایل از اخلاق این است که اخلاق از رفتارهای درست و نادرست سخن می‌گوید. اما اخلاق فضیلت، این نگرش را تغییر داد و پرسش اصلی اخلاق را زندگی خوب و چگونه بودن قرار داده است
۲-۳-۳ فرا اخلاق یا اخلاق تحلیلی: مطالعات و بررسی های تحلیلی و فلسفی درباره ی گزاره های اخلاقی را در اصطلاح فرااخلاق میگویند.این بخش از مطالعات اخلاقی که به اخلاق نظری ، اخلاق فلسفی ، منطق اخلاق ، اخلاق تحلیلی ، اخلاق انتقادی و معرفت شناسی اخلاق نیز نام بردار است(مصباح یزدی ، ۲۸ :۱۳۸۹ ) به هیچ وجه مشتمل بر تحقیقات و نظریات تجربی یا تاریخی در باب اخلاق نیست و همچنین وظیفه پرداختن یا دفاع از هیچ حکم هنجاری یا ارزشی خاصی را بر عهده ندارد.
فعالیتهای موجود در فرا اخلاق از یک نظر دیگر ، به ۴ دسته تقسیم شده است که با توجه به کاملتر بودن این دیدگاه ، به بررسی فرااخلاق در این ۴ حوزه می پردازیم :
حیطه فعالیت فرا اخلاق را می توان به چهار حوزه تفکیک نمود: ۱٫ مسائل معناشناختی۲٫مسائل وجود شناختی ۳٫ مسائل معرفت شناختی ۴٫ مسائل روان شناختی ( ریلتون ،۷:۱۳۸۸)
هر نظریه فرا اخلاقی را می توان ترکیبی از نظریات گوناگون در این چهار حوزه دانست.(جلالی ،۱۳۸۴)
الف) معنا شناختی : در این قسمت مفاهیم و مفردات گزاره های اخلاقی موضوع بحث اند و عمدتا واژه هایی چون خوب ، بد ، باید ، نباید ، درست ، نادرست که در ناحیه ی (( محمول)) یا (( مسند )) جملات اخلاقی به کار میروند ، تحلیل و تعریف می شوند.زیرا در غالب گزاره های اخلاقی ، معنای موضوع یا مسندالیه روشن و واضح است.(مصباح یزدی ، ۲۹:۱۳۸۹)
نظریات معناشناختی در این جا به دو دسته عمده توصیفی ( شناختی) و غیرتوصیفی ( غیرشناختی) تقسیم می شوند.( جلالی ، ۱۳۸۸) وجه‌ جامع‌ میان‌ نظریه‌های‌ توصیفی‌، پذیرفتن‌ ویژگی‌ خبری‌ و گزارشگری‌ از عالم‌ واقع‌ برای‌ جمله‌های‌ اخلاقی‌ است‌؛ بدین‌ معنا که ‌مثلاً جمله‌ی‌ ((امانت داری‌ خوب‌ است‌.)) حکمی‌ واقعی‌ درباره‌ی‌ امانت داری ‌و وصفی‌ از اوصاف‌ خارجی‌ آن‌ را بازگو کرده‌، یکی‌ از ویژگی های‌ آن‌ را م
نعکس‌ می سازد و از این‌ رو، مانند دیگر جمله‌های‌ خ
بری‌، ممکن‌ است‌ درست‌ یا نادرست‌، مطابق‌ یا غیر مطابق‌ با واقع‌ باشد.