داراییهای نامشهود، سرمایههای انسانی، اقتصاد دانش محور

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

در سال ۱۹۸۲، از هر صد دلار سرمایهگذاری در سهام شرکتهای تولیدی آمریکا، ۶۲% از این سرمایه گذاری صرف داراییهای مشهود میشد و داراییهای مشهود سهم عظیمی از ارزش بازار شرکتها را در بر میگرفتند. اما در سال ۱۹۹۹، این درصد به ۱۶% رسید یعنی حدود ۸۴% از ارزش بازار شرکت را سرمایههای فکری تشکیل میداد. این افزایش نسبت داراییهای نامشهود به کل ارزش بازار شرکتها، اهمیت توجه به سرمایه فکری را نشان میدهد(چنگ و همکاران، ۲۰۰۸، ۶۴۰). همچنین در شرح اهمیت موضوع باید گفت که نتایج تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که از سطح بیشتری از کنترل و تمرکز روی داراییهای نامشهود خود برخوردارند به نسبت شرکتهایی که نسبت به این داراییها و بطور اخص سرمایههای فکری بیتوجهاند، دارای عملکرد و بازگشت سرمایه بهتر و نوسان قیمت سهام این شرکتها کمتر بوده است(برامهندکار، ۲۰۰۷).
این اهمیت زمانی نمود بیشتری پیدا میکند که همواره یک شرکت به ۴ یا ۵ برابر ارزش داراییهای خود فروخته میشود، مبلغ اضافی پرداخت شده همان ارزش سرمایههای فکری مثل سرمایههای انسانی، ساختاری، ارتباطات، مارک تجاری و… میباشد در حالیکه اکثر مواقع این داراییهای با ارزش هیچ جایی در صورتهای مالی شرکتها ندارند و تعیین قیمت فروش و ارزیابی سرمایه شرکتها را با مشکل و ایراداتی مواجه می سازد.
موضوع مهم آن است که ما فاقد یک سیستم سنجش قابل مقایسه هستیم که ما را قادر سازد تا به افراد به همان اندازهای توجه کنیم که به مسائل مادی توجه میکنیم. تعدادی از شرکتهای بین المللی، متخصصان و مشاوران شروع به بررسی کردن روشهای متعددی برای شناسایی، اندازهگیری و گزارش دهی سرمایه فکری درون سازمانها کردهاند. نتایجی که از گزارشدهی سرمایه فکری به دست میآید، شامل بهبود روحیه کارکنان، جابجایی کمتر کارکنان، افزایش سرمایهگذاری در توسعه سرمایه فکری، ارزشمند قلمداد کردن سرمایه فکری شرکت به وسیله کارکنان عالی رتبه نسبت به قبل و درک بهتر فاکتورهای اصلی است که برای توسعه و رشد مستمر، حیاتی هستند(زنجیردار و همکاران، ۱۳۸۷، ۱۴). اما هدف این تحقیق تبیین مفاهیم و تعاریف سرمایههای فکری و بیان اهمیت مدیریت و تاثیر اجزای آن بر عملکرد سازمان و شرکت تراکتورسازی است در این راستا چندین مدل و روش اندازه گیری سرمایه فکری اشاره شده است تا بدین وسیله تاثیر اجزای سرمایههای فکری را بر عملکرد سازمانی مورد ارزیابی قرار داد.
۱-۲) مبانی نظری
۱-۱-۲) سرمایه فکری
پیتر دراکر اذعان داشت که در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانش جایگزین تجهیزات، سرمایه و مواد خام خواهد شد و به مهمترین عامل تولید تبدیل خواهد گردید. پیشبینی وی در حال به وقوع پیوستن است زیرا گزارشهای مالی به تنهایی قادر به بیان این موضوع نیستند که چرا ارزش بازار واحد تجاری در برخی موارد بزرگتر از ارزش دفتری آن است(وو و چو، ۲۰۰۷).
با ورود به اقتصاد دانشی به مدل جدیدی از داراییهای سازمانی نیاز داریم. به طور کلی، داراییهای سازمانی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
– داراییهای مشهود
این داراییها شامل داراییهای فیزیکی و مالی هستند که به صورت کامل در ترازنامه شرکتها منعکس میشود. این داراییها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل میکنند، یعنی با استفاده بیشتر از آنها از ارزش آنها کاسته میشود.
– داراییهای نامشهود
این داراییها به دو دسته کلی تقسیم میشوند:
• داراییهای نامشهودی که تحت حمایت قانون قرار داشته و با عنوان مالکیت معنوی شناخته می شوند و این داراییها شامل حق امتیازها، کپی رایت، حق اختراع، فرانشیزو ثبت علائم و مارکهای تجاری است. برخی از موارد آن در ترازنامه منعکس میشوند.
• سایر داراییهایی نامشهود که شامل سرمایه فکری است که تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل میکنند؛
یعنی با استفاده بیشتر از آنها از ارزش آنها کاسته نمیشود و معمولا در ترازنامه منعکس نمیشوند(تایلس و همکاران، ۲۰۰۰).
امروزه در سازمانها علاوه بر داراییهای مشهود داراییهای نامشهود اهمیت کلیدی را در راستای موفقیت
هرچه بیشتر سازمانها برعهده دارند، چرا که این منابع جزئی از منابع بی پایان و از عناصر کلیدی موفقیت هر سازمان به شمار میرود. در این میان، سرمایه فکری از مهمترین داراییهای نامشهود سازمان است و آن را ابزاری ارزشمند برای توسعه داراییهای کلیدی سازمان میدانند. سرمایه فکری زاده عرصه علم و دانش است و میتواند نقش بسیار مؤثری را در راستای موفقیت مستمر سازمان ایفا نماید(افجه، قادرپور، ۱۳۸۹).
با ورود به اقتصاد دانش محور دانش سازمانها در مقایسه با سایر عوامل تولید مانند زمین و سرمایه و ماشین آلات و … از ارجحیت بیشتری برخوردار شده است، به طوری که در این اقتصاد دانش به عنوان مهم ترین عامل تولید محسوب میشود و از آن به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمانها یاد میگردد.
به هر صورت، در حالیکه ترازنامه و گزارشهای مالی شرکت معمولا ارزش تاریخی و دفتری دارایی ثابت و جاری را نشان میدهد، اغلب در افشای ارزش دارایی نامشهود و سرمایه فکری ناتوان است(گوتری و همکاران، ۲۰۰۶).