درصد فراوانی افراد اقدام کننده، مشکلات خانوادگی، رویدادهای زندگی

دانلود پایان نامه

 

شکل ‏44: درصد فراوانی افراد اقدام کننده به خودکشی بر حسب سن 65
مقدمه
زندگی بشر در طول زمان همیشه با پدیده‌ها و مشکل های خاصی همراه بوده است که انسان را به تفکر واداشته و زمینه‌ای را مهیا نموده است تا با بررسی و پرسش بر آن‌ها غلبه کند. با پیشرفت بشر، گسترده شدن اجتماعات و درگیری بیشتر با مشکل ها، مسائل هم متعددتر گشته است. خودکشی، یکی از پدیده‌های رایج ناهنجار در جوامع غربی و کشور ایران است که درصدی از مرگ‌ومیر را به خود اختصاص می‌دهد. این عامل باعث شده است که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان زیادی در مطالعات و پژوهش‌های خود آن را ، از جنبه‌های مختلفی آسیب‌شناسی و مطالعه کنند و متغیرهای دخیل زیادی را در آن شناسایی و روش برخورد با آن‌ها یا رفع موانع را بیان نمایند.(علی اکبر سیاسی ،1371)
گرچه برخی از پژوهشگران پیش از این اعلام کرده‌اند که گرایش و میل به خودکشی می‌تواند ناشی از نواقص و اختلالات ژنتیکی باشد که روی رشد سلول‌های عصبی تاثیر می‌گذارد، اما قطعاٌ این تاثیر به معنای علت بودن نیست و به عقید پژوهشگران، خودکشی هیچ‌گاه در نتیجه‌ی یک عامل یا حادثه اتفاق نمی‌افتد. معمولاٌ تعامل پیچیده‌ای از عوامل روانی، بیماری جسمی، سوء مصرف مواد، مشکلات خانوادگی، تعارض های بین فردی، شرایط محیطی، ویژگی‌های فردی و استرس‌های زندگی فردی، اجتماعی و شغلی منجر به خودکشی در فرد می‌شود. (علی رضا احمدی ، 1384).
خودکشی به عنوان یک پدیده چندعاملی، نیاز به بررسی و مطالعه بیشتری دارد که پژوهش حاضر هم با این هدف انجام شده است و سعی دارد به مطالعه ویژگی‌های شخصیتی افراد اقدام کننده به خودکشی بپردازد و نقش این عوامل را در شیوع اقدام به خودکشی بررسی نماید.
پژوهشها نشان داده است که در بسیاری از رفتارها شخصیت نقش بسیار مهم و قابل توجه دارد. شخصیت به عنوان عاملی تعیینکننده، که تمامی رفتارهای انسان را در عرصه زندگی شخصی و اجتماعی تحتتاثیر قرار میدهد میتواند فرد و اطرافیان وی را با مشکل جدی مواجه کند. همه انسانها از حیث داشتن شخصیت به معنی وسیع کلمه با یگدیگر همانند هستند یعنی هر کسی شخصیتی دارد. ولی این شخصیت در همه یکسان نیست. بلکه در هر کسی به صورت خاصی میباشد که او را از دیگران متمایز میسازد. تفاوتهایی که افراد با یگدیگر دارند، به حدی است که نمیتوان از میان آنها حتی دو نفر را یافت که از هر لحاظ شبیه به هم باشند. هر انسان و رویدادی در نوع خود
منحصر به فرد است. با وجود این بین بسیاری از انسانها و رویدادهای زندگی آنها آنقدر شباهت وجود دارد که بتوان نکات مشترکی را در نظر گرفت و درست همین الگوهای رفتاری است که مورد توجه روانشاسی است( ستوده ، 1378).
بیان مساله
سابقه وجود رفتار ناهنجار خودکشی، به اندازه سابقه وجود انسان بر روی کره خاکی است و به دلیل منافاتی که این پدیده با اصل حیات انسان دارد، از دیرباز در تمام جوامع و فرهنگ‌ها، امری نکوهیده و زشت تلقی شده است، اما در هیچ دوره و زمانی به اندازه عصر کنونی، آمار خودکشی افزایش نیافته است و روند رو به گسترشی نداشته است. رشد و گسترش روزافزون آن، به ویژه در بین نوجوانان و جوانان، خودکشی را از یک نابهنجاری فردی، به یک معضل اجتماعی گسترده تبدیل کرده است(پورافکاری، 1375). امروزه جامعه ایران با فرهنگ و پیشینه قوی خود، از این آسیب مصون نمانده و نگرانی‌های مربوط به ماهیت وجود و گسترش آن، هم چنان در مباحث علمی وجود دارد و زمینه شکل‌گیری مطالعات و پژوهش‌ها است.
بازنگری بررسی‌های انجام شده ی دو دهه اخیر در زمینه همه‌گیرشناسی خودکشی در ایران نشان می‌دهد که میزان شیوع خودکشی و اقدام به آن، در بیشتر استان‌های کشور به ویژه در میان نوجوانان و جوانان رو به افزایش است (محسنی‌تبریزی، 1372، یاسمی، 1377، خزایی و پرویزی، 1382) و طبق آخرین آمارها، سن خودکشی در ایران به پایین‌تر از 19 سال رسیده است. فراگیری قابل توجهی که بین نوجوانان و جوانان داشته است، بیانگر این واقعیت است که باید به خودکشی به عنوان بحرانی اجتماعی و یک مساله پزشکی حاد و اورژانسی توجه جدی نمائیم(خزایی و پرویزی، 1382).
نوع بروز این پدیده در اجتماع، دارای دامنه‌ای از فکر خودکشی، تهدید به خودکشی و اقدام به خودکشی تا خودکشی کامل است. از نظر همه‌گیرشناسی و میزان گسترش، اقدام به خودکشی، طیفی از انواع خودکشی است که همواره آمار اتفاق آن در جامعه، بیش از میزان خودکشی بوده است که به نتیجه نرسیده (آقابیگلویی ، 1379) یا به شکلی است که آسیب ناشی از آن، منجر به مرگ نمی‌شود (احمدی ،1384)، اما در عین حال ، یک پیش‌بینی‌کننده قوی برای خودکشی در آینده است.
رفتار خودکشی یکی از مشکلات جدی سلامت عمومی محسوب می‌شود (گلدبرک1و رابین2، 2000) که در نهایت، منجر به مرگ و نابودی یک انسان می‌گردد. امروزه میزان خودکشی و اقدام به خودکشی، یکی از مهمترین شاخص‌های بهداشت روانی افراد اجتماع محسوب می‌شود که در حال حاضر عامل 12% مرگ‌ومیرهای نوجوانان (کاپلان3 و سادوک4، 1386) و دومین عامل مرگ، در افراد 25 تا 37 سال و سومین عامل در افراد 15 تا 24 سال در آمریکاست(اندرسن5 و تریو6، 2002).
مطالعات همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که خودکشی در بین همه طبقات و بخش‌های جمعیتی رخ می‌دهد و در همه سنین، نژاد و اقلیت‌های اجتماعی شیوع دارد. با اینکه در ایران آمار مدون و دقیقی از میزان وقوع خودکشی وجود ندارد، ولی بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته، آمار خودکشی وضعیتی مشابه با سایر کشورها دارد(محسنی، 1366؛ گرمخانی، 1378؛ جمشیدزاده، 1382) و از شیوع بالایی برخوردار است(ثقه‌الاسلام و رضایی، 1384).
از لحاظ وسعت دامنه اجتماعی و طبقاتی، مطالعات همه‌گیرشناسی حاکی از آن است که خودکشی در بین همه طبقات، بخش‌های جمعیتی و در همه سنین، نژاد و اقلیت‌های اجتماعی شیوع دارد و رخ می‌دهد(محمدخانی، 1383).
این امر شاید به این دلیل باشد که اقدام به خودکشی، راه خروج از بحران‌هایی است که به طور ثابتی موجب آزار شدید فرد می‌شوند و هم چنین می‌توان آن را واکنشی نسبت به استرس‌های داخلی، خارجی و یا ناشی از حوادث زندگی دانست(رهبر طارمسری،اورنگ پور،موسویان و دوام 1383).
________________________________________
1-Goldberg
2-Rabin
3-Kaplan

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.