درک روابط علت و معلولی، تعاریف و مفاهیم، تدوین استراتژی

 

در یک تحقیق میدانی که در میان ۱۵۰۰ تن از رهبران ارشد بیست کشور مختلف دنیا از جمله ژاپن، آمریکا،اروپای غربی و آمریکای لاتین انجام شد. از آنان خواسته شده بود تا در اوائل دهه های۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ چشماندازخودرا بیان کنند. آنان بهترین و فراوان‌ترین مطلوب هر دو دهه را ” استنباط عمیقی از چشم انداز آیندهسازمان و ” توانایی تدوین استراتژی برای تحقق چشم انداز“  ذکر کردند. (کیگلی، ۱۹۹۳)
اگر آنها به درستی مدیریت شوند، حداقلدرکوتاه مدت، می توانند عملکرد نسیتاً منطقی خوبی داشتهباشند. آنها می توانند چه بسا از قوت های خاص برخوردار باشند. محصولات به موقع به بازار تحویل می شود. فاکتور ها پرداخت می شوند، سفارشات ادامه می یابد، اما هیچ توانی وجود ندارد، هیچ هیجانی هم وجود ندارد، احساس رفتن به جایی وجود ندارد، حس پیشرفت یا نوسازی وجود ندارد. در صورتی که افراد به کاری چالشی و ارزشمند متعهد نباشند، هیچ تلاش فوق العاده ای که به سرمایه گذاری افراد بیانجامد، صورت نخواهد گرفت.در موقعیت های بحرانی، سازمان هایی که فاقد یک چشم انداز مشترک هستند در وضعیتی راکد قرار می گیرند. مدیران نمی توانند در مورد اولویت ها به توافق برسند. آنها گرایش چندانی به خطر پذیری نشاننمی دهند. ممکن است در برابر فشار هایی که برای حفظ وضع موجود وارد می شود مقاومتی صورتنگیرد. انگیزه و ابتکار و نوآوری به تدریج ضعیف می شود. کارکنان درباره وضعیت آیندۀ خود نگران میشوند. حل تعارضات دشوار می شود. برنامه ها به تأخیر
میافتند.
سرانجام، سازمان توانایی چندانی در خدمت به مشتریان و ارباب رجوع های خود نخواهند داشت. درآمدهای دولت کاهش می یابد. کارکنان ممکن است موقتاً از کار برکنار شوند، و این مسئله روحیه و توانخدمت بهمشتریان را بیش از پیش تضعیف می کند. این سیر نزولی ممکن است به شکست کامل بیانجامد مگر آن کهرهبری جدید پیدا شود که بتواند در سازمان یک حس جهت یابی جدید ایجاد کند.
۲-۵-تفکرسیستمی
امروزه بسیاری از مسائل و مشکلات جوامع بشری و سیستمهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از جزنگری می باشد. بر طبق تعریف سیستم عبارتست از مجموعه ای از عناصرکه بر روی یکدیگر تعامل دارند. مشکل از جایی شروع می شود که ما سیستم را به عوامل اول تجزیه می کنیم و با تمرکز بر جزئیات در پی حل مشکل سیستم برمی آئیم. غافل از این نکته، که سیستم تجزیه شده فقط مجموعه ای از عناصر تفکیک شده است و خاصیت سیستم اولیه را که همان تعامل اجزا می باشد، دارا نیست. اینجاست که لزوم نگاه کل گرایانه به سیستم مشخص می شود.
تفکر سیستمی مجموعه مطالبی در مورد روش تفکر بر مبنای درک روابط علت و معلولی مابین پدیده های اطراف ما می باشد. به کمک این تفکر درک بسیاری از وقایع اطراف ساده تر و آگاهانه می شود.
نظریه سیستم ها:
نظریه سیستمها بر این اصل استوار است که در عمق تمام مسائل، یک سری اصل و ضابطه موجود است که بطور افقی تمام نظامهای علمی را قطع می کند و رفتار عمومی سیستمها را کنترل می نماید. یعنی
میتوان به یک سری از اصول و ضابطه اولیه دست یافت که تعریف کننده رفتار عمومی سیستمها صرفنظر از نوع آنهاست. این بدان معنا نیست که یک تئوری عمومی بتواند جایگزین تئوری های خاص نظامهای علمی مختلف گردد، بلکه فقط سعی دارد بصورت یک هدایت کننده عمل نماید. کوشش برای دیدن کل، اصل ادعایی است که روش سیستمها در برخورد با مسائل برای خود قائل است.
در تفکر سیستمی ابتدا سیستم بزرگتری را که پدیده مورد نظر جزئی از آن است شناسایی می کنیم و سپس رفتار کل مجموعه را مورد بررسی قرار می دهیم. در نهایت رفتار پدیده مورد نظر در مفهوم نقش یا کارکرد آن در قالب سیستم بزرگتر معنی پیدا می کند. در اینجا هدفها کاملا روشن است و شناخت دقیق جزئیات مطرح نیست.
تعاریف و مفاهیم
۲-۵-۱-تعریف سیستم
تعاریف زیاد و متنوعی برای سیستم ارائه شده است که در زیر به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
۱)سیستم، مجموعهای از اجزا است که در یک رابطه منظم با یکدیگر فعالیت می کنند.
۲)سیستم، مجموعه ای از اجزای مرتبط است که در راستای دستیابی به ماموریت خاصی، نوع و نحوه ارتباط بین آنها بوجود آمده باشد.
۳)سیستم، مجموعه ای است از متغیرها که بوسیله یک ناظر انتخاب شده اند. این متغیرها ممکن است اجزای یک ماشین پیچیده، یک ارگانیسم و یا یک موسسه اجتماعی باشند.