درک روابط علت و معلولی

 

اغلب در سطح عملیاتی به کار برده می‎شوند.
منجر به رضایت کارکنان میشود.
چهارچوب ثابت ندارد(بستگی به نیازها دارد)
دومین در بین موقعیتها و شرایط متفاوت میباشد.
در طول زمان بر حسب تغییر نیاز، تغییر مییابد. مبتنی بر سیستم حسابداری سنتی
معیارها عمدتاً مالی هستند.
معیارهای ضعیف و ناقص، متضاد و گمراه کننده هستند.
سطح عملیاتی سازمان فراموش میشود.
منجر به ناکامی کارکنان میشود.
چهارچوب ثابتی دارد.
در شرایط و موفقیت ها تفاوتی نمیکند.
در طول زمان تغییر نمکند.
هدف اصلی نظارت بر عملکرد است.
در برخی موارد مثل مدیریت کیفیت فراگیر، کاربرد ندارد.
در دستیابی به بهبود مستمر کمک نمیکند.
۲-۱۱ انواع مدلهای ارزیابی عملکرد
۱)مدل دمینگ : این مدل قدیمی است و بر مضامین کیفیت تأکید زیادی دارد. با توجه به دیدگاه مورد استفاده در آن، توجه اندک به نگرش فرایندی و عدم توجه به استراتژیها، مدل مناسبی جهت استفاده در پروژه به نظر نمیرسد. علاوه بر این، تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد که هیچ کشوری این مدل را به صورت کامل نپذیرفتهاند. (امانی، ۱۳۹۱)
۲)مدل مالکوم بالدریج : این مدل از جهات زیادی شبیه به مدل EFQM میباشد. ولی با توجه به پذیرش بیشتر مدل EFQM در ایران و جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی با اتکاء بر آن، مدل مالکوم بالدریج در مقایسه با مدل EFQM کنار گذاشته شده است. (امانی، ۱۳۹۱)
۳)مدل PIPE: این مدل کاملاً فرایند محور است. واگر چه فرایندها در راستای رسیدن به اهداف استراتژیک دسته بندی میکند ولی هدف نهایی سازمان از انتخاب مدلی استراتژی محور و درک روابط علت و معلولی بین اهداف استراتژیک را برآوره نمیسازد. لذا با توجه به نوع کاربردی که از سیستم انتظار میرود، مدلPIPE کنار گذاشته میشود. (امانی، ۱۳۹۱)
۴)مدل EFQM: این مدل از بیشترین استقبال در بین کشورها برخوردار است. بسیاری از کشورها آن را به همین صورت پذیرفته اند و تعدادی نیز با ایجاد اندکی تغییر آن را به عنوان مدل تعالی سازمان در کشور بکار میگیرند.
۵)مدل PMM : یک مدلی که میتواند برای ارزیابی و مدیریت عملکرد استفاده شود، مدل مدیریت عملکرد میباشد. PMM شاخص های عملکردی اقتصادی و مالی هستند که در تمامی سطوح سازمان قابل کاربرد می باشند. شاخص های بالا برای بدست آوردن آنالیز کامل عملکرد کلی تجارت و کسب و کار اندازه گیری و ارزیابی میشوند. (امانی، ۱۳۹۱)
۶)مدل BSC: کارت امتیازی متوازن، سیستم مدیریت استراتژیک بر مبنای اندازه گیری کلیدی عملکرد در تمامی ابعاد و زمینه های یک موسسه میباشد. مشتری، مالی، فرایند داخلی، رشد و یادگیری. طبق نظرات مالیا و سلکو(۲۰۰۳) PMM با ایجاد روابط علی و معلولی معتبر میان شاخصها برای سازمانها بسیار مهم تلقی میشوند چون آنها با اهداف سازمانی یکپارچه می‏شوند. یعنی PMM و یا BSC در روابط علت و معلولی و جستجوی یکپارچگی اندازه گیری مالی و استراتژیکی هستند که کاربردها و اقدامات غیر مالی و مالی را تحت تأثیر قرار می‎دهند.